•|تشکل دخترانهٔ رستا|•
دنیا آنقدر شلوغ شده که دیگر صدای خودمان را هم نمیشنویم...🙃🌪 ۳ روز خلوتِ ناب، برای رسیدن به ساحلِ آر
چند هفته گذشت،
اما دلمون همونجا جاموند...🖇
نجواهای شبانه، عطر نرگس و استکانهای چایی که خستگی رو از تن به در میکرد🥲🍃
اعتکاف تموم شد، اما این قابها زنده موندن تا یادمون نره: ما توی روزهایی که زمین به آسمون نزدیکتر بود، یک بارِ دیگه با «خودمون» آشتی کردیم.🤝🫂
حالا که وسطِ سفرهٔ ماه رمضان نشستیم، میفهمیم انگار اون ۳ روز، اردوی تدارکاتیای بود برای امروز؛ برای اینکه یاد بگیریم قبل از هر ادعایی برای عاشقی، حقِ معشوق بودن رو ادا کنیم و یادمون بمونه که او، خیلی قبلتر از ما آغوشش رو باز کرده بود :) ❤️🔥
این ورقِ اول خاطراتِ روشن ماست🌱
بخش دوم، در پُست بعدی...
| #نگارخونه - #اعتکاف |
『 @rastair🕊 』
•|تشکل دخترانهٔ رستا|•
چند هفته گذشت، اما دلمون همونجا جاموند...🖇 نجواهای شبانه، عطر نرگس و استکانهای چایی که خستگی رو ا
این ۵ قاب، ته دیگِ خاطراتِ ناب ماست؛ خلوتهایی که فقط خدا دید و فرشتهها🌱
این عکسها رو گذاشتیم تا یادمون نره کجای عالم ایستاده بودیم؛ یادگارِ روزهایی که آسمون بغلِ مون کرده بود و رفاقت هامون بوی خدا گرفته بود.🫂🫀
حالا که شبهای ماه رمضان رو میگذرونیم، این عکسها یه یادآوریه؛ که اگه اونجا اشکی ریختیم، برای این بود که بفهمیم چقدر به این اشکها برای سحرهای ماهِ رمضان نیاز داریم. اعتکافِ ما، سحریِ روحِمون بود برای این روزهای تشنگی🥲
همون نگاهها، دعاها، اشکها...
نصیبِ همهمون، دوباره و دوباره :)
یادگارِ روزهای بارانیِ اعتکاف 🤲🌧
| #نگارخونه - #اعتکاف |
『 @rastair🕊 』