38.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔️ عارف واصل ایت الله حسن زاده آملی:توبه واقعی کدام است ؟
@ranggarang
🔺رسانه عراقی نایا نوشت: ایران با قدرت نظامی خود، مکان مذاکرات را بر آمریکا تحمیل کرد.
@ranggarang
🔴 اینبار مذاکره برای جنگ است!
✍برخی دوستان دلسوز از شروع مجدد مذاکرات میان ج.ا. و آمریکا ابراز نگرانی می کنند و می پرسند اکنون این مذاکرات چه ضرورت و توجیهی دارد!؟ در پاسخ باید به چند نکته توجه کرد:
🔻نکته اول اینکه دشمن می خواهد بازی کند ما هم بازی می کنیم البته به روش خودمان. بازی با مذاکره، تاکتیک نظام برای عبور از این شرایط و با هدف وقت گرفتن، استمرار و تشدید روند تردید و چند دستگی در جبهه دشمن، تقویت هر چه بیشتر توان نظامی کشور و اعلام صداقت به آن دسته از کشور هایی است که مصرّانه از ایران می خواهند که مذاکره را کنار نگذارد.
🔻نیروهای مسلح این بار از فرآیند های مذاکراتی فریب نخواهند خورد و دچار غافلگیری و غفلت نخواهند شد. این درس بیست و سوم خرداد ماه بود پس نگران این قضیه نباشید.
🔻نکته دوم اینکه ما می دانیم مذاکرات شکست خواهد خورد، زیرا آمریکای دوره ترامپ به شدت زیاده خواه، دارای خوی استکباری وامپریالیستی است و آنقدر سطح مطالباتش در مذاکرات بالا است که هیچ امیدی به رسیدن به نقطه مشترک وجود ندارد. آمریکا سه چیز می خواهد؛ تعطیلی صنعت هسته ای و تحویل 470 کیلو اورانیوم غنی شده 60 درصد و همچنین انهدام توان موشکی و توقف فعالیت های منطقه ای.
🔻به عبارت دیگر نقشه آمریکا این است که سه مؤلفه قدرت ما را بگیرد تا هروقت که اراده کرد کمر ما را بشکند و این امر محال است که ممکن شود! بنابراین ما داریم بازی می کنیم با چشمان باز، بی اعتماد به دشمن، تا هم اندک افرادی که در کشور هنوز کور سوی امیدی به مذاکره دارند و همچنین دوستان بین المللی ما صداقت مان را به عینه ببینند و فردا روزی بهانه نکنند که اگر مذاکره می کردید جنگ نمی شد.
🔻پس از مذاکرات کنونی نترسید. آقای عراقچی واقعا با اقتدار و بی اعتماد به دشمن کار می کند، شورای عالی امنیت ملی عمدتا تدابیر خوبی دارد و نیروهای مسلح ما با کمک دوستانمان با یک سرعت حیرت آوری در حال تقویت توان دفاعی و تهاجمی کشور هستند. این بار مذاکره برای صلح نیست برای آماده شدن در مقابل یک جنگ تحمیلی احتمالی است تا اینکه یا دشمن از حماقت پرهیز کند و یا اینکه اگر حماقتی کرد محکمتر پاسخ ببیند‼️
@ranggarang
سید عباس موسوی،
یکی ازموسسین حزب الله لبنان تعریف کرد
که وقتی امام از دنیا رفت جهت عرض تسلیت خدمت حاج سید احمد آقا فرزند امام رفتم.
خواستم ایشان را تسلی دهم یادم آمد از آنچه در کتاب خوانده بودم.
حدیث پیامبر(ص)که میفرماید:
در آخرالزمان فرزندی از فرزندان من می آید که همنام عیسی روح الله است
و در مقابل ظلم میایستد اما عمرش کفاف نمیدهد
جانشین او که همنام تو علی هست و از ناحیه دست راست جراحت دارد حکومتش آنچنان طولانی میشود تا پرچم را به دست مهدی آل محمد میسپارد.
سید احمد آقا گفت: اتفاقا درششم تیر ماه سال ۱۳۶۰ که آقای خامنه ای در یک انفجار صدمه دید،
امام در خانه مرا صدا کرد و گفت چرا ناراحتی احمد برای آقای خامنه ای اتفاقی افتاده؟
گفتم بله.در مسجد اباذر بمب منفجر شده.
امام گفت.آیا دستش هم جراحت دیده .
تعجب کردم گفتم:بله.
امام ناگهان سر به سجده گذاشت و گفت:الهی شکر،الهی شکر،الهی شکر
سید احمد آقا میگه،تعجب کردم.
دست آقای خامنه ای صدمه دیده،
الهی شکر؟
حالا که شما این حدیث را گفتی فهمیدم چرا امام خدا را شکر کرد.
@ranggarang
✍چرا غرب با سپاه مشکل دارد؟
١.🇮🇷 سپاه در جریان ترور علمدار،
قطر را تهدیدبه انتقام کرد؛و امیرقطر با ٣ میلیارد دلارپول نقد سراسیمه به ایران آمد
٢.🇮🇷 سپاه نازنین زاغری رادستگیرمیکند؛
ودولت با مبادله زاغری،
۴۰۰ میلیون پوند انگلیس نقداً تحویل میگیرد
٣.🇮🇷 سپاه پالایشگاه های فاز ۱۳،١۵،١۶،٢٢،٢٣،٢۴میسازد؛
وتحویل مردم میدهد
۴.🇮🇷 سپاه سکوی گازی برای میدان گازی مشترک با قطر میسازد
۵🇮🇷 سپاه سیدکاووس امامی را که به بهانه پلنگ ایرانی،درحال جاسوسی ازمراکز نظامی بود؛ دستگیرمیکند
۶.🇮🇷 سپاه گلوی داعش درسوریه را فشرد؛
وخفهاش کرد
٧.🇮🇷 سپاه داعش را از ٧٠ کیلومتری بغدادعقب راند؛ تا عراق سقوط نکند
٨.🇮🇷 سپاه با کار اطلاعاتی عبدالشیطان ریگی را ردیابی کرد
٩🇮🇷 سپاه پروژههای بزرگ سازندگی را از چنگ خارجیها درمیاورد؛ و به پیمانکاران داخلی میسپارد؛ تا بسازند وتولیدثروت کنند
١٠.🇮🇷 سپاه روحالله زم را ازفرانسه به عراق کشاند؛و کَت بسته به ایران آورد
١١.🇮🇷 سپاه پالایشگاه بنزین ستاره خلیج فارس را با پیمانکاران ایرانی ساخت؛
تا از وارد کننده بنزین به صادر کننده بنزین تبدیل شویم
١٢.🇮🇷 سپاه در سیل گلستان وارد شد؛
همانوقت که استاندار گلستان در سفر خارجی بود
١٣🇮🇷سپاه با عبور از اروند و فتح فاو، رکورد جدیدی در جنگهای کلاسیک دنیا رقم زد؛
کاری که در سواحل نرماندی آمریکاییها نتوانستند انجام دهند
١۴.🇮🇷 سپاه چتر اطلاعاتی برای مسئولینی که در خطر جاسوسی هستند ایجاد میکند؛
و آنها را از چنگال دشمن بیرون میکشد
١۵.🇮🇷 سپاه حزبالله لبنان را همچون خنجری بر سینه اسرائیل وارد کرده است
١۶🇮🇷 سپاه حشدالشعبی عراق را سازماندهی میکند؛ تا امنیت مان تضمین شود
١٧🇮🇷 سپاه جیش الوطنی سوریه را سازماندهی کرد؛تا امنیت مان تضمین شود
١٨.🇮🇷 سپاه سدسازی در کشور را بومی کرد؛
و سد عظیم کرخه را ساخت
١٩.🇮🇷 سپاه چنان یمن را آموزش و تجهیزات دادهاست؛که عربستان را به گریه انداخت
٢٠.🇮🇷 سپاه باب المندب را از چنگ عربستان و آمریکا درآورد
٢١.🇮🇷 سپاه در اروند رود ملوانان انگلیسی را دستگیر کرد؛ تا نیروی مارینز انگلیسی نتواند نگاه چپ به آبهای سرزمینی ایران بکند
٢٢.🇮🇷 سپاه دوبار در اروند و خلیجفارس نیروهای آمریکایی را در حالتی که شلوارشان خیس بود دستگیر کرد.(فیلم موجود است)
٢٣.🇮🇷 سپاه از تمام مسؤلین نظام محافظت میکند
٢۴.🇮🇷 سپاه دهها فقره هواپیما ربایی را در داخل هواپیما خنثی کردهاست
٢۵.🇮🇷 سپاه از تمام فرودگاههای کشور محافظت میکند
٢۶.🇮🇷 سپاه از تمام دیپلماتهای نظام محافظت میکند
٢٧.🇮🇷 سپاه پهپاد افسانهای آمریکا را با قدرت ساقط کرد؛ و لاشهای را از خلیجفارس جمع کرد
٢٨🇮🇷 سپاه پهپاد RQ70 را هک کرد؛
و سالم غنیمت گرفت
٢٩.🇮🇷 سپاه نمونه RQ70 را به روسیه داد؛
و تکنولوژی بالا و سری از روسیه گرفت.
٣٠.🇮🇷 سپاه پهپاد اسرائیلی هرمس را نزدیک نطنز ساقط کرد
٣١.🇮🇷 سپاه حیدریون پاکستان و فاطمیون افغانستان را سازماندهی کرد؛ تا نیروهای نیابتی نظام باشند
٣٢.🇮🇷 سپاه با تقسیم کار بین پیمانکاران کوچکتر، جاده و راهآهن میسازد
٣٣.🇮🇷 سپاه قطعات حساس مورد استفاده در صنعت را میسازد؛و به صنعتگران تحویل میدهد
٣۴.🇮🇷 سپاه با قدرت تحریم را دور میزند؛
و قطعات لازم برای صنایع نظامی و غیرنظامی را وارد ميکند
٣۵.🇮🇷 سپاه کار تحقیقاتی علمی میکند؛
و سرریز دانش آن نصیب کشور میشود.
٣٧.🇮🇷 سپاه پیوند دانشگاهیان و مراکز صنعتی را برقرار کردهاست.
٣٨.🇮🇷 سپاه آب غیزانیه را تأمین میکند؛
و استاندار خوزستان فقط ذکر سبحان الله میگوید
٣٩🇮🇷 سپاه عوامل ترور شهدای هستهای را شناسایی و بازداشت ميکند.
۴٠.🇮🇷 سپاه صرافیهای تعطیل شده در امارات را که شاهرگ ارزی کشور هستند؛
با یک تشر به حاکم امارات بازگشایی کرد.
۴١.🇮🇷 سپاه طرح دفاع موزائیکی را در کشور نهادینه کرد.
۴٢.🇮🇷 سپاه بسیج را به عنوان بدنه محافظ مردم در شهرها سازماندهی کردهاست.
۴٣.🇮🇷 سپاه نیروهای وفادار به جمهوریاسلامی را در اقصی نقاط جهان حمایت ميکند.
۴۴.🇮🇷 سپاه پ.ک.ک را در شمالغرب لِه ميکند.
۴۵.🇮🇷 سپاه با نمایش موشک و شهرهای موشکی،خواب دشمن را برای حمله به کشور آشفته کردهاست.
۴۶.🇮🇷 سپاه حمله گسترده آمریکا به سوریه را خنثی کرد.
۴٧.🇮🇷 سپاه با توقیف نفتکش انگلیسی، صادرات محصولات نفتی ایران را در اقیانوسها تضمین کرد.
۴٨.🇮🇷 سپاه ناوهای آمریکایی درخلیج فارس را ذلیل کردهاست ودستور داده که همه بایدبا ایرانیها فارسی صحبت کنند.
@ranggarang
روایت دلدادگی
قسمت۱۲۶🎬:
شاهزاده فرهاد که سخنان شاهدی را که با چشم خود، سرنگون شدن فرنگیس را در رودخانه دیده بود ،شنید و همانطور که از عصبانیت دندان بهم می سایید و زیر لب ، بد و بیراه نثار بهادر خان می کرد، دستور داد که وجب به وجب رودخانه و اطرافش را تا فرسنگ ها دورتر بگردند.
بعد از چندین شبانه روز جستجو ، هیچ اثری از فرنگیس نیافتند ، گویی اصلا دختری به اسم فرنگیس نبوده ... و از طرفی هیچ خبری هم از بهادرخان نبود ، احتمالا این روباه مکار بعد از آن عمل وحشتناک ،فرار را بر قرار ترجیح داده و به جایی دیگر رفته تا از انظار مردم و دولتیان به دور باشد
فرهاد ، با دلی غمگین و روحی شکسته به خراسان برگشت و هر آنچه را که اتفاق افتاده بود بیان کرد و با مِن مِن واقعیت مطلب را گفت و تاکید کرد ، دیگر نباید منتظر بود که فرنگیس زنده باشد، چون اگر زنده بود آنها ردی از او بدست می آوردند ، او با خود می اندیشید ، براستی که فرنگیس طعمهٔ آب شده و در دم خفه شده و احتمالا بدنش هم جایی در روی این کره خاکی ، خوارک حیوانات کوه و کمر می شود.
بعد از برگشتن فرهاد ، مراسم ختم بسیار باشکوهی برای فرنگیس برگزار شد و روح انگیز این مادر زجر کشیده ، مانند انسان های مجنون به حرم امام رضا علیه السلام رفت و خود را با زنجیری به ضریح متصل کرد و با امام خودش درددلها می کرد و عهد نمود تا خبر درستی ازفرنگیس نرسد حرم را ترک نخواهد کرد و به خانه باز نمی گردد...
ادامه دارد....
📝به قلم :ط_حسینی
@ranggarang
روایت دلدادگی
قسمت ۱۲۷🎬:
ابو مرتضی ، حاکم کوفه که مردی فهمیده و دنیا دیده بود و هیجان روحی این پسرک قاصد را که عجیب به دلش می نشست ،دید .
دانست که او دلش در گرو مهر کسی افتاده که دل عالم امکان در گرو مهر اوست ، پس صلاح ندید که او را مجبور به ماندن کند و علی رغم ،خواهش همسرش مبنی بر نگه داشتن سهراب در قصر کوفه ، سهراب را به همراه چند سرباز راهی مسجد سهله کرد.
اما چند تن دیگر را نیز مأمور کرد تا مخفیانه تمام حرکات سهراب را زیر نظر بگیرند و هر کجا که رفت با او باشند و درضمن وسایل رفاه و وعده های غذایی او را به طریقی که خودش نداند از کجا می رسد برای او فراهم نمایند.
سهراب سرشار از حس خوب دیدار ،سوار بر رخش ، این اسب راهور و یار قدیمی به همراه دو نفر سرباز در تاریکی شب بعد از خواندن نماز و صرف شام در خدمت حاکم و همسرش که کاملا مشخص بود به او لطفی ملموس داشتند، به سمت مسجد سهله حرکت نمود.
هوای شب که به صورتش می خورد ، او را سرحال تر می آورد ، او با چشم دوختن به ستارگان آسمان که گویی هر کدام در دل خویش رازی نهفته داشتند با خود می گفت: براستی که شب آفریده شده برای آرامش و یا به قول درویش رحیم، شب خلق شده برای عبادت ، برای در محضر خدا بودن و تلاش برای گلچین کردن روزها و نعماتی که قرار است در روز برای ما مقدر شود.
راه تاریک بود اما دل مسافر این راه روشن روشن می نمود.
بالاخره بعد از ساعتی سوارکاری که با سرعت و اشتیاق می گذشت ، به مسجد سهله رسیدند.
سهراب از عجله ای که برای دیدار داشت ، مانند انسان های مجنون ، خود را از اسب به زیر انداخت ، همراهش افسار اسب را گرفت و سهراب اصلا نفهمید که رخش این اسب زیبا و دوست داشتنی اش را به کجا می برد...
او فقط می خواست به آن فرشته نجاتش برسد....همین...
اما نمی دانست که در مسیر عشق پای گذاردن کار هر کس نیست....و سختی ها پیش رو داری تا به آن دلدار دل آرا برسی...
ادامه دارد...
📝به قلم :ط_حسینی
@ranggarang
روایت دلدادگی
قسمت۱۲۸🎬:
سهراب هراسان وارد مسجد سهله شد، در نور کم فانوسی که جلوی محراب گذاشته بودند ، تک و توک افرادی را دید که مشغول عبادت هستند.
همانطور که زانو هایش می لرزید و با خود فکر می کرد ،یکی از این افراد، همان فرشته ایست که به دنبالش به اینجا کشیده شده است ، جلو رفت .
کنار هر کس که می رسید اندکی تعلل می کرد و خوب چهره اش را می نگریست ، تک تک افراد را نگاه کرد ، اما هیچ کدام آن دلدار دلارای این روزهایش نبود.
فقط یک نفر مانده بود که هنوز او را ندیده بود.
سهراب خیره به محراب و آخرین نفر بود که از پشت سر او را می نگریست ، ناگاه با صدای مردی که در کنارش نشسته بود به خود آمد : آهای جوان ، گویا دنبال کسی هستی ؟
سهراب که حالا متوجه مرد میانسال کنارش که با زبان عربی غلیظ با او صحبت می کرد شد ، خم شد و کنارش زانو زد و همانطور که دست او را که به سمتش دراز شده بود و نشانه دوستی بود ، در دست می گرفت و می فشرد گفت : راستش..راستش ..دنبال کسی می گردم ، نام و نشانش را نمی دانم اما به من گفته که اگر روزی خواستار دیدارش شدم ، در این مکان او را بیابم...مسجد سهله....فکر می کنم او امام جماعت این مسجد باشد...
مرد عرب ، آهی کشید و گفت : عجب...پس تو دنبال کسی هستی که اورا نمیشناسی...من و تو با هم شباهتی داریم ،اخر من هم به دنبال شخصی خاص مدتهاست معتکف این مسجد شده ام و نیت کرده ام تا چهل روز به عشق دیدن رویش در اینجا بمانم ،اما فرق من با تو در این است که من نام و نشان آن یار غایب از نظر را می دانم و تو نام و نشان کسی را که تو را به خود دعوت کرده نمی دانی...
سهراب که سخنان این مرد بر دلش نشسته بود ،لبخندی زد و گفت : چه جالب...می شود بگویی شما به دنبال چه کسی به اینجا آمدید و سؤال دومم هم این است که آیا امام جماعت این مسجد را می شناسی؟
مرد لبخند محزونی زد و در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت : من به دنبال ان غایب همیشه حاضرم ، من به دنبال آن یاری رسان درماندگانم ، من به دنبال آن یار در راه ماندگانم ، من به دنبال آن بیابان گرد دورانم ، من به دنبالم مولایم صاحب الزمانم ...
سهراب از حرفهای این مرد انگار چیزی درون دلش به گردش درآمده بود ، گویی او با حرفهایش نشانی همان مردی را می داد که الان سهراب با تمام وجود، محو او شده بود و اخر کلام مرد را با خود تکرار کرد«صاحب الزمان»...به نظرش بسیار آشنا می آمد....می خواست حرفی بزند و احساساتش را بروز دهد که مرد عرب همانطور که اشک چشمانش را پاک می کرد به سمت محراب اشاره نمود و گفت : اگر به دنبال امام جماعت این مسجد هستی ، آن مردی که نزدیک محراب مشغول راز و نیاز است، همان کسی ست که به طلبش آمدی...
سهراب که با شنیدن این حرف ، رشتهٔ افکارش پاره شده بود و اصلا یادش رفت چه می خواهد بگوید از جا بلند شد و شتابان به سمت محراب رفت...
ادامه دارد...
📝به قلم :ط_حسینی
@ranggarang
31.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 مداحی با لحجه ی یزدی
فلفل نبین چه ریزه😍😍
@ranggarang