راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
#بخش_سوم: وصالی از جنس وداع
حوالی ساعت ۶ صبح بود؛ آقا را آوردند و همه برای نماز به استواری ایستادند. در آن لحظه، صدای گریه و شیون مردم بلند شد. با سختی و تلاش، خود را میان جمعیت جا دادم؛ توان انجام کاری نداشتم و با دیگران همراه شدم و بارانی از اشک جاری گشت.
پس از نماز، با خود فکر میکردم که شاید پیکر مطهر آقا را از همانجا و از میان جمعیت عبور دهند. از یکی از خانمهای عکاس پرسیدم پیکر را کجا میآوردند. گفت داخل خیابان تشییع میشود.
میخواستم سریع از مسجد خارج شوم تا خودم را به پیکرها برسانم و از جلوی جمعیت تصویر بگیرم اما انگار تقدیر چیز دیگری میخواست. ناگهان در میان حجم عظیم ازدحام، گرفتار شدم. احساس خفگی میکردم و گویی در آستانه بیهوشی بودم. چندین بار صورتم را شستم و گره روسریام را باز کردم؛ آب بر سرم ریختم؛ تنها برای آنکه بتوانم تحمل کنم تا از آن فضای تنگ خارج شویم.
کودکان از شدت گرما بیحال و بیرمق بودند و پدران، کالسکه فرزندانشان را روی دستشان گرفته بودند، تا از خفگی نجاتشان دهند. با هر زحمت و سختی، از محوطه مسجد جمکران خارج شدیم. هر چه جلوتر میرفتیم، جمعیت تمامشدنی نبود، بلکه لحظه به لحظه بیشتر میشد.
شنیدم که پشت بلندگو اعلام کردند جمعیت تا حرم مطهر خانم حضرت معصومه (س) ادامه دارد.
سختیهای مسیر بسیار بود، اما تنها چیزی که مرا تا ظهر روز تشییع، سرپا نگه داشت، لطف خدا و عشق به رهبر بود. با این حال، حسرت بزرگی در دلم ماند؛ اینکه حتی نتوانستم تصویری از تابوت رهبر شهیدم ثبت کنم.
در آن لحظات، معنای این جمله را با تمام وجودم درک کردم: «این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده.»
هرچند دیر شده است، اما همه ما نیاز داریم که رهبر شهیدمان را بشناسیم. اصلاً آقای سید علی خامنهای که بود؟ چه بود؟ و چه کرده بود که چنین شد؟
🔹آزاده دریکوند
۱۶تیرماه۱۴۰۵
#جنگ_رمضان
#باید_برخاست
#روایت_بدرقه
#آقای_شهید_ایران
🔺ارسال روایتهای مردمی به @ravimah_admin
🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
#بشنوید #رادیو_ماه قسمت 4️⃣: *زبان عشق از ایران تا قلب اسپانیا* 🔹نویسنده: فاطمه امیری
به مناسبت برد شیرین اسپانیای حامی مقاومت دوباره گوش بدیم