📪 پیام جدید
https://eitaa.com/randooom/4381
اوکیه ولی خب خواستمبگم هواست به کارات باشه
#دایگو
.
چه کاری من خودم مطمئنم که کاری نکردم😂
ولی خب اونی که بخواد پشت سرت حرف بزنه، کاری هم باش نداشته باشی باز یه بهونه ای پیدا میکنه. حتی تهمت هم ممکنه بزنه.
ولی خب باز دمشون گرم اون دنیا بخاطر تهمت ها و غیبتا همه ثواباشونو میگیرم😛
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
همونطور که پیشبینی میشد، محسن چاوشی مارو تو روزای جنگ با علاج نجات داد، که الان با آهنگاش خودش دق بده مارو..
«ali»
@farsitweets
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
به خواهرم گفتم تو با سوسکِ کثیف فاضلاب چه نسبتی داری، گفت خواهرشم =)))))
•TEENم•
@farsitweets
یه دنیای رندوم؛☫🇮🇷
به خواهرم گفتم تو با سوسکِ کثیف فاضلاب چه نسبتی داری، گفت خواهرشم =))))) •TEENم• @farsitweets
یه روز این حرکتو رو داداشم میزنم ببینید کی گفتم🤣
شرمنده که امروز زیاد فعالیت نکردم آخه زیر فشار امتحانا دارم از درون میفروپاشیَم🎀
یه دنیای رندوم؛☫🇮🇷
یه روز این حرکتو رو داداشم میزنم ببینید کی گفتم🤣
خب انجامش دادم🎀🤣
نوجوون که بودم، یه کلاسی بود که عاشقش بودم.
ولی مسیرش خیلی دور بود…
مترو اتوبوس هم تا محدودش میرفت ، و چون تنها بودم، هیچ سرویسی از محل ما قبول نمیکرد منو ببره.
یه روز شوهرخواهرم زنگ زد گفت:
«برو اسمتو بنویس، من میبرمت.»
من تعارف کردم، ولی آخر سر گفت: «نه، میدونی؟ منو انتقال دادن به یه شعبه دیگه شرکت که یه کوچه با کلاس تو فاصله داره!»
و همینطوری شد که سه ماه، هر روز صبح ساعت ۶:۳۰ منو برد
و ساعت ۱۰ منو برگردوند.
یه روز برام کتاب میخرید، یه روز خوراکی.
بیمنت، بیحرف
تا وقتی کلاسم تموم شد، همینطور ادامه داد
بعدتر فهمیدیم اون انتقال شرکت فقط یه داستان بود.
هیچ انتقالی در کار نبود.
قصدش فقط این بوده که
ذوقِ یه دخترِ نوجوون رو زنده نگه داره.
اون نگذاشت مسیر طولانی، شوقِ منو کوتاه کنه.
اون فقط منو نمیبرد کلاس...
اون منو میبرد تا رؤیاهام جا نمونن
》موکاخانِم《
یه دنیای رندوم؛☫🇮🇷
نوجوون که بودم، یه کلاسی بود که عاشقش بودم. ولی مسیرش خیلی دور بود… مترو اتوبوس هم تا محدودش میرف
دلم میخواد یه روزی همچین آدمی بشم:)))