eitaa logo
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
811 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
333 ویدیو
14 فایل
ارسال روایت‌های مردمی به @ravimah_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
صدقه شب و روز عاشورا برای سلامتی امام زمان عج محل واریز نذورات و صدقات شما 💳5029087001264798 به نام گروه جهادی مردمی عهد 🔹کمک معنوی: انتشار این فراخوان در پیام رسانهای اجتماعی @ahdjahadi
💠 دعوت به همکاری 🎙 ثبت روایت‌های مردمی از تجمعات خیابانی ❌ ویژه لرستانی‌ها❌ 🔰 اگر به ثبت و ماندگار کردن روایت‌های مردم علاقه‌مند هستید، به جمع راویان این بپیوندید. 🔹 شرایط همکاری: • داشتن تلفن همراه یا دستگاه ضبط صدا (رکوردر) • اختصاص حداقل ۲ ساعت زمان در روز • شرکت در کارگاه آموزشی پیش از آغاز عملیات میدانی • مدت اجرای پروژه محدود و فشرده است ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر: 🆔 📞 ۰۹۳۷۴۴۵۸۸۶۸ ⏳ مهلت ثبت‌نام: ۶ تیر ۱۴۰۵ @ravimah
15.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹آیین‌ گل‌مالی در صبح عاشورا از لنز دوربین فاطمه عزیزی ‌ 🔺ارسال روایت‌های مردمی به @ravimah_admin 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
⚜ثبت نام شروع شد⚜ زبانسرای سایدا واقع در مجتمع فرهنگی آموزشی دلسا برگزار کننده دوره های ترمیک مکالمه در تمامی مقاطع 🔸 خردسالان 🔸 نوجوانان 🔸 بزرگسالان جهت ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر با شماره‌های زیر تماس حاصل نمایید. 09030816393 09367122557 تماس حاصل فرمایید. 🔶🔹آدرس: سبزه میدان_جنب سینما استقلال_مجتمع فرهنگی آموزشی دخترانه دلسا🔹🔶 @delsa_khoramabad
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
🔸عاشورا صبح‌های عاشورا زودتر از ما بیدار می‌شد و به جایگاه گل‌مالی (جایی که در آن گِلی همراه با گلاب خوشبو شده نگهداری می‌شد و مردم لر، صبح عاشورا برای نشان دادن ارادت خودشان به امام حسین و نشان دادن اینکه عزادار حسین هستند، می‌روند و خودشان را گل می‌زنند) روبه‌روی مسجدالاقصی می‌رفت و برای عزاداران امام حسین گل می‌زد. ما هم آماده می‌شدیم تا بیاید و با هم به هیئت عشاق‌المهدی برویم. سوار ماشین که می‌شدم، نگاهش می‌کردم! سر تا پا گِلی بود. حتی محاسنش هم گِلی بود. کفش هم نمی‌پوشید. نگاه لباس‌هایش می‌کردم که هرسال روز عاشورا بر آن‌ها گل می‌زد و در آخر هم وصیت کرد همان لباس‌ها را با خودش به خاک بسپاریم. کنار جایگاهی در نزدیکی خانه پیاده شدیم. پدرم به نوبت روی چادرها و روسری‌های سیاه‌مان گل می‌زد. بعد از گل زدن روی چادر و روسری‌مان که به یاد مصیبت‌های حضرت زینب و دختران و زنان کربلا زده می‌شود، به هیئت عشاق‌المهدی در گزار شهدا رفتیم. گریه‌اش برای مصیبت‌های امام حسین باعث می‌شد گِلی که روی محاسنش است، رفته‌رفته پاک شود و سینه زدنش برای ارباب، گل‌های خشک‌شده روی پیراهن سیاهش را تبدیل به گرد و غبار می‌کرد. امروز نگاه جای خالی‌اش کردم. جای خالی که روضه‌خوان بارها به او اشاره کرد. نگاه چادرم کردم که دیگر دستانش نبود تا رویش گل بزند. اما دلتنگی‌های من برای تو کجا و مصیبت‌های حضرت زینب کجا؛ امان از دل زینب... با اینکه تو را نمی‌بینیم، اما گویا از قبل هم بیشتر در کنارمان هستی. تو را امام حسین از گوشه‌کناره‌های هیئت برگزید. سلاممان را به مولایمان اباعبدالله برسان! 🔹فاطمه مرادی‌فرد/ دختر شهید 4تیر1405 🔺ارسال روایت‌های مردمی به @ravimah_admin 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah