#خدایا
بابت اون لحظاتی از گناه که اشک به چشم آقامون آورد و درد به قلبش، العفو....
ما رو نبخشیده از این ماه خارج نکن...
#خدایا
بابت اون لحظاتی که با عمل زشتمون شیطان رو خوشحال کردیم، العفو...
نپسند شیعهی مولا علی، گرفتار شیاطین بشه..
مولای ما کسی هست که اسمش هم شیاطین رو دور میکنه..
مولای ما اونیه که جنیان از ذوالفقارش میترسیدن..
ما رو در حِصْنِ اهل بیت محفوظ دار...
#خدایا
بابت همه اون لحظاتی که اونجوری که تو راضی بودی، نیت و رفتار نکردیم، العفو...
تو اونی هستی که ما دوست داریم
ما رو اونی کن که دوست داری...
#خدایا
بابت همه دروغهایی که مصلحتی و غیر مصلحتی گفتیم، العفو...
زبانی به ما بده که صداقتش متعالیمون کنه..
#خدایا
بابت همه اون لحظاتی که نفس و لذت و علاقه خودمونو اولویت بر جهاد و خدمت قرار دادیم، العفو...
به ما توفیق خدمت و مجاهدت و درک اون رو بده..
#خدایا
بابت همه اون لحظاتی که تنبلی کردیم، کارهامونو عقب انداختیم و عمرمونو ضایع کردیم، العفو...
به جسممون قوت بده و کمکمون کن تا بتونیم روحمونو بر جسممون مسلط کنیم..
#خدایا
کمکمون کن به «مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ» برسیم
و ضربههای جدی و بزرگی به طاغوت بزنیم..
بعد از چهار ساعت از سر شب پیوسته درس خوندن، تهیه سحری و جمع و جور کردن اشپزخونه، نماز رو که خوندم اومدم ادامه بدم که احساس کردم خوابم میاد و رسما دیگه جملات رو نمیفهمم.
سرمو آوردم بالا و نگاهم خورد بهش.
چشمامو ریز کردمو بهش گفتم:
اگه تو بودی، نمیخوابیدی تا تمومش کنی. کمکم کن.
چند دقیقهای رو برا تایپ پیامی صرف کردم و وقتی به صفحهی کتاب برگشتم،
با خودم گفتم این که خیلی ساده داره میگه انتخاب نوع تمرکز زدایی به چه مواردی بستگی داره، چرا حس کردم نمیفهمم؟
سرمو آوردم بالا و گفتم:
دمت گرم :)
موتورمو راه انداختی❤️
هدایت شده از مدرسه نویسندگی مبنا
✨لباس تک سایز!
ماجرای لباس تکسایز سید مرتضی چی بود؟
محفلی دوستانه بود و سید[۱] و رضا[۲] و گنجی[۳] دور هم نشسته بودند و گپ می زدند. از خاطرات خود با دیگر شهدا می گفتند که گنجی رو کرد به آقا مرتضی و گفت: «حاجی در شهادت دیگه بسته شده»، سید نگاهی به گنجی انداخت و گفت: نه برادر شهادت لباس تکسایزیه که باید تن آدم به اندازه اون دربیاد، هر وقت به سایز این لباس در اومدی، پرواز می کنی، مطمئن باش!».
رضا که شاهد گفت و گوی آنها در مورد شهادت بود، به سید مرتضی گفت: حاجی، من چی؟ کی نوبت پرواز منه؟» سید با یادآوری مناطقی که رضا در آنها مستند ساخته بود، گفت: «تو هم در کوله ات چیزایی داری که نمی دونم چیه، هر وقت اون رو سبک کردی وقت پروازته.». کوله سید و گنجی سبک شد اما کوله رضا معلوم نیست کی سبک می شود. [۴]
--------------------------
1.شهید سید مرتضی آوینی، روای روایت فتح که در تاریخ بیستم فروردین ماه سال ۷۲ در منطقه فکه به شهادت رسید.
2.رضا برجی، عکاس و مستندساز جنگ.
3.شهید گنجی.
4.برگرفته از خاطره رضا برجی.
#شهید_آوینی
| @mabnaschoole |