eitaa logo
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
815 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
332 ویدیو
14 فایل
ارسال روایت‌های مردمی به @ravimah_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای ما مثل امام علی شهید شد ۲۰فروردین۱۴۰۵/ در حاشیه اربعین رهبر شهید 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
🔸چهل روزگی چهل روز گذشت. چهل روز سخت؛ چهل روز طولانی. واقعاً طولانی؛ آنقدر که وقتی برمی‌گردم به آن صبح اعلام خبر شهادت، بااینکه همه‌چیز توی ذهنم شفاف است، اما فکر می‌کنم این اتفاق‌ها مالِ حداقل یکی‌دو سال قبل است؛ آن پیام «مکن ای صبح طلوع؛ اذان صبح اعلام میشه»‌ی 4:07 دقیقه‌ی توی گروه؛ که خبر کسالت را هم اینطور نمی‌دهند، چه برسد به خبر شهادت! آنهم شهادت آقا! آن تیر کشیدن قلب و بیدار کردن خانم و گفتن جمله‌ی «آقا شهید شد»؛ که خودم هم نتوانستم طور دیگری خبر بدهم. آن «تا چند روز بهم زنگ نزنید؛ یا این نظام میمونه، یا اگه رفت جنازم رو براتون میارن.» که حالا شاید خنده‌دار باشد، اما چهل روز پیش نبود. آن سحری‌نخورده بیرون زدن از خانه و رفتن به حسینیه. آن گریه‌های بلند بچه‌ها. آن تشرهای حاج امیرحسین که «گریه نکنید؛ نزارید دشمن‌شاد بشیم». آن سرمای ساعت ششِ خیابان دلفان. آن به سر زدن‌های احسان. آن دسته‌دسته مردمی که گریان و نگران، می‌آمدند و می‌رفتند سمت میدان کیو. آن صوت آقا که توی جمعیت پخش شد و وقتی گفت «ما به سوی میدان جنگ پرواز می‌کنیم» بغض چندساعته‌مان شکست و بلندبلند گریه کردیم. آن نیسانی که پشتش گل درست کرده بودند تا مردم به سروشانه بمالند. آن شب اولی که خودجوش جمع شدیم اول خیابان انقلاب. و آن شب‌های بعدترش. و آن اولین موکب؛ و اولین کلیشه‌ها و اولین پوسترها و اولین پرچم‌ها. و آن اولین مداحی‌ که چندشب پشت هم تکرار شد: «وارث حیدر خیبر شکنیم، درو دروازنه وایک می‌کنیم». و آن اولین دسته‌روی‌ خیابانی؛ از میدان شهدا تا مصلی؛ از میدان امام تا بازار. و آن تندتند آمدن خبر شهادت فرماندهان. و آن پارچه‌نوشته‌های خیابان انقلاب که «خدای خامنه‌ای زنده است ای مردم». و آن امیدی که دوباره برگشت توی دلهامان. آن اولین رژه‌ی خودرویی که فقط پرچم می‌چرخاندیم؛ آن ترس از همراهی‌نکردن مردم در دادن شعار؛ آن اولین الله‌اکبر و آن تکرار پشت تکرار؛ آن همراهی مردم. آن ایست‌وبازرسی‌های شبانه؛ آن خانه‌ها و مسجدهایی که آشپزخانه‌های جهادی شدند که افطاری بدهند دست بسیجی‌ها و پاسدارها و ارتشی‌ها و انتظامی‌ها. آن اولین صدای جنگنده‌ها؛ آن اولین تجربه‌ی لرزیدن خانه‌ها از شدت انفجار. آن اولین شهدا و اولین مجروح‌های توی بیمارستان. آن خلوت‌تر شدن شهر توی روز. آن جا نزدن و نترسیدن و کم‌نیاوردن؛ آن شلوغ‌تر شدن شهر توی شب؛ توی تجمع بعثت و چهارباغ. آن زیاد شدن موکب‌ها و آن نقش‌پیدا کردن آدم‌ها توی تجمع. آن خانمی که بادکنک هدیه می‌داد به بچه‌ها و آن آقایی که شکلات. آن که عکس می‌گرفت و چاپ می‌کرد و می‌داد دست بچه‌ها و آن مینی‌بوس‌های آبی و قرمزی که از تجره و دارایی و تلوری و دیناروند، می‌آمدند تا مسافرهایشان را توی تجمع پیاده کند. آن جوان خطاط که شعار می‌نوشت برای مردم و آن املاکی که قهوه می‌داد بهشان. آن ایستادن‌ها به احترام سرود ملی و آن دست‌های بالارفته و سرهای خم‌شده موقع دعای فرج. آن مشت‌های گره کرده موقع پخشِ مداحی و آن دست‌های بازِ کشیده شده روی تابوت شهدا. آن «نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا»؛ آن تبدیل خیابان به میدان نبرد با دشمن. آن سفره‌های افطارِ توی خیابان؛ آن نمازهای جماعت؛ دعاهای دسته‌جمعی؛ آن نماز استغاثه به امام زمان. آن تبدیل خیابان به میدان خودسازی. آن لحظه‌ی تحویل سال؛ آن حس تکلیفی که حتی عیددیدنی‌‌هایمان هم باید توی خیابان باشد. آن شبی که باران، سیل شد؛ آن ماندن و نرفتن. آن مادرهایی که با بچه‌ آمدند و پیرهایی که با صندلی و عصا. و آن «آن»هایی که تا صبح می‌شود ادامه‌شان داد؛ و خدا همه‌شان را دید. دید ما توی این چهل روز، سربازهایی بودیم که حتی فرصت عزاداری برای امام شهدیمان هم پیدا نکردیم. دید میدان را خالی نکردیم. دید وقتی ده روز به وعده‌ی سی روزه‌ی موسی با قومش اضافه شد، گوساله‌پرست شدند؛ اما ما چهل روز، هر روز بیشتر برای امام شهیدمان دلتنگ شدیم و برای دیدن امام جدیدمان مشتاق‌تر. و خدا می‌داند که ما در راه پیکار با کفر راضی به دادن خون قلبمان هستیم. و می‌داند ذره‌ای خسته و پیشمان از مسیری که آمده‌ایم نیستیم. و ما هم می‌دانیم «خدا راه شکست را بر ما بسته است». 🔹امین ماکیانی ۲۰فروردین۱۴۰۵ 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضی روزها عاشورایی‌ترن؛ مثل این چهل روزی که ما جنگیدیم... ۲۰فروردین۱۴۰۵/ در حاشیه اربعین رهبر شهید 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹ما با دوتا ابرقدرت دنیا جنگیدیم... به‌عنوان یه لر پای کشورم می‌مونم🚀 🎬 رمیصا عالی‌زاده 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸جان‌تنگ آقاجان سلام. امروز چهلمین روز است؛ دلتنگ که نه، جان‌تنگتم! به هرجایی نگاه می‌کنم، تو را می‌بینم. امروز که از خانه زدم بیرون تا در مراسم اربعینت شرکت کنم، بغضی روضه‌خوان، گلویم را فشار می‌داد. یاد بغضت افتادم وقتی این شعر را خواندی: «ما سینه زدیم بی‌صدا باریدند/ از هرچه که دم زدیم آنها دیدند/ ما مدعیان صف اول بودیم/ از آخر مجلس شهدا را چیدند» بغضم ترکید و در صف عزاداران پرچم به‌دست با مشت گره کرده، با خودم گفتم: «آقاجان شما که صف اول بودی!» همیشه، فکر اینکه تو نباشی و من باشم را از ذهنم می‌دزدیدم و به خودم اجازه نمی‌دادم که به نبودنت لحظه‌ای فکر کنم. روزی نبود که از خدا اضافه کردن عمرم را به عمرت طلب نکنم. حالا چهل روز گذشت؛ چهل روز که نه، چهل سال! من هستم و دعاهایم که مستجاب شد تا فدایی‌ات شوم! نمی‌دانم؛ چشمانم را در نبودنت چگونه آرام کنم تا از دوریت نبارند؛ به هرکجا و هرجا نگاه می‌کنم تو را می‌بینم و صدایت را می‌شنوم؛ حتی در تنگه هرمز که از شجاعتی که تو به ما دادی بسته شده. جان‌تنگتیم آقاجان قهرمانمان! دوستت داریم؛ حتی اگر نباشی! 🔹عصمت نیک‌سرشت/ دورود ۲۰‌فروردین۱۴۰۵ 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
🔸آوینی یادمان داد جنگ همیشه در میدان نیست چهل شب گذشته؛ چهل شب که زمین بیشتر از همیشه گوش سپرده به قدم‌های آدم‌ها؛ و آسمان، ساکت‌تر از همیشه، شاهد بوده است. در روزهای سخت، حقیقتِ آدم‌ها آرام‌آرام خودش را نشان می‌دهد. نه در شعار؛ نه در هیاهو؛ بلکه در همان نگاه‌هایی که خستگی را بلعیده‌اند و هنوز امید را زمین نگذاشته‌اند. مردم، وقتی درد مشترک می‌شود، بی‌آنکه قرار قبلی باشد، کنار هم می‌ایستند. یکی با دعا؛ یکی با کار؛ یکی با سکوتی که از هزار فریاد بلندتر است. شهدا، روایت نمی‌خواهند؛ خودشان راوی‌اند. راوی انسان‌هایی که از «خود» عبور کردند تا «ما» باقی بماند. و بعضی‌ها، مثل ، یادمان دادند که جنگ فقط در میدان نیست؛ گاهی در دل است؛ جایی که باید میان ترس و ایمان یکی را انتخاب کنی. این روزها می‌گذرد؛اما آنچه می‌ماند، ردّ قدم‌هایی‌ست که برای حقیقت برداشته شد و دل‌هایی که یاد گرفتند در تاریکی هم می‌شود چراغ بود. 🔹فرحزاد جهانگیری ۲٠فروردین۱۴٠۵ 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ممکن است چند نفر توی روستایی باشند، خودشان فقط ببینند، کسی دیگر هم نبیند؛ نه دوربینی هست، نه آمریکایی می‌بیند، نه اسرائیلی می‌بیند؛ اما خدای سبحان می‌بیند و این امر وجودی است… در نظام وجودی این‌ها حلقه اخوت را ایجاد می‌کند. 🔹آیت‌الله عابدینی ۲۰فروردین۱۴۰۵/ خرم‌آباد/ روستای قلعه‌سنگی 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باید برخاست | شب‌های اربعینیِ خیابان بعثت 🔹اسرا عزیزی ۱۷فروردین۱۴۰۵ 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
🔸آوینی اذان قلم است من، مماتِ واژه‌هایِ بی‌زبان، در صحرایِ عطشِ بپاخاستنم. آوینی می‌آید، واژه‌ها را به جان قلم می‌ریزد؛ آوینِ زلال یک دریا را به پیکره‌ی نوشتار می‌چشاند تا شاید واژه‌ای به رستاخیز جان برسد و از عالم بالا افشره‌ی هستی به ذرات مرده‌ی کلمات بچکد. خاک‌های نرم فکه را دیده‌ای؟ آوینی که می‌خوانم سراپایم ذراتی است، چون ذرات فروریخته و تفتیده روی زمین فکه؛ طوفانی می‌آید و در بیکرانی به وسعت آوینی ذراتم را می‌پراکند. روی دست باد به فراز و فرودشان دل می‌سپارم تا مگر غباری از آوینی بر ذرات من بنشیند و واژه‌ها را به بار بنشاند. واژه‌ها از او، که اتصال کلمات است به عالم بالا، می‌آیند و بر صفحه، گویی به نماز می‌ایستند. اذان قلم است، تا قد قامت نور بر واژه‌های قامت گرفته در صف عشق و جنون. پ.ن: وقتی می‌خواهم چیزی بنویسم، اول چندخط آوینی می‌خوانم تا روح، به جان واژه‌ها حلول کند. 🔹زینب کرمی‌نژاد ۲۰فروردین۱۴۰۵ 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
🔸پهلوانان نمی‌میرند تو یادمان دادی که چون طوفان بمانیم دوران اگر پر فتنه شد باران بمانیم تو پهلوانی، پهلوانان هم نمی‌میرند میراث تو این است جاویدان بمانیم مشت گره، گفته که حتی لحظه‌ی آخر در جنگ با صهیون و با شیطان بمانیم پیداست اینجا جبهه‌ی ایمانی و باطل حالا چگونه می‌شود حیران بمانیم؟ گفتی که ما به روضه‌ها گریه بدهکاریم با اشک، بر زخم حسین، درمان بمانیم تو آرزو کردی چو جدت تشنه باشی ای کاش ما هم چون شما عطشان بمانيم بعد از شما تابوت‌های کوچکی در شهر در گوش ما گفته است در میدان بمانیم میدان ما این روزها کوچه خیابان‌هاست باید که در پشت سر ایران بمانیم 🔹فاطمه سادات رحیم‌زاده ۲۱فروردین۱۴۰۵ 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah