eitaa logo
رنگارنگ 🌸
1.6هزار دنبال‌کننده
15.3هزار عکس
12.7هزار ویدیو
38 فایل
کانال متفاوت و مورد سلیقه همه قشرها مختلف.. داستان های کوتاه و بلند.. از حضرت ادم تا خاتم الانبیا.. حدیث و پیامهای آموزنده و کلیپ های کوتاه و بلند.. کپی برداری آزاد..
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴مواظب قضاوت هایمان باشیم! 🔷اگر دیدی فرزند کسی منحرف شده است پیش داوری نکن خانواده‌اش را مسخره و متهم به بد تربيت کردن فرزندانشان نکن.... 🔅چرا که نوح علیه‌السلام با مشکل فرزند و همسرش مواجه بود درحالیکه مشهور به صفی‌ الله بود. 🔷کسی را که از قومش اخراج کرده‌اند مسخره مکن و نگو بی‌ارزش و بی‌جایگاه است 🔅چرا که ابراهیم علیه‌السلام را راندند درحالیکه مشهور به خلیل الله بود. 🔷زندان رفته و زندانی را مسخره نکن 🔅چرا که يوسف علیه‌السلام سال‌ها زندان بود در حالیکه مشهور به صدیق الله بود. 🔷ثروتمند ورشکسته و بی پول را مسخره مکن 🔅چرا که ايوب علیه‌السلام بعد از غنا ، مفلس و بی چیز گرديد در حالیکه مشهور به نبی الله بود. 🔷 شغل و حرفه دیگران را تمسخر نکن 🔅چرا که لقمان علیه‌السلام نجار، خیاط و چوپان بود درحالیکه خداوند در قرآن مجید به حکيم بودن او اذعان دارد.‌‌ 🔷 کسی را که همه به او ناسزا می‌گویند و از او به بدی یاد می‌کنند مسخره نکن و نگو که وضعيت شبهه برانگیزی دارد. 🔅چرا که به حضرت محمد(ص) ساحر ، مجنون و دیوانه می‌گفتند در حالیکه حبیب خدا بود. پس دیگران را پیش داوری و مسخره نکنیم بلکه حسن ظن به دیگران داشته باشیم. در مسیر حقیقت از خانه تا خدا راهی نیست رفتار زیبای دینی در خانواده هامون را یاد بگیریم. @ranggarang
آمریکا با چه چیزی به ایران حمله می‌کند؟ 🔹مقامات آمریکا در روزهای اخیر بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کرده‌اند اما یک سوال این است که حمله آمریکا اگر قطعی باشد با چه چیزی بنا است انجام شود؟ 🔹آمریکا سال‌هاست تلاش می‌کند ایران را با «تصویر جنگ» بترساند؛ با ناو، تهدید نظامی، بحث تجزیه، ترور مقامات و انواع سناریوهای امنیتی. به‌صورت مستمر فضای رسانه‌ای را با اخبار تحرکات نظامی‌اش اشباع می‌کند تا ذهن جامعه ایران را آشفته و ناآرام نگه دارد. 🔹در این میان، شبکه‌هایی مثل اینترنشنال بدون وقفه و نفس‌گیر، مدام از «حمله قریب‌الوقوع» می‌گویند: ناو آمد، ناو ایستاد، ناو سوخت‌گیری کرد، ناو آماده عملیات شد؛ هواپیما نشست، تجهیزات منتقل شد، تصاویر پرواز منتشر شد و حتی پا را فراتر گذاشته و از «لیست اهداف نهایی» صحبت می‌کنند. 🔹اما بیایید یک لحظه فرض کنیم که واقعاً جنگی رخ دهد. همین چند ماه قبل، ایران در یک درگیری واقعی، اسرائیل را ـ با همه ادعاهایش ـ به عقب‌نشینی وادار کرد. حالا ناو آمریکایی در بهترین حالت چیست؟ نهایتاً معادل یک پادگان شناورِ مجهز. آیا واقعاً می‌خواهند کشوری مثل ایران را با یکی دو پادگان نظامی تهدید کنند؟ 🔹اسرائیل، با آن همه تجهیزات پیشرفته و با وجود داشتن سرزمین اشغالی در منطقه که امکان مانور زمینی محدود هم به آن می‌داد، نتوانست حتی دو هفته در برابر ضربات ایران دوام بیاورد. حالا یک ناو آمریکایی قرار است چه کار متفاوتی انجام دهد؟ 🔹چه تجهیزی روی این ناوها نصب شده که اسرائیل از آن برخوردار نبود؟ 🔹واقعیت این است که کافی‌ست اولین موشک ایرانی، نشانی از خود روی بدنه یکی از این ناوها بگذارد؛ همان یک تصویر، آمریکایی‌ها را دهه‌ها به عقب برمی‌گرداند. آمریکایی که سلطه‌اش بر جهان بیش از آنکه با جنگ واقعی باشد، با «تصویرسازی از قدرت» شکل گرفته، در صورت خدشه‌دار شدن این تصویر، ضربه‌ای حیثیتی و جبران‌ناپذیر خواهد خورد. 🔹یمن را به خاطر بیاورید. کاری که یمنی‌ها با آمریکا کردند فراموش شده؟ ناو هواپیمابر «هری ترومن» چنان از منطقه عقب‌نشینی کرد که حتی یک تصویر شفاف برای اثبات سالم بودنش هم منتشر نشد. 🔹بله، در هر جنگی ضربات متقابل اجتناب‌ناپذیر است، اما باید واقع‌بین بود: جنگ با ایران برای آمریکا پرریسک، پرهزینه و با احتمال پایینِ دستیابی به نتیجه مطلوب است. 🔹با این حال، تحرکات نظامی آمریکا و برخی ادعاهای ترامپ باعث شده تصور «شروع جنگ» در ذهن بخشی از جامعه شکل بگیرد. اینکه جنگ می‌شود یا نه، محل بحث است؛ اما آنچه روشن است این است که دلایل جدی و محکمی وجود دارد که آمریکا را از آغاز جنگ علیه ایران بازمی‌دارد. 🔸نکته مهم‌تر اینجاست که نباید از پروژه اصلی آمریکا غافل شویم: پروژه «فرسوده‌سازی با ترس و خشم». 🔸هدف اصلی، فروپاشی ذهنی است. آمریکا می‌خواهد ذهن ایرانی خسته شود؛ نگران، مضطرب، فرسوده و ناامید. هم نسبت به امنیت کشور دچار ترس شود و هم نسبت به آینده اقتصادی خود احساس بن‌بست کند. این وضعیت، گاهی حتی از خود جنگ خطرناک‌تر است. جنگ سخت برای آمریکا هزینه بالایی دارد، اما «استهلاک ذهنی» سریع‌تر، کم‌هزینه‌تر و به‌مراتب پرسودتر است. حتی اگر احتمال جنگ را هم بدهیم، باید بدانیم پروژه فرسایش روانی، قطعی و در حال اجراست و دقیقاً همین پروژه است که باید خنثی شود. 🔸راهکار اصلی، روایت واقعی میدان است؛ روایتی که نشان دهد آمریکا و اسرائیل پس از بیش از ۲۰ سال آماده‌سازی برای تقابل با ایران، در یک نبرد ۱۲روزه شکست خوردند و خودشان درخواست آتش‌بس دادند. بعد از جنگ هم با فشار مضاعف بر معیشت مردم تلاش کردند شکاف میان مردم و نظام ایجاد کنند، اما باز هم مردم ـ با وجود مشکلات اقتصادی و ضعف‌های داخلی ـ با درک شرایط و برای جلوگیری از تداوم ضربات دشمن، وارد میدان شدند و نتیجه چه شد؟ باز هم عقب‌نشینی آمریکا. 🔸این واقعیت‌ها باید گفته شود؛ شفاف، مستند و مداوم. چون نبرد امروز، پیش از آنکه نظامی باشد، نبرد روایت‌ها و ذهن‌هاست. @ranggarang
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 این‌ مملکت مملکتِ‌امام‌زمان است ... اللهم عجل لولیک الفرج مارو از چی می ترسونید ما عاشق شهادتیم @ranggarang
