eitaa logo
راشِدون
259 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
231 ویدیو
17 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
ارنست یونگر، شاعر و فیلسوف آلمانی: «❜من وقت ندارم.❛ در این‌صورت، صحبت از فرد پُرمشغله‌یی است که هرگز نامش را نمی‌توان "خواننده" گذاشت. چون‌که‌ یکی از صفات مشخصه‌ی خواننده‌ی حقیقی این است که همیشه وقت مطالعه داشته باشد ولو اینکه این وقت را بدزدد. همچنان‌که عاشق، همیشه برای معشوق خود وقت دارد ولو اینکه بقیه‌ی کارها را به‌دست اهمال بسپارد.» وقت را چگونه باید دزدید؟ مثلن همین حالا که خواندن این‌ یادداشت را تمام می‌کنید، بدک نیست کتابی را بردارید و یکی دو صفحه از آن بخوانید. وقت‌دزدی برای مطالعه یعنی پایمال‌نکردن خرده‌وقت‌هایی که لابه‌لای کارهای روزمره صرف بیهوده‌گردی در شبکه‌های اجتماعی و... می‌شود. شاهین کلانتری
دعوا سر اولویت است. دعوا سر اولویت است. دعوا سر اولویت است.
چهار صلوات هدیه کنید اولی هدیه به حضرت شهربانو خاتون مادر امام سجاد.. دومی هدیه به حضرت اباعبدالله پدر امام سجاد... سومی به حضرت فاطمه بنت مجتبی، همسر امام سجاد.. چهارمی به آقا جانم حضرت علی بن الحسین امام سجاد.. سلام الله علیهم... شهادت آقا امام سجاد تسلیت..
کی گفته آدم یادش می‌ره رتبه ی کنکورشو؟ من با تک تک جزییاتِ فکرهام و احساساتِ خودمو اطرافیانم، اون لحظات رو یادمه..
بله...
باورتون میشه که رسیدیم به ۲۶ محرم؟
امروز اینقدر داستان های غم انگیز شنیدم توی شیفت لانگم که هرچقدر از شیفت خسته نشدم، از شنیدن اینا یه عالمه غم نشست روی دلم که دارم سعی میکنم ازشون عبور کنم و جای خودمو برای حلشون پیدا کنم...
راشِدون
امروز اینقدر داستان های غم انگیز شنیدم توی شیفت لانگم که هرچقدر از شیفت خسته نشدم، از شنیدن اینا یه
. یکی از چیزای سمی که شنیدم این بود که دو سه روز پیش همکارمون با یه تیمی رفته بود سمنان برای رصد بارش شهاب سنگ .توی اون جمع بماند که همه وضعیت پوشش داغونی داشتن، یه آقایی با دکترای فیزیکِ نمی‌دونم چی، برمیگرده یه تئوری ارائه می‌کنه. صداشو برامون پخش کرد که میگه: «شما فرض کنید سیصد سال دیگه ما یه سری ربات انسان نمای فوق هوشمند تولید کنیم و بفرستیم مریخ و اونجا زندگی تشکیل بدن. حالا تصور کنین که توی کدنویسی هاشون خیلی ریز بزنیم که «من خدای توام». به اینجا که میرسه یه دختری برمیگرده میگه: «تموم شد رفت» و بقیه شروع میکنن به تشویق و اینها و یه سری حرفای دیگه در رد خدا و قرآن.
راشِدون
امروز اینقدر داستان های غم انگیز شنیدم توی شیفت لانگم که هرچقدر از شیفت خسته نشدم، از شنیدن اینا یه
. غم انگیز ترینش این بود که مسئولمون گفت: نیرو ندارم و با مرخصیت برای موافقت نمیکنم....... (حالا من که بازم پیگیری میکنم اما شما یه لطفی کنین در حقم سه تا صلوات بفرستید برای باز شدن این گره..... تجربه بهم نشون داده دعاهای شما در حقم همیشه مشکل گشا بوده...💔)