مناجات شب سوم رمضان(همراه با روضه ی حضرت رقیه سلام الله علیها)؛
به بازسازی روح خودم بنا دارم
اگر که روی لبم ذکر ربنا دارم
اگر امید ندارم به بندگی خودم
امیدوار به اینم که من خدا دارم
تو از هزار جهت برتر از منی اما
تو مثل خویش نداری و من تو را دارم
هزار توبه شکستم به جز تو دل بستم
ولی هنوز میان دل تو جا دارم
«من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب»
اگر که مثل تو دردهر،آشنا دارم
به جنگ نفس خودم مثل طبل توخالی
میان معرکه تنها سر و صدا دارم
که عمری است برای خودم که دل مردهست
درون جسم خودم مجلس عزا دارم
نشست روبروی سر، رقیه گفت پدر
ز بام و شام برای تو قصهها دارم
برایت از همهی غصهها از آن شب که؛
رسید زجر ولی روضهای جدا دارم
که گوشواره ندارم به گوش اگر بابا
هزار زخم به جایش ولی به پا دارم
صلات ظهر دهم هست تیرهتر از شام
که درد هجر تو را بعد کربلا دارم
که زخمهای تنم خوب شد ولی هر شب
به گونه درد نبود دو بوسه را دارم
#حلقه_ادبی_زمستان
#مقتلُ_الشِّتاء
https://eitaa.com/rasaresa
مناجات شب چهارم ماه رمضان
(همراه با روضهی حضرت زینب سلام الله علیها)
آن کس که پر از حسرت و فقدان امید است
در زندگیاش طعم دعا را نچشیدهست
در دربه دریها و گرفتاری دنیا
قفل است اگر قلب، دعا شاه کلید است
در سفره ی دل اشک اگر نیست دعا هست
آنجا که دعا هست به امید نوید است
هم مِی بدهد هم که بنوشد مِی از این جام
در سجده فقط هرکه مراد است ، مرید است
«بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه»
هر کس به طریقی درِ این خانه مفید است
در شام هم آخر اثر خطبه ی زینب
بر جامعه چون زلزله بسیار شدید است
آنقدْر که در دیده ی تاریخ ، پس از او
پیروز حسینش شد و بازنده یزید است
شد حافظ هر سوره ی قرآن حسینش
آن کس که خودش قاری قرآن مجید است
در بزم شراب و دم دروازه ی ساعات
یک آن بشود طاقت او طاق، بعید است
آن کس که شود شاهد انواع شهادت
در بستر اگر جان بدهد باز شهید است
#حلقه_ادبی_زمستان
#مقتلُ_الشِّتاء
https://eitaa.com/rasaresa
مناجات شب پنجم ماه رمضان (همراه با روضه ی حضرت عبدالله بن حسن علیه السلام)
آنکه جان بخشید من را دوریاش جانکاه شد
بی دم او دم میان سینهی من آه شد
نیستی تنها در این صورت به هستی میرسد
لا الهی که فقط پایانش الا الله شد
شب به شب در خانهی مخروبهی صورت اگر؛
شد دعا باب نجات خلق،لب درگاه شد
در شب تاریک و بیم موج و گرداب گناه
اشک ها در کوچههای گونهام مصباح شد
یوسف دل با برادرهای خشم و عُجب و حرص
سهمش از اوج عزیزیها حضیض چاه شد
ارتباطش دم به دم با دیگران کمرنگ شد
هر که از تاثیر پررنگ دعا آگاه شد
«البلاء للولا» راه دعا هم تا خدا
شاهراه خلق شد باروضه چون همراه شد
کربلا شد صحنهی تاثیر پررنگ دعا
خیمه چون خاموش گشت و مرگ چون دلخواه شد
مثل عبدالله یا اکبر فقط در کربلا
چند دفعه شاهزاده پیشمرگ شاه شد
عشق شرطش طفل بودن نیست چون ظهر دهم
خرج ثارالله گشتن سهم عبدالله شد
دست خود را چون عمو در راه ثارالله داد
ظهر بود و نجم نجمه همطراز ماه شد
شد در آغوش عمویش هم پسر هم که سپر
زیر سم اسبها هم جزو ثارالله شد
مهدی رحیمی زمستان
#حلقه_ادبی_زمستان
#مقتلُ_الشِّتاء
https://eitaa.com/rasaresa
مناجات شب ششم ماه رمضان(همراه با روضه ی حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام)
.
با عبادت آدم بیمار سالم میشود
در حریم قُدسیان جزو محارم میشود
میشود کم کم نَفَس تسبیح نامرئی تو
زیر لب ذکر و دعا وقتی که دائم میشود
در هوای شرجی هر روزِ لبریز از گناه
نفْس مانند بدن کم کم مقاوم میشود
چشم مانند چراغ و اشک چون نور چراغ
در شب تاریک این ویرانه لازم میشود
هرچه هستی هرچه کردی در بزن، اینجا فقط؛
با دوام خود مُزاحم هم مُراحم میشود
لکهای کافیست تا گردد سپیدیها سیاه
ای بسا مُحرم که با یک نقطه مُجرم میشود
بر «ظَلَمْتُ نَفْسِي» خود چیره شو چون عاقبت؛
هر کسی بر ظلم راضی گشت ظالم میشود
شد زمین کربلا سجاده و هر کس که رفت
با سر از میدان اگر برگشت نادم میشود
تازه دامادش هم از نزد عروسش با شتاب
آستین افشان به سمت مرگ عازم میشود
کعبه شد وقتی حسین و تیغ هم در طوف اوست
با کفن دور عموی خویش مُحرِم میشود
با شمار کهکشان زخمهای قاسمش
نجمه در کرب و بلا دارد مُنَجِّمْ میشود
مثل گهواره شبیه گوشواره عاقبت
رخت دامادی او جزو غنائم میشود
آخرش برعکس شد وقتی که احلیٰ مِنْ عسل
جملهی هر نیزه در توصیف قاسم میشود
مهدی رحیمی زمستان
#حلقه_ادبی_زمستان
#مقتلُ_الشِّتاء
https://eitaa.com/rasaresa
مناجات شب هفتم ماه مبارک رمضان(همراه با روضه ی حضرت علی اصغر علیه السلام)
بشر تا در کلامش تکیه روی ما و من دارد
میان کشور کبر و غرور خود وطن دارد
بدا بر حال آن کس که به دست خلق دل بستهست
ولی بر رحمت پروردگار خویش ظن دارد
خوشا آن کس که در برخورد با خشم و غرور خود
برای خویشتنداری فرار از خویشتن دارد
کسی که عمق دارد بیشتر با نفس میجنگد
که اقیانوس بیش از چشمه در عمقش لجن دارد
اگر امروز اگر فردا در این دنیای وانفسا
که گفته میشود تنها کسی که پنج تن دارد
کلیم الله اگر در جمع لکنت داشت یعنی که؛
به پاداش سکوت او خدا با او سخن دارد
کلیم کربلا هم با سکوت از شانهی بابا
به سمت کردگار خویش قصد پر زدن دارد
نجنگیدهست اگر با دشمنان در دشت با شمشیر
ولیکن با عطش این طفل جنگ تن به تن دارد
همه گفتند قنداقه به تن دارد علی اصغر
رباب از خیمه اما دید او بر تن کفن دارد
به روی نیزه وقتی دید او را گفت می بیند
علی اصغرم قصد علی اکبر شدن دارد
#حلقه_ادبی_زمستان
#مقتلُ_الشِّتاء
https://eitaa.com/rasaresa
مناجات شب هشتم ماه مبارک رمضان(همراه با روضهی حضرت علی اکبر علیه السلام)
جز خدا در زندگی ما را کسی یاور نشد
عمر سر شد،قصهی تنهایی اما سر نشد
جز در رحمت که از اول به رویم باز بود
هرچه این در را و آن در را زدم،آخر نشد
با دعا بٍه بود حال ما و واضح بود که
در هوای آه و نفرین حال ما بهتر نشد
اینکه باید از خدا تنها بخواهیم آخرش
لقلقه شد بر زبان ما ولی باور نشد
خشک خواهد ماند بر درد و غم هم نوع خود
چشم،در پیش خدای خویش وقتی تر نشد
آن درختی که نشد در زندگی گاهی هرس
شد ذغال اما برای کودکی دفتر نشد
زندگی در چشم آن کس که خدا را دوست داشت
با تمام سختی خود پوچ و زجرآور نشد
زندگی در کربلا اما جوانی بود که
بعد رزمش لشکر دشمن دگر لشکر نشد
در «پی»اش «غم»«بر» دل بابا نشست و بعد هم
شد میان تیغها مبعوث و پیغمبر نشد
هی به پا برخاست تا او را ببیند هی نشست
هیچ جایی اینقدر ارباب ما مضطر نشد
خورد با صورت زمین بابا سر نعش پسر
ماندهام مبهوت آن لحظه چرا محشر نشد
اربا اربا دیدش ارباب اربا اربا روضه خواند
هرچه بابا گفت:بابا؟!!حال او بهتر نشد
همچنان که هیچ روزی روز عاشورا نگشت
هیچ داغی در جهان داغ علی اکبر نشد
#حلقه_ادبی_زمستان
#مقتلُ_الشِّتاء
https://eitaa.com/rasaresa
مناجات شب نهم ماه مبارک رمضان(همراه با مدح حضرت ابالفضل علیه السلام)
دل آوردم برایت باز هم قابل اگر باشد
میان سیئاتم اصلاً این دل،دل اگر باشد
در این دریای طوفانی چراغ اشک فانوس و
دعا هست و دعا این پهنه را ساحل اگر باشد
مسافرخانهای سیار باید خواند او را،دل؛
برای هر کسی غیر از خدا منزل اگر باشد
بلی!تقصیر صاحبخانه قطعاً نیست در اکرام
گدای نیمه شب وقت دعا کاهل اگر باشد
به لبخندی به ترفندی متاع خویش میگیرد
که سائل میشناسد شاه را سائل اگر باشد
کسی که غرق دارد میشود اصلاً چرا باید؛
نیاید سوی کشتی نجات عاقل اگر باشد
شب تاریک و بیم موج هم دور است از این کشتی
برایش ناخدایی چون ابوفاضل اگر باشد
به او قطعاً حواله میشود بیشک و بیتردید
در عالم مشکلی هم واقعاً مشکل اگر باشد
نگهبانش ابالفضل است و دربانش ابالفضل است
زمانی عمهی سادات در محمل اگر باشد
بگو برقع نیندازد که برمیگردد از نو شب
صلات ظهر هم ماه رخش کامل اگر باشد
سپاهش را به آنی میشکافد از کمر،دشمن؛
از ابروی کمانش لحظه ای غافل اگر باشد
اجل از پا نمیانداخت او را تیرِبر مشک است
میان علقمه این مرد را قاتل اگر باشد
مهدی رحیمی زمستان
#حلقه_ادبی_زمستان
#مقتلُ_الشِّتاء
https://eitaa.com/rasaresa
مناجات شب دهم ماه مبارک رمضان (همراه با روضهی حضرت خدیجه سلام الله علیها)
بهتر که کار بنده را داور ببیند
تا اینکه با صد عیب، یک لشکر ببیند
آن بندهای که چشم را بر خلق بسته
تازه گشوده چشم تا دیگر ببیند
دریا حسابش کرده این ارباب،تنها؛
در عمر اگر یک چشمه از نوکر ببیند
در روبرویی با گناه اصلاً محال است
هر کس به نفسش خیر گفته شر ببیند
موهوم خواهد خواند، هر کس این جهان را ؛
بعد از دعا با چشمهای تر ببیند
آن بندهای بنده است که مثل خدیجه
چشم از جهان پوشانده تا بهتر ببیند
حد مقامش چیست آن کس که نبی را
هر دم کنار خویشتن همسر ببیند
چشم زمان اموال این زن را برابر؛
با ذوالفقار حضرت حیدر ببیند
او تاجری خبره است که در ظاهر امر
حتی ضرر را نیز سودآور ببیند
او تاجری خبره است وقتی که شبان را
قبل از رسالت نیز پیغمبر ببیند
کم پیش میآید کسی مانند این زن
دیوارها را وقت سختی در ببیند
اما نشد آخر شب جشن عروسی
خوشبختی فرزند را مادر ببیند
اما نشد افسوس دامادش علی را
یک دم کنار دخترش کوثر ببیند
اما خدا را شکر این مادر نبوده
تا دخترش را در دل بستر ببیند
مهدی رحیمی زمستان
#حلقه_ادبی_زمستان
#مقتلُ_الشِّتاء
https://eitaa.com/rasaresa
تقدیم به ساحت حضرت علی(علیه السلام) :
با نگاهی خاک را عمار کرد
میثم تمار را خمار کرد
خواست تا بردارد از دریا،نمی
این عطش تمار را بر دار کرد
عشق او آخر سر عشاق را
روی پیکر هایشان سر بار کرد
ابروان مالکْ اشتر ساز او
صورتش را صحنه ی پیکار کرد
مرحبا بر مرحب افکن پنجه ای
که هزاران عبدود را خار کرد
ذوالفقارش چون بر آمد از نیام
سر،وجود خویش را انکار کرد
آنقدر چرخید تا آخر به مرگ
دشمن بی چاره را ناچار کرد
تازه سلمانش نه،در وقت قیاس
حلم را مقداد بی مقدار کرد
نوع رزمش نه که امداد از همه
مرتضی را حیدر کرار کرد
اصل دین را مصطفی آورد اگر
راه دین را مرتضی هموار کرد
قلب او از این که بیت الله بود
در حقیقت قبله را سیار کرد
شاه عالم بود و مثل رعیتی
کار کرد و کار کرد و کار کرد
اشک هایش را به پای نخل ها
شرح تجری تحتها الانهار کرد
او خدا را در زمین شصت و سه سال
صبح و ظهر و شام هی تکرار کرد
روضه خوان روضه ای سی ساله شد
هر نگاهی بر در و دیوار کرد
آن که میخ داغ در را دیده بود
گشت راهی هرچه در،اصرار کرد
بسکه مشتاق لقاء یار بود
قاتلش را هم خودش بیدار کرد
قبل از آنکه تیغ بر فرقش رسد
خود برای قاتل استغفار کرد
فکر عریان و گرسنه نیز بود
تیغ با خونش اگر افطار کرد
تیغ زهر آلود با فرقش نکرد
آن چه با قلب علی مسمار کرد
آخرش محراب شد آیینه و
با خودش آخر علی دیدار کرد
مهدی رحیمی زمستان
#حلقه_ادبی_زمستان
#مقتل_الشتاء
#شب_های_قدر
https://eitaa.com/rasaresa
متن زمینه ی شب شهادت حضرت علی (علیه السلام)با گریز به روضه علی اصغر(علیه السلام )
بند اول:
پیر مرده تو خرابه
بهونه میگیره
تو دست بچه های کوفه
کاسه ی شیره
برای دل جویی،مردم
حالا دیگه دیره علی داره میره(2)
سی ساله که منتظر این
لحظه نشسته
هر دفه که قنفذو دیده
چشاشو بسته
برای دل جویی،مردم
حالا دیگه دیره علی داره میره(2)
دیگه می گذره،از دیوارو در
آماده میشه،واسه ی سفر
واقعی شده،لحظه ی وصال
زهرا رو میبینه،بعد سی و سه سال
رو لب هاشه/هی مدام/زهرا
خداحافظ/زینب/سلام زهرا
بند دوم
بعد علی رباب از این
زندگی سیره
حتی اگه عمو بیاد
باز دیگه دیره
توی گلو بجای شیر
سه قطره تیره علی داره میره(2)
وقتی حسین عباشو رو
علی میگیره
بجای بچه مادرش
داره می میره
توی گلو بجای شیر
سه قطره تیره علی داره میره(2)
کشته بابارو،داغ این پسر
تابوتش شده،آغوش پدر
با گریه میگه،بابایی علی
تلقینش شده،لالایی علی
از اين دنیا/راحت/شدی بابا
بخواب آروم/بابا/لالا لالا
#حلقه_ادبی_زمستان
#رثا_رسا
https://eitaa.com/rasaresa