راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
#بخش_اول: در آستانهی دیدار
بسم الله الرحمن الرحیم
شنبه، نیمروز سیزدهم تیرماه بود؛ وقتی قدم به شهر مقدس قم گذاشتیم، انگار سنگینی یک تقدیر بزرگ را بر دوش داشتیم. قرار بود روز سهشنبه، پیکر مطهر شهید، در میان شکوه جمعیت تشییع شود. روزهای پیش از آن، تمام وجودمان در حرم مطهر حضرت معصومه(س) بود؛ ما در انتظار آخرین دیدار بودیم، اما در لایههای عمیق قلبمان، این حقیقت تلخ را میشناختیم که برای بسیاری از ما، این «اولین و آخرین» دیدار با او بود... دیدار با کسی که دیگر از میان ما برخاسته بود.
سهشنبه، ساعت حدود ۶ عصر، من و محدثه با دو لقمه نان و پنیر آماده شدیم؛ برای آنکه شب را در فضای قدسی جمکران سپری کنیم. میخواستیم تا فردا، پس از مراسم تشییع، بازنگردیم. وقتی هوا تاریک شد، به موکبهای بلوار پیامبر اعظم رسیدیم. آنجا، حال و هوای مسیر، چنان بود که انگار در میانهی پیادهروی اربعین هستیم؛ پر از اشتیاق و پر از غبار عشق.
هرچه به سمت جمکران پیش میرفتیم، فضا سنگینتر و معنویتر میشد. موکبها، آدمها و حتی جریان باد، گویی همگی در حال زمزمه بودند. بارها در دل با خود میگفتم: «خدایا، اینها را ببین که گویی امام زمان(عج) ظهور کردهاند و این سیل عظیم جمعیت، برای دیدن روی ماهِ ایشان است...» صدای حاج حسین یکتا توی فضا پیچیده بود.
جمعیت لحظه به لحظه بیشتر میشد، تا جایی که در میان آن هیاهو، به سختی توانستیم راهی به درون پیدا کنیم. در گوشهای نشستیم تا اندکی از خستگی راه بکاهیم. گرمای طاقتفرسا و خستگی جانکاه، اجازه نمیداد ذرهای آرام بگیریم. تنها دغدغهمان، حفظ انرژی خودمان و شارژ دوربینها بود. در آن میان، از هم جدا شدیم. محدثه به میان جمعیت رفت، اما در میان آن سیل انسانی، جایی گیر کرد و نتوانست جلوتر بیاید. نزدیک اذان صبح بود که رفتم تا وضو بگیرم. مسیر برگشت به سر جای اولم بسیار سخت شده بود؛ در میانهی آن ازدحام، با سختی و فشار، خودم را به جلو میکشیدم؛ هم برای یافتن محدثه و هم برای آنکه بتوانم از این لحظات بیقرار، تصویری ثبت کنم.
ناگهان، چشمم به او افتاد... درست روبرویم بود! از طرح روسریاش او را شناختم. با تعجب گفتم: «عه محدثه! تو اینجایی؟» برگشت، با تعجب و چشمان خیره نگاهم کرد و ناگهان... نقش زمین شد.
🔹آزاده دریکوند
۱۵تیرماه۱۴۰۵/ قم
#جنگ_رمضان
#باید_برخاست
#روایت_بدرقه
#آقای_شهید_ایران
🔺ارسال روایتهای مردمی به @ravimah_admin
🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
🔸*مشهد | یک روز مانده به تشییع و تدفین*
اینجا مشهد است؛ به قول امام شهید: «ایران، ایرانِ امام رضاست...»
حالا در شهری قدم میزنم که فردا قرار است آخرین منزلگاه پیکر او باشد. هنوز پیکر آقا در عراق است و بقول استاندار خراسان همه چیز به زمانی بستگی دارد که پیکر به مشهد برسد و اگر به موقع برسد از ساعت شش صبح تشییع آغاز خواهد شد. واقعیت این است که شهر همچنان در حال تدارک و آماده شدن خودش است و نمیشود گفت که بطور کامل آماده است. روی ایستگاههای اتوبوس، بیرقهای «یا لثارات» و تصویر امام شهید نصب شده است و مردم را رایگان جا به جا میکنند؛ از حرم تا پایانه و بالعکس، پارچهنوشتههایی با جملههایی مثل «خداحافظ آقای شهیدان»، «دلبسته یار خراسانی خویشم» و دهها عبارت دیگر بر سقف طریق تشییع دیده میشود. مسیر تشییع از خیابان امام رضا تا حرم مطهر است. مسیری که در روزهای عادی شاید چهل تا شصت دقیقه بیشتر طول نکشد، اما با جمعیتی که قرار است فردا بیاید و با نگاه به تشییع شهید رئیسی، بعید است کمتر از ۶ ساعت به پایان برسد.
مهمترین نقطه این مسیر، میدان پانزده خرداد است. بزرگترین میدان تشییع که دور تا دورش را با بیرقها و پرچمهای سرخ پوشاندهاند. از همین میدان، گنبد امام رضا نمایان میشود و خیلی از زائرها همانجا میایستند، رو به حرم سلام میدهند و بعد مسیر را ادامه میدهند. چهارراه بسیج، آغاز فضای اصلی تشییع است. از همانجا مهپاشها با فاصله تقریبا ۵۰۰ متری از هم فعال شدهاند تا از شدت گرمای تیرماه کم کنند.
خیابان امام رضا از انتهای مسیر تا حرم کاملاً بسته شده است. دیگر خبری از خودروهای شخصی نیست. فقط اتوبوسهای خدماترسان و موتورهای شخصی در رفت و آمدند. آخرین بار این صحنه را دو هفته پیش که اینجا بودم در تاسوعا و عاشورا دیدم، اما تفاوتش از زمین تا آسمان است. آن روزها هم خیابان بسته بود، اما هنوز میان مسیر، خودروهایی پیدا میشدند که محدودیتها را رعایت نمیکردند و نظم کارگاهی بهم میریخت. امروز اما همهچیز دقیقتر است.
برخلاف تهران، موکبها در متن خیابان بیشتر دیده میشوند و در حاشیه مسیر هم داخل کوچههای منتهی به خیابان امام رضا مستقر شدهاند. البته فاصلهشان هم مثل قم نیست که برای رسیدن به نزدیکترین موکب باید دو کیلومتر راه میرفتی. اینجا مغازهها، ادارهها، مجتمعهای تجاری، طی تشییع، خدماتی را بر عهده گرفتهاند و شاید مهمترین تفاوت مسیر با قم و تهران این است که مسیر خیابان امام رضا بخش بزرگی از شهر و بازار مشهد است.
فضاسازی مشهد نسبت به قم کاملتر و مناسبتر است؛ اما هنوز به گستردگی و انسجام تهران نرسیده؛ نه در فضاسازی و نه در حجم خدمات. تهران برای چنین جمعیتی، تجربه و آمادگی دیگری داشت. مثل قم و تهران، اینجا هم فقط مشهد نیست که پای کار آمده باشد. نیروهای خدماتی استانهای اطراف هم رسیدهاند. دستگاهای خدماتی خراسان شمالی، خراسان جنوبی و دیگر استانها، آمبولانسهای اورژانس، خودروهای آتشنشانی و مجموعههای امدادی از دیروز در شهر مستقر شدهاند.
در پیادهروها، بساط فروش پرچمها برپاست؛ درست مثل قم و تهران. اینجا هم مثل آن دو شهر، بیشترین فروش برای دو پرچم است؛ پرچم سرخ و پرچم جمهوری اسلامی ایران.
و شاید زیباترین صحنه این روزهای مشهد، خانههای مردم باشد.
همیشه وقتی به مشهد میآمدی، اولین دغدغه پیدا کردن سوئیت، هتل یا آپارتمان بود و آدمهایی که سر خیابانها با تبلیغ ارزان و با کیفیت بدنبال درآمدزایی بودند. اما اینبار، شهر شبیه مسیر اربعین شده؛ خیلی از مردم، خانههایشان را وقف زائران پیکر امام شهید کردهاند.
همه درهای حرم مطهر برای ورود زائران باز است، اما صحنهای اصلیِ منتهی به ضریح را بستهاند و امکان نزدیک شدن به مضجع شریف وجود ندارد. تنها صحن پیامبر اعظم(ص) همچنان باز مانده و زائران از همانجا سلام میدهند و زیارت میکنند.
اینجا ایرانِ امام رضاست؛ و این روزها، ایرانِ خامنهای شهید هم.
🔹میلاد سلیمی
۱۷تیر۱۴۰۵/ مشهد
#جنگ_رمضان
#باید_برخاست
#روایت_بدرقه
#آقای_شهید_ایران
🔺ارسال روایتهای مردمی به @ravimah_admin
🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هربار میگویی دیگر چیزی برا غافلگیری نمانده، باز چیزی پیدا میشود که غافلگیرت کند.
راس ساعت ۹ شب، در قطار قم به مشهد، خانمها با پرچم از کوپهها زدهاند بیرون و دارند شعار میدهند.
کنار تجمع خیابانی، تجمع قطاری را هم ثبت کنید.
🔹امین ماکیانی
۱۷تیر۱۴۰۵/ قطار قم_ مشهد
#جنگ_رمضان
#باید_برخاست
#روایت_بدرقه
#آقای_شهید_ایران
🔺ارسال روایتهای مردمی به @ravimah_admin
🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah