May 11
باسلام و احترام
این کانال در ارتباط با همایش مجازی روش شناسی علوم انسانی؛ چالش ها و راهکارها ک برای اولین بار در ایران، مورخ سه شنبه 99/04/03، توسط اساتید برجسته روش شناسی در رشته های مختلف برگزار می شود، ایجاد شده است
لذا اطلاعات مرتبط با همایش، از جمله اسامی سخنرانان به همراه چکیده سخنرانی شان در این کانال بارگزاری خواهد شد.
لازم به ذکر است کانال مشابهی در تلگرام به نشانی @raveshshenasiolumensani
نیز تشکیل شده است.
همایش مجازی
روش شناسی علوم انسانی؛ چالشها و راهکارها
سخنرانان
حجه الاسلام و المسلمین دکتر محسن الویری(تاریخ)
حجه الاسلام و المسلمین دکتر حمید پارسانیا(علوم اجتماعی)
دکتر سید محمد رضا حسینی بهشتی(فلسفه)
دکتر سید صادق حقیقت(علوم سیاسی)
دکتر حسن دانایی فرد(مدیریت)
دکتر سید حمید طالب زاده(فلسفه)
دکتر فرشاد مومنی(اقتصاد)
دکتر رحیم نوبهار(حقوق)
زمان برگزاری همایش: سه شنبه، 3 تیر 1399، ساعت 9-12
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید در کانال تلگرامی زیر
@raveshshenasiolumensani
یا کانال ایتا با نشانی
@raveshshenasi_olumensani
عضو شوید
عقلانیت و اندیشه جدید بر مفهوم روش استوار است. معیار علمیبودن هر پژوهش، روشمندی آن است. اما غالبا روش امری بدیهی انگاشته می شود و کمتر مورد پرسش قرار می گیرد. از این رو مواجهه ای بنیادین با مسئله روش به ویژه در علوم انسانی ضروری به نظر می رسد.
در همایش «روش شناسی علوم انسانی؛ چالش ها و راهکارها» برای نخستینبار به همراه جمعی از اندیشمندان صاحبنظر در رشتههای مختلف علوم انسانی، از چیستی و جایگاه روش در اندیشهی مدرن میپرسیم و از منظرهای گوناگون بدان میپردازیم تا ازین رهگذر چالشهای فراروی روششناسی علوم انسانی طرح و راهکارهای آن ارزیابی شوند. همایش مذکور مورخ 03/04/1399 ساعت 9-12 به صورت مجازی برگزار خواهد شد و اطلاعات مربوط به همایش از جمله سین برنامه سخنرانی ها و چکیده مقالات در کانال تلگرامی همایش با آدرس: @raveshshenasiolumensani و کانال ایتا با آدرس: @raveshshenasi_olumensani موجود است.
لازم به توضیح است که برای شرکت در همایش نیازی به ثبت نام نیست و تنها کافی است روز همایش با کلیک بر روی لینک: https://webinar.ihcs.ac.ir/b/ihc-hnq-uuc وارد فضای همایش شوید.
مقالاتی که در مجموعه مقالات همایش چاپ خواهند شد عبارتند از :
اندیشه و روش← دکتر سید حمید طالب زاده
بحران روششناسي و آشفتگی مفاهیم در علوم سياسي← دکتر سید صادق حقیقت
تاملی بر روش شناسی در اقتصاد در ایران← دکتر عباس شاکری
تاملی روش شناسانه بر پدیدار شناسی هنر← دکتر شمس الملوک مصطفوی
دلالت هایِ روش شناختیِ 《تجربه زیسته》در فلسفه علوم انسانی←دکتر مالک شجاعی جشوقانی
دوگانگی نظام حقوقی در جمهوری اسلامی ایران و چالش های روش شناسی←دکتر رحیم نوبهار
روششناسی دانش تاریخ در ایران معاصر؛ چالشها و راهکارها← دکتر محسن الویری
الزامات طراحی و آزمون روش مدیریت و علوم پیچیده←دکتر علی اصغر پورعزت
شش کانون مهم منازعه های روش شناختی در قلمرو علم اقتصاد← دکتر فرشاد مومنی
«شک پالاینده؛ نخستین گام از روش فلسفی»← دکتر محمدتقی طباطبایی
روششناسی دانش تاریخ در ایران معاصر؛ چالشها و راهکارها
دکتر محسن الویری
پرداختن به مباحث روششناختی دانش تاریخ در ایران، عمری کوتاهتر از آغاز ترجمه و نگارش در باره روششناسی عمومی دارد. شاید این سخن گزاف نباشد که بیمهری و حتی بدبینی به مباحث و مسائل مرتبط با روششناسی در کشور ما، بیش از هر دانش دیگر در دانش تاریخ به چشم میخورد. دانش تاریخ، افزون بر همراه داشتن چالشها و ابهامها و چندگانگی دیدگاهها در حوزه روششناسی عمومی، با چالشهایی ویژه در باره تعریف تاریخ و نظریه تاریخ و به دنبال آن روششناسی تاریخ روبروست. به باور بیشتر کسانی که در این باره قلم زدهاند، این چالشها ریشه در مؤلفهها و مسائل زیر دارد:
• مفهوم واقعیت تاریخی که پیشفرض آن در دسترس نبودن است (به دلیل تعلق داشتن به گذشته)
• ابزار شناخت در تاریخ که فراوانی آن تابع معکوس فاصله زمانی رویداد تاریخی با پژوهش تاریخی است (هر چه این فاصله بیشتر باشد ابزارهای شناخت کمتر است)
• گشوده شدن گریزناپذیر در به روی دستهای دانشهای خواهرخوانده تاریخ همچون کتیبهشناسی و سکهشناسی و زیانشناسی تاریخی برای جبران کمبود منابع
• بهرهگیری گسترده مورخان از مفاهیم و نظریهها و حتی روشهای شاخههای مختلف علوم انسانی و علوم اجتماعی مانند جامعهشناسی و روانشناسی و اقتصاد و ارتباطات و فرهنگشناسی در مراحل مختلف تاریخپژوهی و تاریخنگاری
• گسترش یافتن دانش تاریخ و پیدایش شاخههای جدید تاریخنگاری همچون تاریخ اجتماعی و تاریخ فرهنگی و تاریخ اقتصادی و جز آن.
• قوت یافتن نسبی یک جریان دینگرا و باورمند به مرجعیت مطلق یا نسبی دین در دانشهای مختلف به ویژه علوم انسانی
به نظر میرسد باید دو محور هستیشناختی و معرفتشناختی زیر را هم به عنوان خاستگاه دیگری برای چالشهای روششناختی تاریخ مورد توجه قرار داد:
• از نظر معرفتشناختی، واژه تاریخ در دو قلمروی جدا از هم به کار میرود: تاریخ به معنی رویداد و تاریخ به معنی گزارش رویداد. این دو نیز که هر یک دارای شاخههای فرعی است، بایستههای روششناختی خود را دارد.
• از منظر هستیشناختی، هست تاریخی دارای سه لایه است: لایه فراتاریخ یا تاریخ به مثابه یک کل یکپارچه تاریخ بشریت، لایه مجموعه رویدادهای تاریخی یا تاریخ به مثابه رویدادهای یک واحد اجتماعی، و لایه رویداد تاریخی یا تاریخ به مثابه یک رویداد گزینش شده و جدا از دیگر رویدادها. در هم آمیختن این سه لایه و جدا نساختن مرز آنها از یکدیگر خاستگاه برخی چالشهای روششناختی شده است.
روشن است که نمیتوان انتظار داشت برای این چالشها پاسخ نهایی و یا مورد پذیرش همگان یافت، اما دست کم میتوان با ساماندهی مجموعهای از مطالعات و پژوهشها گامی برای صورتبندی چالشها، گونهشناسی آنها و راههای پرداختن به آنها برداشت. مدل پیشنهادی ارائه شده در این گفتار در این زمینه، افزون بر مطالعات و پژوهشهای زمینهساز و اولیه و نیز تفکیک مسائل روششناسی تاریخ به مثابه رویداد بر پایه لایههای سهگانه هست تاریخی، این است که بر اساس نقطه تلاقی پارادایمهای پژوهش در علوم انسانی با لایههای فهم تاریخی مطابق جدول زیر، به شناسائی دستههای مختلف مسائل روششناختی دانش تاریخ (تاریخ به مثابه گزارش رویداد) پرداخته شود:
الزامات طراحی و آزمون روش مدیریت و علوم پیچیده
علی اصغر پورعزت
استاد دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
چکیده
در گذر تاریخ علم روش شناسی های گوناگون طراحی و توصیه شده اند که گاهی سال ها بلکه قرن ها بر سنت های علمی دانشگاه ها، سیطره افکنده اند.
با توسعه دانش و افزایش تنوع تخصص ها و رویکردها و شکل گیری علوم میان رشته ای و چند رشته ای، نوعی سردرگمی در روش و شیوه های آزمون دستاوردهای علمی ایجاد شد که پیامد آن، در مواردی نفی اعتبار روش و در مواردی تقلیل تلاش های علمی به تکرار روش های مکانیکی برای تولید انبوه دانش بود.
در دانش مدیریت به لحاظ سرو کار داشتن با انسان های در حال پدیداری و بازیگر، معنی گریزی در مواجهه مدیران دولتی با واقعیت های لازم، معنی پردازی کاذب یا دروغین در مدیریت دولتی، پدیدآیی آنی برخی از مسائل مدیریت دولتی، چالش های روش شناسی تشدید می شوند.
بنابراین چالش آفرینش روش فراخور شرایط حل مساله و پژوهش درباره آن مطرح می شود.
بدین ترتیب که باید دانش پژوهان این رشته را با فراگردهای سالم ساخت روش و آزمون آن آشنا ساخت تا بتوانند فراخور هر وضعیت خاص«مساله-موقعیت» روش مطلوب برای پژوهش دربار آن را توسعه دهند.
واژگان راهنما:
پیچیدگی رفتار انسان، معنی گریزی، معنی پردازی کاذب، پیچیدگی امور مدیریتی، کلان نگری در مدیریت دولتی، پدیدآیندگی آنی مسائل مدیریت دولتی، روش شناسی، طراحی روش
مربوط ب یادداشت بالا👆
چکیده تفصیلی
در گذر تاریخ علم، بحث از روش شناسی با چالش هی متعارض و متضاد گوناگون همراه شده است؛ از انگار واقعیت و حقیقت گرفته تا نسبی انگاری آن و از انکار دلالت ادراکات بر واقعیت گرفته تا بحث از اصالت روش یا نسبیت دلالت آن و انکار اعتبار آن.
در گذار از مناظره روش پرستانه تا ضدیت روش، اعتبار روش در علوم، تحت تأثیر سطح پیچیدگی مقوله های دانش قرار می گیرد.
بنابراین، اگر در علوم دقیقه، امکان سخن گفتن از روش دقیق وجود دارد، این احتمال در علوم پیچیده کاهش یافته، در علم مدیریت به شدت کاستی می پذیرد.
عوامل موثر بر کاهش اعتبار روش در دانش مدیریت متعدد و متنوع اند. این دانش از حیث اتکا به روش آسیب پذیر بوده، به دلایل گوناگون، چالش های روش شناسانه بیشتری (نسبت به سایر علوم) دارد.
در علم مدیریت، موضوع مطالعه انسان است و سیستم های اجتماعی ساخته شده از انسان ها؛ سیستم های اجتماعی که به طور مستمر در حال پدیداری و تحول و تغییرند.
همین پدیداری و پدیدآیندگی و پدیدارشدگی و احتمال پدیدار سازی تصنعی، دلیل اصلی زوال اعتبار پایدار روش در علوم انسانی است.
واقعیت های زیر را در نظر بگیرید:
1—انسان در حال پدیدار شدن است و به سرعت از محیط می آموزد و تغییر رفتار می دهد.
در گذشته گفته شد هیچ انسانی نمی تواند در یک رودخانه دو بار شنا کند. امروزه می توان گفت که رفتار انسانی هرگز تکرار نمی شود؛ پس پیش بینی رفتار انسان با امتناع منطقی و محال فلسفی مواجه می شود.
2—مقوله های مدیریتی، همواره در چال معنی گریزی قرار دارند. در این رویکرد تاکید می شود که آنچه آدمی ادعا می کند و اظهار می نماید، فاصه زیادی تا حقیقت دارد.
