راشِدون
امروز اینقدر داستان های غم انگیز شنیدم توی شیفت لانگم که هرچقدر از شیفت خسته نشدم، از شنیدن اینا یه
.
یکی از چیزای سمی که شنیدم این بود که دو سه روز پیش همکارمون با یه تیمی رفته بود سمنان برای رصد بارش شهاب سنگ .توی اون جمع بماند که همه وضعیت پوشش داغونی داشتن، یه آقایی با دکترای فیزیکِ نمیدونم چی، برمیگرده یه تئوری ارائه میکنه.
صداشو برامون پخش کرد که میگه:
«شما فرض کنید سیصد سال دیگه ما یه سری ربات انسان نمای فوق هوشمند تولید کنیم و بفرستیم مریخ و اونجا زندگی تشکیل بدن. حالا تصور کنین که توی کدنویسی هاشون خیلی ریز بزنیم که «من خدای توام». به اینجا که میرسه یه دختری برمیگرده میگه: «تموم شد رفت» و بقیه شروع میکنن به تشویق و اینها
و یه سری حرفای دیگه در رد خدا و قرآن.
راشِدون
امروز اینقدر داستان های غم انگیز شنیدم توی شیفت لانگم که هرچقدر از شیفت خسته نشدم، از شنیدن اینا یه
.
غم انگیز ترینش این بود که
مسئولمون گفت:
نیرو ندارم و با مرخصیت برای #اربعین موافقت نمیکنم.......
(حالا من که بازم پیگیری میکنم
اما شما یه لطفی کنین در حقم
سه تا صلوات بفرستید برای باز شدن این گره.....
تجربه بهم نشون داده دعاهای شما در حقم
همیشه مشکل گشا بوده...💔)
مسیر شماره سیزدهم (1).pdf
حجم:
10.9M
🗞سیزدهمین شماره #مسیر
📃در این شماره میخوانید:
◾️دایره دار طواف عشق، حسین
🖋زهرا یحیی زاده
◾️هیس! با من تکرار کن: پیس!
🖋کوثر نساج
◾️چگونه چادری شدم
🖋سید مهدی پیشنمازی
◾️افتاده نام مصلحت اندیش از قلم
🖋مهدی محمدی
◾️معرفی کتاب: فرزند مشروطیت
🖋زهرا جمال
◾️تریبون آزاد
🖋شما برای ما آزادانه بنویسید
🖌صفحهآرا: سیده محدثه حق شناس
https://t.me/basij_mazums/7337
راشِدون
در این عالم تمنایی ندارم تمنایم تمنای حسین است.. چراغ از بهر قبر من نیارید چراغم روی زیبای حسین است.
حسین جآن
چنان در نیستی غرقم که معشوقم همیگوید
بیا با من دمی بنشین، ســـــرِ آن هم نمیدارم...
در این عالم تمنایی نیست
جز شما قربونتون برم...
ما فقط با شما معنا و هویت پیدا میکنیم...
ما رو برسون به #اربعین..