| اختصاصی | آخرین وضعیت تهدیدات علیه ایران 1️⃣ آمریکا در حال تقویت آرایش نظامی علیه ایران است که البته هنوز تا میزان مناسب برای جنگ خیلی فاصله دارد. 2️⃣ فرانسه و انگلیس هم در این بین با آمریکا به صورت محدود همراه شده اند. 3️⃣ در میان کشورهای منطقه نیز اردن ، باکو ، امارات و کردستان عراق در حال کمک به آمریکا هستند. 4️⃣ حضور نیروی هوایی آمریکا گسترده نیست و به نظر آمریکا قصد اقدامی محدود را دارد. 5️⃣ ترامپ تصمیم به زدن یک ضربه محدود به ایران را دارد و اگر بداند ایران واکنش محدود خواهد بود ، این کار را خواهد کرد. 6️⃣ ترامپ هنوز مردد است چون پیغام ایران به او مبنی بر پاسخ نامحدود به هرگونه ضربه محدود داده شده است. 7️⃣ لابی اسرائیل در حال تلاش برای کشاندن ترامپ به یک جنگ بزرگ با ایران است. 8️⃣ ایران نیز در حال ایجاد اقدامات وسیع نظامی برای پاسخ به هرگونه شیطنت آمریکاست. 9️⃣ اگر ترامپ یقین پیدا کند در تنش با ایران، آمریکا تلفات سنگین می دهد، عقب نشینی خواهد کرد. @ranggarang
🗯 ما را نترسانید از اینکه ما نظامی می‌آوریم، ما نظامی‌های شما را اینجا دفن شان می‌کنیم - امام خمینی رحمة‌الله‌علیه @ranggarang
28.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻دکتر علیرضا معاف چه گفته بود که شبکه چهار، آنتن برنامه زنده را قطع کرد؟! 🎥 بخش‌هایی از این گفتگو را در این کلیپ ببینید. ارزش شنیدن و دقت کردن دارد... @ranggarang
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹همزمان با ورود ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به خلیج فارس ، دیدن این مینی مستند کوتاه ،خالی از لطف نیست !!! ببینید ، دقیقا هشت دهه بعد از قدرت نمایی بی رقیب بریتانیای به اصطلاح کبیر و ایالات متحده آمریکا در اقیانوس ها و خاطرات خوش در تاراج ملت ها، ایرانی ها چه بلایی بر سرشان آوردند که امروز برای بازیابی قدرت از دست رفته شان اینگونه ضجه میزنند!!! @ranggarang
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔴صدور گواهینامه موتور برای زنان نهایی شد 🔹«بهروز آذر» معاون رئیس‌جمهور:صدور گواهینامه موتورسواری زنان نهایی شده و فرایند اجرایی آن در روزهای آینده آغاز می‌شود. 🔹با تصمیم هیأت دولت، صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان با آموزش در آموزشگاه‌های مجاز و نظارت پلیس راهور به تصویب رسید و جزئیات فنی متعاقباً اعلام می‌شود. ✍خب خدارو صد هزار مرتبه شکر که یکی از مطالبات مردم که بهش اعتراض دارن و در مطلوب شدن وضعیت معیشت و سفره مردم تاثیر داره در دولت بهش رسیدگی شد و به تصویب رسید؛ملت خیلی ناشکرن که با داشتن همچین دولت دغدغه مندی بازم معترضن و طلبکار😐 ⁉️خدایی چی میخواین دیگه برین موتوری سواری 🛵🛵گوشت و برنج و روغن و طلا و دلار به چه کارتون می یاد؟ @ranggarang
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زمانی که نخست وزیر پاکستان⁉️ ‌ ذوالفقار علی بوتو NPT را پاره کرد ‌ و گفت ما رفتیم بمب اتم بسازیم ‌آقای عراقچی ،اقای پزشکیان بادشمن اینطوری صحبت می‌کنند با قدرت نه اینکه میرید چرتو پرت میگیید ما خواهان مذاکره هستیم جمع کنیید خودتونو بابا بلد نیستی حرف نزنید حرف نزنید ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌ @ranggarang
لروایت دلدادگی قسمت ۱۱۳🎬: عبدالله کنار دست زنش نشست و با اشاره به فرنگیس گفت : زن ! این کیه؟! از کدام جهنم دره ای پیداش کردی؟ اصلا زنده است؟ از رخت و لباسش معلومه که از بزرگان هست ، بالاخره کس و کارش میان دنبالش... ننه صغری با غضب به عبدالله نگاهی انداخت و‌گفت : جمیله را نمی بینی؟! و سپس دست فرنگیس را در دست گرفت و گفت : زبانت را گاز بگیر بچه ام زنده است ، نگاه کن ،دستانش دم به دم گرم تر می شود ، انگار خون در بدنش جاری میشود... رخت و لباسش هم همان رخت عروسی اش است..کمتر حرف بزن و بگذار کارم را بکنم. عبدالله که دوست داشت ،زودتر این دخترک چشم باز کند و خودش پرده از حقیقت خود و اصالتش بردارد، ساکت شد، خود را به گوشهٔ اتاق کشید و می خواست حرکات تند و فرز ،زنش را نگاه کند که تازه متوجه همهمهٔ بیرون شد. ننه صغری ،ضماد را بر سر فرنگیس گذاشت ، دستی به گردنبند زیبایی که بر گردن او‌ بود کشید و گفت :حکمن ،اجنه او را برده بودند و این طلاهای زیبا هم هدیهٔ آنان است و رو به عبدالله کرد و‌گفت : مگر دروغ می گویم ؟! همه می دانند که از ما بهتران ، چشمشان دنبال دخترهای زیبا هست ، پس روز عروسی جمیله او را دزدیدند....ننه صغری بوسه ای از گونهٔ جمیله گرفت و ادامه داد: اما جمیله ام ، دختر عزیزم آنقدر زرنگ بوده که از چنگ از ما بهتران گریخته و خود را به آب انداخته ،چون می دانسته من همیشه در کوه کمر و کنار رودخانه به انتظار آمدن او هستم. عبدالله با شنیدن این حرف ، آهی کشید ، او‌حالا متوجه شده بود که زنش ، این دختر نگون بخت را از کجا به چنگ آورده و از دلایلی که ننه صغری برای توجیه نبودن جمیله ،قطار می کرد ،شگفت زده شد و در حالیکه زیر لب تکرار می کرد :هه، از ما بهتران!! خدایا توبه...به سمت درب چوبی اتاق رفت و با باز شدن لنگ درب، دسته ای سر از بین آن نمایان شد که گوش خوابانده بودند و می خواستند ببینند در آن اتاق چه می گذرد.. ادامه دارد... 📝به قلم :ط_حسینی @ranggarang
روایت دلدادگی قسمت ۱۱۴🎬: عبدالله بیرون رفت و صدای ننه صغری بلند شد : هووی مرد ، این در را ببند ، اینجا مردمش فضولن، حالا که دیدن جمیله سالم برگشته ، یه بهانه دیگه رو می کنن تا صغری را دیوونه خطاب کنن... عبدالله آهی کشید و همان طور که با تأسف سرش را تکان می داد ، درب اتاق را بست و روی حیاط خانه که سقف خانهٔ همسایهٔ پایین محسوب می شد ، آمد . جمعیت دوره اش کردند و هر کدام سؤالی می پرسید و همهمه ای به پا شده بود، عبدالله دستش را بالا برد و گفت : به خدا منم نمی دونم ،ننه صغری این دخترک را از کجا آورده ، اما تا جایی که از حرفاش فهمیدم ، گویا این دختر بینوا را آب رودخانه آورده ، الانم زنده است ،اما بیهوشه ، ان شاء الله که بهوش آمد ،خودش لب به سخن باز می کند و حرف می زند و آنموقع می دانیم که کیست و‌چکاره است و کمکش می کنیم تا به نزد کس و کارش برود. در این هنگام ،پیرزنی که کاسه ای آغوز در دست داشت و از اهالی مهربان روستا بود جلو آمد و گفت : عبدالله، ننه صغری حالش روبه راه است ؟ می خواهم این ظرف آغوز را بهش برسانم تا به میهمانش بخوراند ، آغوز مقوی ست و زود بیمار را سرحال می آورد. عبدالله ،نگاه خیره اش را به پیرزن دوخت و‌گفت : ننه حلیمه ، اگر قصدت اینه کنار صغری باشی ،بفرما ، فکر نکنم با وجود تو در کنارش مخالفتی کند ،چون تا جایی می دونم ، تو تنها کسی بودی که توی این دو سال که صغری زخم خورده و داغ دیده بود ، نیشخندش نکردی ، اما اگر غرضت خوراندن این غذا به دخترک است ،گفتم که ،او هنوز بی هوش است.. ننه حلیمه ،نفسش را با شدت بیرون داد و از کنار عبدالله گذشت و همانطور که جمعیت خیره نگاهش می کرد ، جلو رفت و درب اتاق را باز کرد و بدون اینکه حرفی بزند وارد اتاق شد و درب را بست. عبدالله بر تخته سنگی که کمی آن طرف تر بود نشست و جمعیت هم که هر لحظه بیشتر می شد ، به تبعیت از او نشستند... هرکسی پیرامون فرنگیس حرفی میزد و اظهار نظری می کرد ، انگار این دختر از آسمان نازل شده بود که فضای تکراری روستا را هیجانی تازه ببخشد،هرکسی در رابطه با خانواده او نظری می داد، اما همه با هم بر این موضوع توافق داشتند که این دخترک هر که هست از خانواده اعیان و اشراف است ،چون لباس های گل آلود و حریر و‌گرانبهایی که بر تن او بود، گواه این موضوع بود. همه گرم گفتگو بودند که درب اتاق باز شد و سر ننه حلیمه از بین درگاه بیرون آمد و گفت : هووی عبدالله... عبدالله مثل فنر از جاپرید و گفت : چی شد ننه حلیمه ،من همینجا هستم ،نیاز نیست های وهوی کنی ننه حلیمه که انگار مسولیت شاقی به او داده باشند ، گلویی صاف کرد و‌گفت : صغری میگه ، الان وقت ادا کردن نذر شده ، نذر کردم ،جمیله که برگشت برایش قربانی کنم، فی الفور ،سر یکی از بره ها را ببر ، در ضمن بدن این دختر ضعیف شده باید سوپ گرمی برایش فراهم کنیم و بهوش که آمد ، غذایی به او بدهیم که توان و نیرویش برگردد. عبدالله که درست است آنچنان دارا نبود اما برای همان که داشت ،سخاوتمند بود ، نفسش را بیرون داد و در حالیکه هعی هعی می کرد ، رو به یکی از اطرافیانش کرد و‌گفت : جعفر، اون چاقوی شاخی تیزت را بیار، وقتی ننه صغری یک‌چیزی بخواد ،باید براش فراهم کنم ، عبدالله توان مخالفت با ننه صغری را ندارد... با این حرف عبدالله ، قهقهٔ جمع به هوا رفت و جعفر با شتاب به سمت خانه اش روان شد. ادامه دارد 📝به قلم :ط_حسینی @ranggarang