راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
#دلنوشته
🔸ایران عزیز
همهی دنیا اینجا حاضر است. از هر سلیقه و نظر و عقیدهای. چپ و راست، چادری و مانتویی، باحجاب و بیحجاب. حتی آنان که صورتشان از تتو و خالکوبی معلوم نیست. همه در گوشه و کناری برای خودشان جای پایی باز کردهاند و در دستشان یا پرچم ایران جان را گرفتهاند، یا عکس آقای شهیدشان یا رهبر جدیدشان را.
صحنههای زیبایی این شبها درحال خلق شدن است. در نگاهِ ظاهربین و سادهلوحانهات بهشان، به خودت میگویی اینان همانهایی نبودند که قبلترها آبمان باهم در یک جوب نمیرفت؟! همانها که میانهی خوبی با تیپ و قیافهی من نداشتند و من هم با تیپ و قیافه ایشان؟! در همین فکری که گوشهایت را صدایی غرّا و طوفنده، بالاتر از دستانی که پرچم گرفتهاند و نگاهت را به خودشان دوختهاند، بازتر از همیشه میکند. ریز میشوی و گوشه چشمی تنگ و سری کج میکنی به نشانهی متمرکز شدن به آنکه، که میگوید و چه میگوید! در همان لحظه است که جواب سوالت را میگیری. آنکَس که تو سالها دور و غریبش میدیدی با باورهایت، دارد با همان ظاهرش، فریادِ مرگ بر آمریکا و اسرائیل و دشمنان این مرز وبوم سر میدهد. همانجا ناخودآگاه لبخندی بر گوشهی لبانت نقش میبندد و اشکی در چشمانت حلقه میزند. دلت قرص میشود. آنقدر قرص که به پشتوانهاش میشود دل به دریا زد. اینجا دیگر جای تفاوت سلیقهها نیست. اینجا همه برای ایرانِمان آمدهاند. ایرانِ عزیز و دلبندمان.
🔹محمدعارف بیرانوند/ ارسالی از قم
23اسفند1404
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ببینید
مصاحبهشوندهای که هیچچیزش در ظاهر، به هیچچیزش نمیخورد. راننده کامیونی با سبیل و ابروی شکسته؛ با تصویر دخترکی که عقب ماشینش جا خوش کرده. حالا تصویر آقا را میزند روی شیشه ماشین و میگوید: «فقط آقا... لبیک یا آقا.»
از آمادگیاش برای جنگ زمینی میگوید و از اینکه آمریکا و اسراییل نمیتوانند هیچ غلطی بکنند.
چقدر باطنیست حرفهای راننده؛ و چقدر به کلیشهی لوطی بودن رانندههای کامیون نزدیک است.
🎬 فاطمه گنجی
26اسفند1404
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
🔸باران نیمهشب
دقایق پایانی مناجات شب بیستوسوم ماه رمضان، صدایی وهمانگیز همه جا را گرفت؛ صدای هواپیمای جنگی.
عدهای نگران شدند و عدهای بیحرکت به خواندن مناجات خود ادامه دادند.
پسربچه چهار سالهای که کنارم نشسته بود با ورق زدن صفحات قرآن داشت با خدا صحبت میکرد. صدای نگران مادرش را که شنید، ترسید و شروع کرد به گریه. هیچکس توان آرام کردنش را نداشت.
آسمان در لحظهای شروع به باریدن کرد؛ مثل چشمان همان پسربچه.
چند ثانیه قبلش، آتشی در شهر افروخته شده بود و حالا باران آمده بود تا آبی شود روی آن آتش.
به پسرک گفتم: «ببین پسرم، بارون بارید که همهچیز آروم بشه.»
اشکهایش را پاک کرد؛ به آسمان خیره شد و لبخند زد.
این است حکمت آب روی آتش؛ میتواند آتش و اشک را آرام و نورانی کند.
🔹نجمه صادقی
22اسفند1404
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
🔸 لالایی
تلویزیون داشت لالایی پخش میکرد!
از شبکه خبر و آنهم وسط اخبار جنگ!
خواستم زیرنویسش را بخوانم که کاسه دیگری جلویم گذاشتند. کاسه را برداشتم تا روی فرنی دارچین بریزم؛ اما نصف کاسه خالی بود. جملهی دوستم را که هر وقت دارچین کم میریختیم، میگفت را تحویل خودش دادم: «فکر کن داری برای خواهر و مادر خودت فرنی میکشی!» خندید و ملاقهای اضافه کرد.
دوباره گردن کشیدم تا پیگیر لالایی شوم اما خبر تغییر کرده بود. آهنگی با تم دههی شصت درحال پخش بود. برگشتم کنار کاسهها. ساعت را چک کردم. باید قبل افطار، فرنیها را بستهبندی میکردیم تا موکب به موقع پذیرای مردم باشد.
ما که کاری جز کشیدن چند ملاقه انجام نمیدادیم، اما خانمی که از وقت و خانواده و مالش زده بود تا افطاریها را آماده کند، مدام «خسته نباشید» به خوردمان میداد. ما هم با قوت بیشتری ظرفها را پر میکشیدیم و حس میکردیم، پشت سنگر، کنار فرماندهان و رزمندگان ایستادهایم. همه فرنی را دوست دارند؛ امیدوار بودیم در میانه تجمعات، قلبشان با آنها گرمتر شود. بالاخره یکی با پهپاد میجنگد؛ یکی هم با ملاقه!
آهنگ حماسی جنگ تمام شد. باز صدای مادر آمد که لالایی میخواند. ظرف فرنی را زمین گذاشتم و گردن کشیدم.
درد داشت، شهید شدن کودکی سه روزه که لالایی مادر را نشنیده، شهید شده بود. زیرنویس خبر، بدجوری قلب را میسوزاند.
کاسهی فرنی دیگری جلویم گذاشتند. بچهها هم فرنی دوست دارند؛ سه روزهها چطور؟!
پ.ن: در حمله هوایی رژیم صهیونیستی به یک منطقه مسکونی در اراک، نوزاد سه روزهای به نام مجتبی، همراه خواهر دو ساله، مادر و مادربزرگش ب شهادت رسید.
🔹فاطمه بازگیر
۲۶اسفند1404
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
💢بیعت بانوان خرمآبادی با رهبر معظم انقلاب امام سید مجتبی خامنهای
🔺خرم آباد، میدان امام خمینی/ 27اسفند1404
📸 آزاده دریکوند
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah