eitaa logo
رسانه فرهنگی رَثا رِسا
668 دنبال‌کننده
5 عکس
0 ویدیو
1 فایل
شعر ملودی نماهنگ سرود و... ارتباطات : @kongere_khanegi
مشاهده در ایتا
دانلود
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها به روایت هفتاد و پنج روز: در سینه ماند آه تو هفتاد و پنج روز شد درد تکیه‌گاه تو هفتاد و پنج روز مانده است رد پای چهل مرد و رد خون؛ بر چادر سیاه تو هفتاد و پنج روز از دید مردمی که تو کردی دعایشان گریه شده گناه تو هفتاد و پنج روز در پشت ابر معجر تو زخم خورده ماند روی شبیه ماه تو هفتاد و پنج روز مادر به حد فاصل دیوار و در چرا خیره شده نگاه تو هفتاد و پنج روز خاک سیاه بر سر اهل مدینه که بستر شده پناه تو هفتاد و پنج روز . . . https://eitaa.com/rasaresa
تقدیم به حضرت زهرا سلام الله علیها: کبودی سهم این بانو نباید می شد اما شد ولایت نیز جرم او نباید می شد اما شد عناصر تحت فرمان علی بودند پس آتش؛ یقین با میخ در هم‌سو نباید می شد اما شد علی مامور بر صبر است،هنگام هجوم، این راز برای دشمنانش رو نباید می شد اما شد تمام خیر مطلق با تمام کفر محض آن روز میان کوچه رو در رو نباید می شد اما شد در این خانه را با پا نباید می‌زد اما زد شکستن قسمت پهلو نباید می شد اما شد جز آن که چشم او کم سو نباید می شد اماشد ورم هم حرز آن بازو نباید می شد اما شد که تا پنهان بماند دیگر آن زهرای سابق نیست بمیرم دست بر جارو نباید می شد اما شد کسی که روح مابین دو پهلوی پیمبر بود از این پهلو به آن پهلو نباید می شد اما شد یدالله از در مسجد یقینا تا در خانه چهل جا دست بر زانو نباید می شد اما شد نباید می شد اما شد نباید می شد اماشد کبودی سهم این بانو نباید می شد اما شد سیدحسین حسینی تکیه ای . . . https://eitaa.com/rasaresa
هرکه از این روضه شد آگاه حالش خوب نیست گاه مادر رو به راه و گاه حالش خوب نیست تازگی ها با اذان غم می نشیند در دلم اشهد ان ولی الله...حالش خوب نیست غیراز آن هجده بهار واقعی درعمر خود زندگی این فرصت کوتاه حالش خوب نیست آه تا در باز شد صد آه تا در بسته شد آه تا در...آه...مادر... آه... حالش خوب نیست چند وقتی می شود غیر از سیاهی نیست شب چند وقتی می شود که ماه حالش خوب نیست روضه رااینگونه میگوید حسن دربین خواب دست بردارید از او والله حالش خوب نیست سیدحسین حسینی تکیه ای . . . https://eitaa.com/rasaresa
ترانه ای تقدیم به حضرت زهرا سلام الله علیها: تلخ و ادامه داره این غصه تا همیشه اینکه تبر به دستا رفتن سراغ ریشه در می‌زدندوحیدر می‌دیدو پشت اون در کاشکی می‌شد نمی‌رفت مادر با بارشیشه بایدکه مرد ازاین غم توخونه خودش هم دست علی رو بستن ،شیرو زدن توبیشه گفتش با گریه خواهر آهسته با برادر مادر دیگه گمونم هیچ جوره خوب نمی‌شه بعد از نبود زهرا قطعاً برای مولا این زندگی بعیده که دیگه زندگی شه از بس برای ما درد هر شب کشید زهرا؛ مادر نوشته میشه مادرد خونده می‌شه https://eitaa.com/rasaresa
تقدیم به حضرت ام‌البنین سلام الله علیها: هم برای پسر فاطمه مادر خوانده‌ست هم که او را پسر فاطمه مادر خوانده‌ست فاطمه جای خودش،آمدو از باب ادب از پس اسم خودش هرچه صفت را رانده‌ست مادری فکر قشنگی‌ست و این مضمون را به دل بیت علی یک تنه برگردانده‌‌ست بارها از دل در رفت‌و نگفت این در را که ورودی بهشت است چه کس سوزانده‌ست سال‌ها رفت‌و بدون قمر این منظومه بر جهان پیروهن مشکی شب پوشانده‌ست حال در نزد بشیری که نذیر است چقدر مادر حضرت درمان جهان در مانده‌ست شرم می کرد که می‌دید به دست زینب رد زنجیر به شکل دو النگو مانده‌ست تا که شاید عقب قافله باشد پسرش آه صد بار سرش را به عقب چرخانده‌ست شست از اشک دو تا چشم خودش را یک عمر که به شط ساقی او امدو شست از جان دست دست می‌زد به‌روی دست و نمی کرد قبول احدی دست درازی بکند بر آن دست سجاد شادان پور https://eitaa.com/rasaresa
اَلسَّلَامُ عَلَیکِ یَا زَوجَةَ امیرِالمُؤمنِین . . داغ، داغ چهارتا پسر است داغ اما برای یک نفر است گرچه افتاده است در بستر چشم هایش هنوز هم به در است همهُ بچه هاش چون ماهند یکی از بچه هاش ماه تر است مثل یک آسمان و یک مهتاب یک بنی هاشم است و یک قمر است روضه خوان غریب کرببلاست این که امروز راهی سفر است نقل قول از شنیده ها دارد غم او چون ندیده،بیشتر است راز ام البنینی اش این است که شب مرگ خویش بی پسر است «کربلا گرچه غایب است این زن» «ولی ام المصائب است این زن» اینکه امشب به بستر افتاده ست زده بر سینه ی دو دنیا دست دیگر ام البنین نخوانیدش چون که شسته ست از پسرها دست روضه خوان،روضه اش شروع شده روضهُ اشک،مشک،سقا،دست روضه خوان مادر است و تا به ابد قهر کرده ست اینچنین با دست از غم ساقی اش ننوشیده ازلب آب های بالادست روضه خوان گفت:شیر من عباس گرچه در نوع رزم استادست تا که تا خیمه مشک را ببرد گفت:دستم به دامنت یا دست روضه خوان گفت: شیر من عباس نه که انداخته جهان را دست دست خالی بر او برو که کند دست گیری ز بی کسان با دست «گرچه باب الحوائج عباس است» «روی مادر همیشه حساس است» حسرتی مثل حسرت من داشت داغ کرب و بلا نرفتن داشت تا بدوزد به اشک، عالم را بین مژگان نخی به سوزن داشت در خیالش همیشه وقت وداع دست فرزند را به گردن داشت سوخت در خویشتن که کاش آن روز سر عباس را به دامن داشت گله از تیر هر قَدَر هم داشت؛ بیشتر از عمود آهن داشت ناگهان نور حُجره را پُر کرد جان،خیال عبور از تن داشت روضه خوان چشم های خود را بست مثل عباس قصد رفتن داشت «حجره کم کم شبیه علقمه شد» «مثل ام البنین که فاطمه شد» یا اباالفضل گفت و در، وا شد دشت کرب و بلا هویدا شد روضه خوان پا گذاشت بر منبر کمر هفت آسمان تا شد بغل خویش را گشود از هم چار فرزند در بغل جا شد کربلایش دوباره شکل گرفت خانم ام البنین چو زهرا شد علت سر به زیری عباس؛ در کنار حسین پیدا شد شیرهایش اگرچه جمع شدند؛ عمل جمع زود مِنها شد شیرهایش یکی یکی رفتند تا که وقت نبرد سقا شد تیر با مَشک چون که خلوت کرد؛ اشک در چشم خیمه تنها شد تا ابالفضل رفت و تا برگشت روضه خوان ارباً ارباً اربا شد «چشم مادر که خیره شد بر در؛» «آمد عباس لحظه ی آخر» مهدی رحیمی زمستان https://eitaa.com/rasaresa
هدایت شده از روضة الشعرا
قدم به دیده
به مناسبت شروع ماه رمضان ماه چون ماه خدا شد جنس آن از رحمت است میهمانی خدا طرزش به عکس امت است میهمانی خدا با میزبانی خدا ست هرکسی آمد خوش آمد ساحتش بی دعوت است سفره‌اش چون پهن گردد جمع گردد بین خلق ریشه‌ی خُلقی که در کبر و غرور و نخوت است بایدش هم در نبایدهاست این ماه عزیز ‌دیدنش در چشم پوشیدن به روی نعمت است در نخوردن در نرفتن در ندیدن،آری‌اش؛ نه به ناز و نه به آز و نه به خشم وشهوت است مثل افطار و سحر،الله اکبر خلق را در کمک کردن به مخلوقات،زنگ ساعت است مثل حال جاری این ماه مومن نیز هم ‌شادی‌اش در جلوت است و غصه‌اش در خلوت است روزه تمرین است اما حاصلش در طول سال رد شدن با چشم باز از جلوه‌های لذت است سفره‌ی روضه است روزه،روضه‌ی دوری‌ ز‌خود آن‌چه باید خورد از این سفره آه و حسرت است... مهدی رحیمی زمستان https://eitaa.com/rasaresa
مناجات شب سوم رمضان(همراه با روضه ی حضرت رقیه سلام الله علیها)؛ به بازسازی روح خودم بنا دارم اگر که روی لبم ذکر ربنا دارم اگر امید ندارم به بندگی خودم امیدوار به اینم که من خدا دارم تو از هزار جهت برتر از منی اما تو مثل خویش نداری و من تو را دارم هزار توبه شکستم به جز تو دل بستم ولی هنوز میان دل تو جا دارم «من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب» اگر که مثل تو دردهر،آشنا دارم به جنگ نفس خودم مثل طبل توخالی ‌‌‌میان معرکه تنها سر و صدا دارم که عمری است برای خودم که دل مرده‌ست درون جسم خودم مجلس عزا دارم نشست روبروی سر، رقیه گفت پدر ز بام و شام برای تو قصه‌ها دارم برایت از همه‌ی غصه‌ها از آن شب که؛ رسید زجر ولی روضه‌ای جدا دارم که گوشواره ندارم به گوش اگر بابا هزار زخم به جایش ولی به پا دارم صلات ظهر دهم هست تیره‌تر از شام که درد هجر تو را بعد کربلا دارم که زخم‌های تنم خوب شد ولی هر شب به گونه درد نبود دو بوسه را دارم https://eitaa.com/rasaresa
مناجات شب چهارم ماه رمضان (همراه با روضه‌ی حضرت زینب سلام الله علیها) آن کس که پر از حسرت و فقدان امید است در زندگی‌اش طعم دعا را نچشیده‌ست در دربه دری‌ها و گرفتاری دنیا قفل است اگر قلب، دعا شاه کلید است در سفره ی دل اشک اگر نیست دعا هست آنجا که دعا هست به امید نوید است هم مِی بدهد هم که بنوشد مِی از این جام در سجده فقط هرکه مراد است ، مرید است «بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه» هر کس به طریقی درِ این خانه مفید است در شام هم آخر اثر خطبه ی زینب بر جامعه چون زلزله بسیار شدید است آنقدْر که در دیده ی تاریخ ، پس از او پیروز حسینش شد و بازنده یزید است شد حافظ هر سوره ی قرآن حسینش آن کس که خودش قاری قرآن مجید است در بزم شراب و دم دروازه ی ساعات یک آن بشود طاقت او طاق، بعید است آن کس که شود شاهد انواع شهادت در بستر اگر جان بدهد باز شهید است https://eitaa.com/rasaresa
مناجات شب پنجم ماه رمضان (همراه با روضه ی حضرت عبدالله بن حسن علیه السلام) آن‌که جان بخشید من را دوری‌اش جانکاه شد بی دم او دم میان سینه‌ی من آه شد نیستی تنها در این صورت به هستی می‌رسد لا الهی که فقط پایانش الا الله شد شب به شب در خانه‌ی مخروبه‌ی صورت اگر؛ شد دعا باب نجات خلق،لب درگاه شد در شب تاریک و بیم موج و گرداب گناه ‌اشک ها در کوچه‌های گونه‌ام مصباح شد یوسف دل با برادرهای خشم و عُجب و حرص سهمش از اوج عزیزی‌ها حضیض چاه شد ارتباطش دم به دم با دیگران کم‌رنگ شد ‌‌هر که از تاثیر پررنگ دعا آگاه شد «البلاء للولا» راه دعا هم تا خدا شاهراه خلق شد باروضه چون همراه شد کربلا شد صحنه‌ی تاثیر پررنگ دعا خیمه چون خاموش گشت و مرگ چون دل‌خواه شد مثل عبدالله یا اکبر فقط در کربلا چند دفعه شاهزاده پیش‌مرگ شاه شد عشق شرطش طفل بودن نیست چون ظهر دهم خرج ثارالله گشتن سهم عبدالله شد دست خود را چون عمو در راه ثارالله داد ظهر بود و نجم نجمه همطراز ماه شد شد در آغوش عمویش هم پسر هم که سپر زیر سم اسب‌ها هم جزو ثارالله شد مهدی رحیمی زمستان https://eitaa.com/rasaresa
مناجات شب ششم ماه رمضان(همراه با روضه ی حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام) . با عبادت آدم بیمار سالم می‌شود ‌‌در حریم قُدسیان جزو محارم می‌شود می‌شود کم کم نَفَس تسبیح نامرئی تو زیر لب ذکر و دعا وقتی که دائم می‌شود در هوای شرجی هر روزِ لبریز از گناه نفْس مانند بدن کم‌ کم مقاوم می‌شود چشم مانند چراغ و اشک چون نور چراغ در شب تاریک این ویرانه لازم می‌شود هرچه هستی هرچه کردی در بزن، اینجا فقط؛ با دوام خود مُزاحم هم مُراحم می‌شود لکه‌ای کافی‌ست تا گردد سپیدی‌ها سیاه ای بسا مُحرم که با یک نقطه مُجرم می‌شود بر «ظَلَمْتُ نَفْسِي» خود چیره شو چون عاقبت؛ هر کسی بر ظلم راضی گشت ظالم می‌شود شد زمین کربلا سجاده و هر کس که رفت با سر از میدان اگر برگشت نادم می‌شود تازه دامادش هم از نزد عروسش با شتاب آستین افشان به سمت مرگ عازم می‌شود کعبه شد وقتی حسین و تیغ هم در طوف اوست با کفن دور عموی خویش مُحرِم می‌شود با شمار کهکشان زخم‌های قاسمش نجمه در کرب و بلا دارد مُنَجِّمْ می‌شود مثل گهواره شبیه گوشواره عاقبت رخت دامادی او جزو غنائم می‌شود آخرش برعکس شد وقتی که احلیٰ‌ مِنْ عسل جمله‌ی هر نیزه در توصیف قاسم می‌شود مهدی رحیمی زمستان https://eitaa.com/rasaresa