رَسته
روز دوم؟ کار و کار و کار برای فرار از هرگونه فکر و خیال اضافه.
روز سوم؟
خرابکاری و ناراحتی.
نمیتونم به آدمی که همیشه با همه از همهچیز حرف میزنه اعتماد کنم. گویندهی رادیویی مگه؟
چرا برات مهم نیست چقدر از چی رو داری کجا و به کی میگی؟
برای کسی که زیاد نمیشناسمش( ریحانه ادمین کانال گرافات) ساعت هاست ناراحتم و غم کل وجودمو گرفته.
دعا کنیم برای سلامتیش بچههاجون.
کاش با پذیرفتن آدم سبک میشد، کاش میشد قبولش کنی و آزاد بشی، کاش با سپر انداختن جنگ هم تموم میشد،
اما نمیشه، مشکل دنیا همینه، اینکه حتی وقتی ادامه نمیدی هم باز ادامه پیدا میکنی.
آدم همه کار میتونه انجام بده، حتی میتونی از غرب به شرق لشکر کشی کنی و ببینی هنوز ساعت ۱۲ نشده.
دلم برای تو خونه موندن تنگه،
خونه گرم و نرم و راحته.
زندگی بزرگسالی بس،
ولم کنین میخوام تا اطلاع ثانوی تو خونه بمونم، بخورم و بخوابم.