در رندترین زمان موجود که نمیدونم چه خاصیتی داره،
چهارشنبه چهارِ چهارِ چهار صد و چهار،
در همین وضعیت که بلخره به سختی و با همت بسیار قورباغهی پروژه رو قورت دادم،
یک ماهه شدنت مبارک میوهی زندگیم :)
یک ماهه که صبورتر شدم، فهمیدم میشه با روزی دو سه ساعت خواب هم زندگی رو ادامه داد و دیدم میتونم چقدر کِش بیامو تاحالا نیومده بودم :)
اگر بگم سخت نیست، شکر خوردم.
سخته اما یک سختی عاشقانه و شیرین و لطیف و گرم و نرم و مسحور و مست کننده...
سخته اما قرار نیست برای همه به یک درجه باشه..
سخته اما باید اینو بدونیم که قطعا ما از این سختی قویتریم و خدا اینو خیلی خوب میدونه :)
پس بهتره که اعتماد کنیم و بریم جلو و از تمام ظرفیت ها و امکانات مون استفاده کنیم..
#ماهگرد
یک «عاشقتم» ِ واقعی! :)
یکجوری که وقتی بیانش میکنم چشمانم از ذوق برق میزند.
نمیدانم البته
شاید هم برق برقی شدنش از آن دانهی اشکی باشد که از وقتی آمدهای مهمان چشمانم است.
هربار میبینمت، باید جلویش را بگیرم که سرریز نشود. بخاطر اسم عزیزت، بخاطر آن شهیدی که هر بار صدایت میزنم به یادش میفتم، بخاطر «یا رازق طفل صغیر» که هر بار موقع شیر دادنت ورد زبانم است، بخاطر روضههایی که جلوی چشمم تصویر میشوند، بخاطر مظلومیت در نگاهت، بخاطر غزه، بخاطر بیتابیات برای هرآنچه طبیعت بدنت هست و باید رقم بخورد ولی برای تو دردناک است و برایش کاری از دست من بر نمی آید، بخاطر کرامت و بزرگواری خدا نسبت به من، بخاطر سلامتیات و بخاطر هزاران چیز دیگر...
ولدي!
من حاضرم هر شب تا صبح و هر صبح تا شب پای بسترت بیدار بمانم و بیخوابی بکشم، درد داشته باشم، گیج باشم ولی این لحظه هایت را با همه ی وجودم حس کنم.
با همهی وجودم به آغوش بکشمت و با همه ی وجودم ببوسمت.
با یک دم عمیق، بوی تنت را به سلول به سلول بدنم برسانم و هر زمان اراده کردی، قطره قطره شیرهی جانم را با بسم الله و سه تا حمد راهی سلول به سلول تنت کنم🫀
کربلایی حسین ستودهشور15 (1).mp3
زمان:
حجم:
14.3M
منو به حال خودم رها نکنیا !
#خدایا
به اضطرارِ دلِ حضرت رباب
عجل لولیک الفرج...
+علی اروم خوابیده بود..
اشک هامو به صورتش میکشیدم و
خدا خدا میکردم بیدار نشه..
راستش خجالت میکشیدم وسط روضه جناب علی اصغر بهش شیر بدم....
روضتي...
بنا نبود که آفت به باغ ما بزند
پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزند..
آه حسین..
خيلی از جوانان از بنده
سراغ استاد سِير و سلوک میگيرند...
عزيزانِ من!
اين حرف ها برایِ شما كمی زود است!
بعضی از جوانان هنوز در ابتدائيات مانده اند!
هنوز با مادر و همسر و همكارش بلد نيست درست صحبت كند، آن وقت دنبالِ استاد هم میگردد؟
جوانِ عزيز كه دنبالِ سير و سلوک هستی!
از يقينيات شروع كن...
ما خيلی يقينيات داريم!
برایِ مثال میدانيم غيبت، نگاه به نامحرم، آبرویِ مومنين را بردن، دروغ، تمسخر حرام است!
خشم و غضب مانعِ كمال است!
خب بايد به اين يقينيات عمل كنيم!
آيت الله العظمی بهجت فرمودند از يقينيات شروع كنيد!
اگر همين يقينياتی را كه میدانيد عمل كنيد،
نتيجه میگيريد و ادامه یِ راه برایِ تان روشن میشود...
مرحوم آقاشیخ عبدالله فاطمی نیا