eitaa logo
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
210 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
223 ویدیو
16 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
Guldiyar Tanrıdağlı4_6021712065033409568.mp3
زمان: حجم: 5.1M
یا الله.. مَردُم به چَشمِ اِعتِبار نِگاهَم میکُنَند اَمّا مَن پیشِ تو اَز سَراب هَم بی آبِروتَرَم http://eitaa.com/rashedooon
867.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فوق العادست..❤️ چقدر از این خنده ها آدم حس مثبت میگیره.. http://eitaa.com/rashedooon
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا... http://eitaa.com/rashedooon
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا... http://eitaa.com/rashedooon
هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَ قَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ اوست که خورشید را درخشان و ماه را تابان کرده است و ماه را به شکل‌های مختلفی درآورده تا شمارش سال‌ها و حساب‌و‌کتابِ کارها را بدانید. خدا این‌ها را فقط بر اساس حکمت آفریده است. او نشانه‌هایش را برای مردم خوش‌فهم بیان می‌کند... یونس، آیه ۵ http://eitaa.com/rashedooon
.1_164542723.mp3
زمان: حجم: 2.4M
بسم الله.. اینو پخش کنین و باهام همراه بشین.. به بهونه ی شبِ زیارتیِ اباعبدالله و شبِ عزیزِ ولادتشون : http://eitaa.com/rashedooon
راشِدون | کوثر نساج🇮🇷
بسم الله.. اینو پخش کنین و باهام همراه بشین.. به بهونه ی #شب‌جمعه شبِ زیارتیِ اباعبدالله و شبِ عزی
سیدالشهدا دیوونه میخواد.. عاقل ماقِل زیاد بودن که چُرتکه دستشون بود.. بن حر که رئیس نگهبانان و شُرطه هایِ کوفه بود، در واقعیتِ تاریخی پیرمردی بود و سنی ازش گذشته بود.. سیدالشهدا که از مکه به سمتِ کوفه در حرکت بود، او رو می بینه. در جایی همدیگه رو ملاقات میکنن و آقا ازش دعوت میکنه و میفرماد که: به من ملحق شو.. او جواب میده که: جنگ و اینا شرمندتم! ولی یه اسبی دارم تیز رو که هر کسی سوارش شده، کامیاب شد و به هدفش رسید... این اسب برا تو.. دیدگاهِ عاقلانه رو داری؟ دیدگاهِ عاقلانه اینطوری تحلیل میکنه که بیعتِ با تو خطرناکه و ممکنه باعثِ کشته شدنم بشه! اما از اونجایی که تو پسرِ پیامبری و پیامبر هم کلی سفارشِ تو رو به مردم کرد، ما یه اسب داریم که بهت بدیم... دیوونه‌ی عاشق چی میگه؟ دیوونه‌ی عاشق عابس بن شَبیب عه که نقل شده از عراق (!) زمانی که آقا در مکه بود و هنوز اصن راه نیوفتاده بود، میره به سیدالشهدا ملحق میشه... و تا آخرش هم با آقا می مونه و با سینه یِ برهنه هم مبارزه میکنه و جان میده.. اینجا عقل رنگی نداره! عقل حیرت زده یه گوشه فقط تماشا میکنه... http://eitaa.com/rashedooon
بازم دیوونه سراغ داری؟ آره‌.. اَنَس پسرِ حارثِ کاهِلیِ اَسَدی.. یارِ پیامبر و از محبانِ اهل بیت. منتها آدمِ نَدار و کم درآمدی بود.. اینقدر که لباس نداشت و برایِ اینکه آفتاب اذیتش نکنه تویِ خاک بدنش رو فرو می بُرد! چی میشددد و دَری به تخته میخورد که کمی خرما میخورد... آدمی با این وضع بود... واردِ مسجد شد و پیامبر در مسجد حاضر بود و سیدالشهدا هم در آغوشِ پیامبر. اَنَس خدمتِ پیامبر رسید. و آقا بهش فرمود: انس این پسرمو در یکی از زمین هایِ عراق می کُشَن... انس شوکه شد. و آقا بهش فرمود: نشه که صدایِ مظلومیتش رو بشنوی و کمک بخواد و کمکش نکنی! این در جانش رسوخ کرد. یه روز در در جنگِ صفین، انس با مولاعلی همراه بود که همتون شنیدید در اونجا به کربلا رسیدن. نمازِ صبح رو به جماعت خوندن و آقا در دشت قصدِ گشت و گذار داشت. انس دنبالِ مولاعلی رفت... اَنَس میگه: دیدم مولا به جایی رسید و کنارِ گودالی نشست و خاکش رو می بویید و سجده میکرد و خاک به سر میریخت و اشک میریخت... آقا بعد از مدتی بلند شد و ازش پرسیدم: آقاجان اینجا چه جاییه؟ چرا این کارا رو کردی؟ آقا فرمود: انس یادت میاد پیامبر بهت فرمود حسین رو در یکی از زمین های عراق میکُشَن؟ این همون زمین هست... این گودالِ قتلگاه بود. زمان گذشت و مولاعلی و امام حسن شهید شدن و امامت با سیدالشهدا بود. اَنَس ساکنِ مکه بود و داستان رو هم میدونست. ۶ ماه قبل از وقوعِ جنایتِ کربلا، رفت به کربلا و ساکنِ اونجا شد. اون موقع کربلا بَر و بیابون بود ! بهش میگفتن: آقا اومدی وسطِ بیابون چی میخوای آخه؟ بیابونه اینجا پیرمرد! آخه اون موقع پیرمرد شده بود.. و انس در جواب، اون دوتا روایتو از پیامبر و مولاعلی نقل میکرد برایِ سایرین. روزِ دومِ محرم اَنَس منتظرِ محبوب بود و با آغوشِ باز رفت به استقبالِ سیدالشهدا... اَهلاً وَ سَهلاً یَابنَ رَسول الله :) آقاجان بهش فرمود: اینجا چیکار میکنی؟ عرض کرد: اومدم که عقب نمونم! اومدم که هیچی مانعِ این نشه که کنارت نباشم... ۶ ماه در بیابانِ سرکش زندگی کرد که ۸ روز با حسین بمونه و تهش هم براش جون بده!