eitaa logo
راشِدون
259 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
231 ویدیو
17 فایل
اگردنیاراغاری‌تصورکنیم‌وماانسانهای‌اولیه‌‌ای باشیم‌ که‌کمی‌رشدکرده وصاحب‌تکنولوژی‌شده‌ایم هنوزهم‌برای‌بقاواثرگذاری،به‌نوشتن‌نیازداریم. مهمان«کارشناس‌اتاق‌عملی»هستیدکه جهان‌معمولی‌وفهم‌ناکاملش رابه‌ کلمه تبدیل میکند محب‌مولا‌علی/همسر/مادر/دانشجومعماری
مشاهده در ایتا
دانلود
مسیر شماره سیزدهم (1).pdf
حجم: 10.9M
🗞سیزدهمین شماره 📃در این شماره می‌خوانید: ◾️دایره دار طواف عشق، حسین 🖋زهرا یحیی زاده ◾️هیس! با من تکرار کن: پیس! 🖋کوثر نساج ◾️چگونه چادری شدم 🖋سید مهدی پیشنمازی ◾️افتاده نام مصلحت اندیش از قلم 🖋مهدی محمدی ◾️معرفی کتاب: فرزند مشروطیت 🖋زهرا جمال ◾️تریبون آزاد 🖋شما برای ما آزادانه بنویسید 🖌صفحه‌آرا: سیده محدثه حق شناس https://t.me/basij_mazums/7337
راشِدون
عاشق صفحه آراییش شدم :) دمت گرم سید..
ما گناه داریم ما رو برسون...
راشِدون
در این عالم تمنایی ندارم تمنایم تمنای حسین است.. چراغ از بهر قبر من نیارید چراغم روی زیبای حسین است.
حسین جآن چنان در نیستی غرقم که معشوقم همی‌گوید بیا با من دمی بنشین، ســـــرِ آن هم نمی‌دارم... در این عالم تمنایی نیست جز شما قربونتون برم... ما فقط با شما معنا و هویت پیدا میکنیم... ما رو برسون به ..
کفتارها کم کم از لونه هاشون بیرون میان تا بر سر پیکر بی جان مظلومین شاهچراغ زوزه بکشن و مرده خوری کنن...
از روی حافظان امنیت اینقدر راحت رد نشید.. روزانه حملات تروریستی مختلفی شناسایی و خنثی میشن .. درسته که باگ امنیتی وجود داره و باید شناسایی بشه مخصوصا وقتی از قبل هشدارها و آماده باش ها داده شده بود و پیش بینی ها اتفاق افتاده بود اما اینقدر راحت همه چیز رو زیر سوال نبرید و برای سربازان گمنام امام زمان دعا کنین..
به قول مریم شاید گره میخوره که طلب بشه.. اصلن طلب، اربعینو اربعین می‌کنه... ما هم به گره نیاز داریم که به خودمون بیایم و سائلانه و خاضعانه طلبش کنیم... آقاجون ما رو هم ببر...
49.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش میشد یه روزایی از زندگی رو همینجوری گذاشت روی دور تند تا فقط بگذره بره.. :) امیدمون به این قول مولا علیست که: دَوامُ الحالِ مِنَ المَحال.. پس بیش از حد غصه نخور یا شاد نباش که هیچ حالی دائمی نیست.. روز ۱۷۵ ام.
وقتی که من منشی میشم، این صندلی میشه صندلی مشاوره. درباره ی چی صحبت میکنن؟ مسئول اتاق عمل میشینه درباره‌ی فساد های موجود در سیستم و مقابله هایی که اتفاق میفته و خستگی هاش میگه و راهکار میخواد برای اینکه به آرامش بیشتری برسه. بهیار میشینه درباره‌ی درصد های کنکورش و ترازی که گرفته میگه و بابت رشته های دانشگاهی مشورت می‌کنه. همکارِ طرحی میشینه از غم و غصه ها و درد های روحی و جسمی شغلمون و درک نشدن هاش توی خونه صحبت می‌کنه و میبینم که چقدر نیاز به همدلی داره. جراح میشینه از مهاجرت گسترده‌ی پزشکان و کمبود تجهیزات صحبت می‌کنه. و این داستان ادامه دارد.. و باز با خودم تکرار میکنم که یا واسع الاوقات به من صبر و وسعت بده.... روز ۱۷۶ ام. + حالا چرا منشی؟ چون نیرو کم داریم و منشیمون رفته و این سمت روزانه بین بچه ها می‌چرخه تا منشی جدید برسه و چون بنده تسلط بیشتری دارم روی جزییات ثبت پرونده ها، چند روزی رو در این سمت مشغولیم به لطف خدا 🚶🏻‍♂
( WwW.Noostalgic.ir )KiseKise.mp3
زمان: حجم: 2M
اون کی دهه تی جانا مستی بهارانا لسی خومارانا کی سه؟ :)
با خنده بهش میگم: ببین بیا و این یه هفته منو ول کن بذار برم اربعین قول میدم زود برگردم :( با خنده‌ی مهربونی میگه: نه نمیشه تو آچار فرانسه‌ی منی :/ - دارم میرسم به اینکه راست میگن این سینیورهای ما که اینقدر ظرفیت های خودتونو توی کار بروز ندید. به ضررتون میشه :/ حالا خوبه دوستش دارم و حقیقتا نسبت بهش ارادت دارم و میبینم که خودش چقدر زحمت میکشه و چه فشارهایی رو تحمل می‌کنه. اصن وقتی آخر شیفت میرسه و خسته و له میشم، سرمو برمیگردونم. نگاش میکنم. صداش میزنم و میبینم همچنان هم با ارامش و محبت جوابمو میده انرژیش بهم میرسه... امروز می‌گفت: همیشه من دارم به بقیه انرژی میدم. هیچکس نیست که بتونم ازش انرژی بگیرم. گفتم: میفهممت اما فکر میکنم تنها کسی که میتونی ازش انرژی بگیری، خداست. عبادت کردن و صحبت با خدا، حالتو بهتر می‌کنه. که گفت: آره بخاطر شلوغی ها و خستگی های کار، خیلی کم شده معنویتم.. - یاد دهه ی اول محرم افتادم که آخرای مراسم دم در هیئت دیدمش. گفتم: عه چرا اینجایی؟ گفت: باورت میشه دو ساعته دارم با دکتر فلانی صحبت میکنم که راضی بشه فردا جا و نیرو و CRM ندارم برای عملش ولی زیر بار نمیره؟ اصلا نفهمیدم روضه کی شروع شد و کی تموم شد.. + دستاویز ماست به وقت فشارهای دنیا