نکته این است که در برخی پژوهش های مدیریتی به جای پرسش بنیادین، به پرسش های دیگر پاسخ داده می شود. شبیه اینکه بپرسیم چرا مدیریت بحران کشور ضعیف است؛ پاسخ داده شود: «به مسائل مهم تر از مدیریت بیاندیشند». مسأله ما مسأله فرهنگی است. دربسیاری از پژوهش ها، از پاسخ به پرسش بنیادین طفره رفته، اطلاعات و مطالب مفید یا غیر مفید دیگری مورد تأکید قرار می گیرند. مطالبی که هر چند هم مفید باشند، پاسخ پرسش های اصلی نیستند.
3—در فراگرد معنی پردازی در مدیریت دولتی، همواره امکان بروز معنی پروازی کاذب یا معنی پردازی دروغین و ساختگی وجود دارد.
در این حالت پژوهشگران از پاسخ به پرسش اصلی طفره نمی روند، بلکه به آن پاسخ نادرست و دروغین می دهند. برای مثال می پرسیم چرا مدیریت بحران کشور ضعیف است؛ به پاسخ می دهند «تجهیزات نداریم زیرا در حال تحریم هستیم». این پاسخ ها، هر چند هم در سرشت اولیه درست باشند، در تراز پرسش مورد نظر نبوده، نادرست و غیراخلاقی اند.
4- مقوله های مدیریتی بسیار پیچیده اند و راه حل حکم و قابل اعتمادی برای ساده سازی آنها وجود ندارد.
در مدیرت گاهی با مشکلاتی مواجه می شویم که پاسخ به آن¬ها مستلزم دسترسی به منابع علمی مهم و معتبری در فضایی بینا رشته ای یا چند رشته ای است. در چنین شرایطی، ممکن است نتوانیم با هیچ یک از روش های عاریه ای به پاسخ صحیحی برای مشکلات و مسائل مدیریتی برسیم.
برای مثال نظرسنجی های روانشناختی فقط بخشی از مساله را تحلیل می کنند یا روش داده بنیاد فقط به تحلیل و معرفی تجربه های موجود کمک می کنند یا مورد کاوی صرفاً معطوف به زاویه خاصی از بحث می شود.
تلفیق یافته های حاصل از روش های گوناگون بسیار دشوار می شود و چالش جدیدی محسوب می شود که معمولاً ازآن طفره می روند.
5- مقوله های مدیریت دولتی، در سطح کلان مطرح می شوند. در حالی که در روش شناسی های متداول پی در پی بر ضرورت محدود شدن مسأله و جامعه هدف تأکید دارند.
توجه بفرمایید که منطق محدود شدن مسأله به معنی کوچک کردن موضوع نیست، به معنی حدگذاری برای مساله و تعریف دقیق آن است.
برخی پدیده های اقتصادی، مدیریتی، سیاسی، و فرهنگی، اساساً قابل کوچک سازی نیستند و جامعه هدف بزرگتری را مد نظر می آورند.
در این موارد اقدام به کوچک سازی جامعه هدف، براساس کژفهمی از ضرورت محدودسازی به معنای حدگذاری است. در مدیریت دولتی با «فراگردهای کلان تجزیه ناپذیر» سروکار داریم؛ نظیر بودجه بندی؛ خط مشی گذاری؛ طراحی ساختار؛ مدیریت منابع انسانی. تحلیل پویایی ها جمعیتی؛ پدیدار شناسی جمعیت؛
6- پدیدار شدگی آن برخی از مشکلات و مسائل در دانش مدیریت دولتی بسیار تأمل برانگیز است. گویا برخی مشکلات مسمتراً در حال پدیداری بوده، در همان حال باید مورد بررسی قرار گیرند. اینجا بحث از سرعت تغییر نیست، صحبت از نوظهوری و پدیدآیندگی است.
در این حالت، مقوله یا مشکل شناخته نشده روشی برای مواجه با مسائل شناختی مرتبط با آن ابداع نشده است. صرفاً می توان روش های موجود را به کار گرفت و یا ابعادی از آن مشکل را برحسب مراتب شباهت با مشکلات پیشین موردی بررسی و تحلیل قرار داد و روش های موجود را برای بررسی آن به کار گرفت.
در این حالت، استفاده از روش های متداول پاسخگو نیست و روش های جدیدی مورد نیازند.
چالش آفرینش روش
آفرینش روش، مستلزم آشنایی با جوهر روش شناسی و مباحث عمیق معرفت شناسی است. واقعیت این است که در شرایط دشواری که دانش پژوهان مدیریت دولتی با آنها مواجهند، چاره ه ای جز این نیست که به آفرینش روش پرداخته شود.
این رویکرد دال بر این مهم است که بر اساس موقعیت توسعه دانش اداره دولت و حکومت (مدیریت دولتی)، ضرورت دارد که فراخور پرسش ابتدا سعی شود که از روش های موجود یا کولاژهایی از آنها استفاده شود.
اگر این روش ها مفید نبودند باید به طراحی و ساخت روش اهتمام ورزیده شود. مهمترین مراحلی که برای ساخت روش بابد طی شود را می توان در یک نگاه کلی به صورت زیر فهرست کرد:
الف) فهم دقیق مشکل در قلمرو مدیریت دولتی
ب) طراحی مساله و بیان مساله براساس آن
ج) ایده پردازی درباره انواع پاسخ های احتمالی و طراحی شکل و قالب پاسخ های محتمل.
د)) بررسی انواع روش های شناخته شده یا ترکیبی از روش های موجود و ارزیابی مراتب کفایت آنها و اهتمام به طراحی روش در صورت کفایت روش های پیشین
ه) طراحی روش جدید با توجه به نیاز های مساله مورد پژوهش
و) پیشنهاد راه های مناسب برای آزمون روش های ابداعی.
بدین ترتیب در رشته مدیریت دولتی، چالش طراحی روش و ارزیابی روش های نوپدید و طراحی شده، چالشی جدی است که به تدریج با افزایش پیچیدگی رفتار انسانی در سازمان ها، معنی گریزی، معنی پردازی کاذب، پیچیدگی مقوله های مدیریتی، گستره کلان مسائل مدیریتی و پدیدار شدگی آنی مسائل جدید در این رشته از دانش، چالشی جدی است و باید مورد توجه علاقمندان به این قلمرو علمی قرار گیرد.
ما در آیند به جای روش شناسان به طراحان روش نیاز داریم.
بحران روششناسي و آشفتگی مفاهیم در علوم سياسي
دکتر سید صادق حقیقت
روشهاي موجود در علوم سياسي، زير مجموعه روشهاي علوم اجتماعي محسوب ميشوند. ابهامها و مشكلاتي كه در روششناسي علوم اجتماعي وجود دارد، بر علوم سياسي نيز تأثير ميگذارد. علوم سياسي، به يك واسطه زيرمجموعه علوم اجتماعي و به دو واسطه زيرمجموعه علوم انساني ميباشد. پس، ميتوان نتيجه گرفت كه تحولات و حتي ابهامهاي فلسفه علوم (انساني) و فلسفه علوم اجتماعي به شكل غيرمستقيم بر فلسفه علوم سياسي تأثير دارد. به طور كلي، بحران روششناسي در علوم سياسي را ميتوان در محورهاي زير متمركز نمود: ابهامهاي ناشي از فلسفة علم، ابهامهاي ناشي از روشهاي علوم اجتماعي، مشكلات روششناختي خاص علوم سياسي، و بالاخره مشكلاتی که به شکل خاص به جامعۀ ما مربوط می شود. به تعبیر آلن چالمرز، مقولۀ كلي به نام «علم» و مفهومي به نام حقيقت يا صدق كه علم را كاوشي براي حقيقت توصيف كند، وجود ندارد. از آنجا که تنوع مكاتب فلسفه علم به حدي است كه امكان گزينش يك روش و كنار گذاشتن بقيه روشها را نفي ميكند، پیشنهاد نگارنده در کتاب روش شناسی علوم سیاسی دو راهکار است: کثرت گرایی روش شناختی و همروی روش شناختی. متأسفانه، غالب كتابهايي كه در باره روشهاي علوم اجتماعي و علوم سياسي نوشته ميشوند، ميراثخوار روشهاي اثباتياند. علوم سیاسی تا دهه 1970 رشته مستقلی محسوب نمی شد، و بنابراین، روش های دیگر علوم، و همچنین ابهام ها آنها، به شکلی در آن انعکاس می یافت. پس از آن که علوم سیاسی به عنوان رشته مستقلی درآمد، باز این نکته وجود دارد که به چه میزان روش هایی خاص خود داراست، و به میزان از کمند مشکلات روش شناختی دیگر علوم رهایی پیدا کرده است. علوم سياسي علاوه بر معضلات فوق، ممكن است مشكلاتي مربوط به جامعهاي خاص نيز داشته باشد. جامعه ما از دو حيث ويژه است: جهان سومي بودن و اسلامي بودن. فرهنگ ایران اسلامی ترکیبی از فرهنگ های اسلامی، ایرانی، و غربی (شامل دو فرهنگ عمده لیبرالیستی و سوسیالیستی) است. ما در فهم صحيح آنچه در دنياي متمدن ميگذرد مشكل داريم، چه رسد به بومي كردن آنها و نسبت سنجي شان با داشتههاي موجود! به واقع، تفكر سياسي در ايران زمين دچار آفات روششناسانه شده است.
يكي دیگر از علل بحران روششناسي در علوم سياسي، آشفتگي مفاهيم در اين رشته علمي است. منشأ بحران ميتواند به ويژگيهاي علوم سياسي، يا به سرزمين ايران، يا به قيد معاصر بودن آن (و كژتابي مفاهيم) مربوط شود. از جمله آثار جوان بودن علوم سياسي آن است كه در مقايسه با علومي همچون فلسفه، داراي دانشنامهها و فرهنگهاي واژگان در حد مطلوب نيست. همچنین، دانشواژههاي علم سياست به دليل رواج عمومي و عاميانهاي كه دارند، شفافيت خود را از دست ميدهند و دستخوش ابهامات گوناگون ميشوند. مسئله ديگري كه باعث نوعي ابهام در واژگان (علوم سياسي) ميشود، عدم توجه به پيشينه تاريخي آنهاست. حداقل سه دليل براي اهميت فوق العاده مفاهيم در تحليل سياسي وجود دارد: ميل تحليـل سياسـي به عموميتسازي، اشتراك زبان علم سياست با زبان عاملان سياست و سياستمداران حرفهاي، و عجين شدن مفاهيم سياسي با عقايد ايدئولوژيك. وقتي مفاهيم سياسي تقدس پيدا كنند، با آرمانهاي ايدئولوژيك پيوند ميخورند و بنابراين، همۀ افراد، دموكرات و آزاديخواه خواهند بود. اين امر به آن دليل است كه دموكراسي براي جوامع، امروزه يك ضرورت تلقي ميشود نه يك انتخاب. آشفتگی مفاهیم در خصوص ایران را باید در اموری همانند مسائل ذیل جستجو نمود: فقر منابع اصلی، معضل ترجمه، جعل اصطلاح و كاركرد ناقص مراجع ذيصلاح. به شكل مشخص، فرهنگستان زبان و ادب فارسي و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در كاربرد صحيح واژگان در جامعۀ ما مسئوليت مستقيم دارند.
شايد بتوان گفت مهمترين منشأ بحران مفاهيم سياسي در ايران معاصر، رويارويي سنت (و دين) با تجدد بوده است. سنت و تجدد از دو جنس هستند و از دو دستگاه مفهومي متمايز برخوردارند. حدود يك سده قبل، ايرانيان با مظاهر تجدد غربي آشنا شدند. در خودِ واژۀ «مشروطه» هم بحث بود كه از ريشۀ «شرط» آمده است يا تغيير شكل يافته اصطلاح La Charte فرانسوي است! به هر حال، واكنش ايرانيان به پيشرفت اروپائيان يكسان نبود. برخي به طور مطلق آن را پذيرفتند، برخي با آن به مخالفت برخاستند و نهايتاً گروهي سعي در اتخاذ نقاط مثبت تمدن مدرن و ايجاد هم نهادي جديد از سنت پيشين و مدرنيته شدند. گروه اول و بهويژه گروه سوم چارهاي جز يافتن نسبت مفاهيم موجود و مفاهيم جديد را نداشتند. اگر مفاهيم سنتي و مدرن را تفكيك نكنيم، ابتدا دچار خلط روششناختي و سپس دچار خلط معرفتشناختي و تاريخي ميشويم. به طور مثال، «امت» در زبان عربي و «امت» در اصطلاح قرآني دو چيز متفاوت است. همچنين است مفهوم «انقلاب» در شكل كلاسيك (تبديل انواع حكومت به يكديگر با حركتي دوراني) و