eitaa logo
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
815 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
335 ویدیو
14 فایل
ارسال روایت‌های مردمی به @ravimah_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸اولین سفر خانم وسطی اردو بود و فارسی می‌دانست. خانم‌های کناری‌اش اما هر دو انگلیسی بودند. روز قبل توی در مراسم مجمع جهانی تقریب مذاهب، توی سالن اجلاس سران دیده بودمشان. خانم مسن‌تری هم همراهشان بود که کنار خانم کاورپوش نشسته. هیچ‌کدام فارسی بلد نبودند. خانمی از هلند شد مترجم و یکی دو سوال ازشان پرسید. خانم مسن‌تر گفت: «اولین‌باری که تصویر سوپر لیدر (رهبر فوق‌العاده) را دیدم، قلبم را لمس کرد. خیلی جوان بودم انگار یک پدر داشت برای دخترش صحبت می‌کرد. می‌گفت بلند شوید، شجاع باشید، نترسید، اگر حق این است باید پشت حق بایستید.» اولین‌ سفرشان به ایران بود. خوشحال بودند برای حضورشان و ناراحت از علت حضورشان. امروز قبل از نماز، چشمم افتاد بهشان. حاج محمود داشت «ای ایران» می‌خواند و خانمی که کاور پوشیده داشت گریه می‌کرد. جلو رفتم و دوباره کسی را واسطه کردم. پرسیدم: «شما که فارسی بلد نبودید، علت گریه‌تان چیست؟» مترجم گفت، این شعر را قبلاً شنیده و در کلیپش زیرنویس کرده بودند که رهبر شهید، این شعر را خیلی دوست داشته. حالا با شنیدنش یاد رهبر افتاده و گریه‌اش گرفته.» پ.ن: کاور برای کشور ترکیه است که به‌خاطر تصویر امام شهید و رهبر انقلاب آن را پوشیده. 🔹امین ماکیانی ۱۴تیر۱۴۰۵/ تهران/ مصلی امام خمینی 🔺ارسال روایت‌های مردمی به @ravimah_admin 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
💠نشست اعضای خانه روایت ماه لرستان در شهر قم نشست اعضای «خانه روایت ماه» با حضور آقای صادق رویگر مسوول روایت حوزه هنری قم، با محوریت بررسی عملیات روایت‌نگاری تشییع در شهر قم، روز ۱۴ تیرماه در حسینیه سیدالشهدا برگزار شد. در این نشست، نویسندگان به بیان تجربه‌ها و چالش‌های خود در فرآیند روایت‌نگاری تشییع در شهر قم پرداختند و درباره مسائل مختلفی همچون انتخاب زاویه دید، سوژه‌یابی، شیوه مواجهه با روایت‌های میدانی و راهکارهای تقویت کیفیت آثار، به بحث و تبادل نظر پرداختند. این جلسه فرصتی برای هم‌اندیشی، انتقال تجربه میان اعضای خانه روایت ماه بود تا با نگاهی دقیق‌تر و عمیق‌تر، روایت‌های ماندگار و اثرگذاری از این رویداد تاریخی ثبت و تولید شود. اینجا چراغی روشن است... 🆔 @artlorestanir
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
🔸رنج انقلاب اسلامی توی حرم حضرت معصومه نشسته‌ام و کلیپ‌های نماز آیت‌الله‌سبحانی را برای رهبر شهیدی که مرجع تقلید هم است می‌بینم. پرچم سه رنگ دور دستش و یکی هم توی دستش، توجهم را جلب می‌کند. می‌خواهد برود زیارت که سرراهش را می‌گیرم به پرسیدن سوال: «سلام حاج. چند سالته؟» و کمی باهاش صحبت می‌کنم. از رهبر و امام شهید سیدعلی خامنه‌ای می‌پرسم ازش. می‌گوید: «همه‌ی امیدمون بود. شب شهادتش که خبر رو شنیدم اونقدر خودم رو زدم و تا صبح شیون کردم که دیگه هیچی نفهمیدم.» و گریه می‌کند. کمی که حالش بهتر می‌شود ادامه می‌دهد: «مهر رهبر رو چون آدم خوبیه، از ایمانش، خدا به دل ماها انداخته وگرنه که پسرعموی ما نیست. تا زمانی که نفس‌مون بالا میاد، برای رهبر جونمون رو می‌دیم. انقلاب شد و خمینی اومد. رحلت که کرد، اون‌قدر با مشت به سینه‌م کوبیدم که قفسه‌ی سینه‌م یکم شکست و هنوز جاش هست.» و رد شکستگی آن‌سال را می‌خواهد نشانم بدهد. _ هشتاد و چهار سالمه. خونه‌مون توی یکی از روستاهای قمه و هر شب چند مسیر رو پیاده و با ماشین می‌ریم تا به تجمع برسیم. پدر بچه‌ها که پادرد داره رو روی صندلی می‌نشونم و خودم پرچم تکون میدم. پسرام توی موکب کار می‌کنن. یکی‌شون الان مشغوله برای مقدمات برنامه تشییع. یکی دیگه هم فرمانده یه عملیات بوده توی سال ۶۴، ۶۵ که شهید شد.» و من نتیجه‌ی همه‌ی رنج انقلاب خمینی، معمار انقلاب تا خامنه‌ای، رهبر شهید، را جلوی چشمم مجسم می‌بینم. قمر(جانی‌بگم) حکیمی، مادر شهید سردار غلامحسین علی عسگری/ عملیات بدر/ لشکر علی‌ بن ابی‌طالب 🔹فریبا مرادی‌نسب ۱۴تیرماه۱۴۰۵/ قم/ حرم حضرت معصومه 🔺ارسال روایت‌های مردمی به @ravimah_admin 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah