من درحال تعریف کردن کل رازای زندگیم، تک به تک جزئیات روزی که داشتم، همهی فکرای رندومی که وسط حرفام به ذهنم میرسه و... برای مامانم تا درس نخونم:
من بعد از هشت بار دیدن فیلمها و سه بار خوندن کتابها بعد از این که به آخر مسابقه سه جادوگر میرسم: