eitaa logo
رَنْج‌بَرْ
54 دنبال‌کننده
681 عکس
183 ویدیو
19 فایل
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در #فَغان و در غوغاست میز کار در ایتا: @ranjbarart میز کار در بله: @ranjart
مشاهده در ایتا
دانلود
‌ 🔹سریال «عاشورا» فقط روایت زندگی مهدی باکری نیست که داستان یک لشکر است؛ داستان «لشکر ۳۱ عاشورا» و سرگذشت رزمندگان ترکی که هرکدام، قصه‌ای متفاوت برای تعریف کردن دارد. 🔹رویکرد هادی حجازی‌فر در گزینش قصه‌هایی متعدد و تمرکز نکردن بر یک خط داستانی، به تک‌تک قصه‌ها نیز سرایت کرده و روایت هر قصه به جای اینکه مبتنی بر ساختاری خطی و کلاسیک باشد، بر پایه موقعیت‌های متعددی است که داستان را نه در طول، که در عمق بسط می‌دهند. 🔹ریشه این ساختار روایی را باید در اوایل دهه نود و در سریالی دیگر جست: «آخرین روزهای زمستان». داکیودرامِ مهدویان با تمرکز بر زندگی روزمره و با استفاده از مولفه فرمال «صدای واقعی»، روایتی باورپذیر از فرماندهان جنگ ارائه می‌داد. «عاشورا» در عین بهره‌وری از تجربه «آخرین روزهای زمستان»، ساختار روایی آن را در سینمای داستانی بسط می‌دهد. سریال «عاشورا» وفادار به قواعد سینمای داستانی است. در سینمای مستند جای نمی‌گیرد و در عین حال، خطوط داستانی‌اش را نه حوادث بزرگ میدان نبرد، که برخوردها و موقعیت‌هایی ساده تشکیل می‌دهند. موقعیت‌هایی که هر از چند گاهی، منجر به شکل‌گیری «آن»‌‌های به‌یادماندنی می‌شوند تا برای ما حافظه‌ای بصری از زیست آدم‌های دوران جنگ بسازند. 🔹جذابیت «عاشورا»، که آن را به یکی از مهم‌ترین آثار ژانر دفاع مقدس تبدیل کرده، در انباشت مجموعه‌ متراکمی از «آن»‌هایِ داستانی است؛ لحظاتی خاص و متعین که شخصیتِ‌ داستان – و مخاطب – را به کشف و شهودی می‌رساند و از جریان عادی زندگی جدا می‌ایستد. 🔹اگر مدت زمان فیلم «موقعیت مهدی» اجازه تأمل کامل روی این لحظات را به ما نمی‌داد – و چه‌بسا با حذف سکانس‌ها و صحنه‌هایی، دست ما را از این لحظات کوتاه می‌کرد – اما در قالب یک سریال هفت قسمتی و نزدیک به ۳۵۰ دقیقه قصه‌گویی، با خیال راحت می‌توانیم در دنیای مهدی باکری و آدم‌های دور و برش غرق شویم و آرام‌آرام، این «آن‌»های داستانی را تجربه کنیم. 🔹در این مجموعه فرسته‌ها، سکانس‌هایی از سریال «عاشورا» را مرورکرده‌ایم؛ سکانس‌هایی که «آن‌»های زندگی مهدی باکری و همرزمانش را به چنگ آورده‌اند. در بخش اول، آن‌های دلتنگی این سریال را گلچین کرده‌ایم؛ لحظاتی از جنس دل‌تنگی و چشم‌انتظاری.
روز قبل سفر_گلزار شهدای قم خداحافظی با آقا مهدی... @ranjdarranj
فقط می‌خوام بهتون گزارش لحظه به لحظه بدم که نگرانم نشید یه وقت خدایی نکرده... تحملم کنید فعلا😁🌱 رنج در رنج
هعی... رنج در رنج
رزق آخرین ساعات قبل سفر دیدار دوست عزیزی بود که قبلا فقط از او شنیده بودم. همان نیمه‌های شب بحث به اینجا کشیده شد که چه چیزی به جز حضور در جنگ می‌تواند برخی مفاهیم را به افراد انتقال دهد؟ چه چیزی جز جنگ کودک شش ساله را به این مرتبه از صبر و فهم می‌رساند؟ این شور و شعور و حماسه را کجا می‌توان جستجو کرد؟ چگونه باید مفهوم مبارزه و مقاومت را برای دخترک دهه نودی ایرانی توضیح داد؟ آخر شما نگاه این زن را ببینید... اقتدار و رنج کمیابی که اطراف ما کمتر پیدا می‌شود را حتی در چشمان بسته‌ی این کودک می‌توان دید و احساس کرد. حتی مایی که برخی‌هایمان این شب‌ها سخت چشم روی هم می‌گذاریم هم بعد از مدتی آتشمان فروکش می‌کند و گَرد عادت روی شانه‌هایمان می‌نشیند. تا در میانه‌ی میدان نباشی نمی‌توانی ادعا کنی که تمام ماجرا را درک می‌کنی مگر آنکه جزوی از آن حوادث نادری باشی که بعضا در همین گوشه و کنارها رخ می‌دهند. پس چه باید کرد؟ چگونه یک دختر نوجوان ایرانی از خودش فاصله می‌گیرد و به فلسطین و دختران و کودکانش فکر می‌کند؟ آن هم در تربیتی‌ که خودخواه‌ترین، مفت‌خورترین، بی‌تفاوت‌ترین و ابله‌ترین افراد را تحویل جامعه می‌دهد. طبق سنت همیشگی تاریخ باید روحی باشد وگرنه فاتحه‌ی نسل آینده را باید خواند... یقینا راهی هست‌. باید زخم‌هارا تحمل کرد و باید به این رنج امیدوار بود. مطمئنا چیزی باید در میان باشد. سرّی‌ست در این رنج... این روزها تمام دعاهایمان تو هستی ای 🌿 ... و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین رنج در رنج @ranjdarranj
هدایت شده از اسکرین‌ شات
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در بیمارستان شفا چه می‌گذرد؟😞 🔻🔻🔻 با اسکرین‌شات همراه شوید ایتا | تلگرام | اینستاگرام | بله | آپارات | یوتیوب
هدایت شده از اسکرین‌ شات
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رفتم خونه مادربزرگم آب بیارم که ناگهان .....😭 🔻🔻🔻 با اسکرین‌شات همراه شوید ایتا | تلگرام | اینستاگرام | بله | آپارات | یوتیوب
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هم اکنون در کوپه‌ی ما... بحث خیلی تخصصی و جدی شده ترکیب: دو تا حاج خانم دو تا دختری که فقط خدا رو قبول دارن دو تا دختر چادری البته ما این بالاییم بیشتر نگاه می‌کنیم طبق معمول... @ranjdarranj
هم زمان داره اطلاعات دینیم داره افزایش پیدا می‌کنه
بحث اعتقادی خیلی متمدنانه بود ولی الان دو نفر دیگه اومدن دعوا شده سر تخت😅