#از_فرمانده_شهید
مواظب باشید از مسألهی دفاع مقدس که در این کشور اتفاق افتاد، غافل نشوید؛ کار بزرگی انجام گرفت. آن جوانها مثل شماها بودند؛ اکثر این جوانهایی که در جنگ نقشهای مؤثر ایفا کردند، از قبیل همین دانشجوها بودند و خیلیهایشان هم جزو نخبهها بودند. دلیل نخبه بودنشان هم این بود که یک جوان بیستودو، سه ساله فرماندهی یک لشکر شد؛ آنچنان توانست آن لشگر را هدایت کند و آنچنان توانست طراحی عملیات را، که هرگز نکرده بود، بکند که نه فقط دشمنانی را که مقابل ما بودند متعجب کرد، بلکه ماهوارههای دشمنان را هم متعجب کرد. ۱۳۸۳/۰۷/۰۵
#هفته_دفاع_مقدس
🔺 ارسال روایتهای مردمی به @ravimah_admin
🔻 آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
در طول تابستان 59 اغلب از طریق اخبار متوجه میشدیم که عراق به مرزهای ایران در جنوب کشور تعرض داشته و نیروهای ایرانی هم با آنها مقابله کردند. این درگیریها ادامه داشت تا در 31 شهریور همزمان که برای شروع سال تحصیلی جدید آماده میشدیم عملاً جنگ ایران و عراق شروع شد.
خبر خیلی سریع در سطح شهر پخش شد. از طریق پادگان 07 اعلام کردند کسانی که آمادگی اعزام به جبهه را دارند برای ثبتنام و رفتن به جبهه مراجعه کنند.
بعدازظهر همان روز 31 شهریور ماشینهای نظامی در شهر میگشتند و با بلندگو اعلام میکردند کسانی که توانایی رفتن به جبهه را دارند به پادگان 07 بروند. من به اتفاق چند نفر از دوستان تصمیم گرفتیم به پادگان 07 که بعد از سه راه اسدآبادی بود برویم. بخشی از آن دست ارتش بود و در بخش دیگر سپاه فعالیت میکرد. وقتی رسیدیم به ما گفتند: فردا صبح برای ثبتنام بیایید.
فردا صبح مجدداً به پادگان مراجعه کردیم. جمعیت زیادی از پیر و جوان به آنجا آمده بود. همه با شوق و اشتیاق بیصبرانه منتظر بودند که برای اعزام به جبهه ثبتنام کنند. در این بین حضور افرادی که سن بالایی داشتند چشمگیر بود. جوانان برای ثبتنام از هم پیشی میگرفتند. ما هم رفتیم و داخل صف ایستادیم.
مسئول سازماندهی نیروها شاهپور نعمتالهی بود.
در پادگان را باز کردند. همه رفتیم داخل و در محوطه پادگان نشستیم. آقای نعمتالهی که آمد با بلندگو شروع به صحبت کرد. بعد از سلام و تشکر از حضور گسترده مردم برای اعزام به جبهه گفت: کسانی که سنشان بالاست و توانایی جنگیدن با دشمن را ندارند و میشود در پشت جبهه خدمت کنند جدا شوند و در قسمت دیگری بایستند. اما کسانی که دورههای نظامی را گذراندهاند و توانایی جنگیدن دارند برای ثبتنام و اعزام به جبهه اینجا حضور داشته باشند.
جوانترها منتظر ماندیم کسانی که در گروه اول قرار میگیرند از بین ما جدا شوند. ولی بعد از مدتی هیچکس بلند نشد. عدهای از آنها گفتند: ما همه آمادهایم به جبهه برویم. درست است سنمان بالاست ولی توانایی داریم با دشمن بجنگیم.
🔹برشی از کتاب #ایستاده_در_قفس
🔹خاطرات آزاده حمید حسنوند
🔹نویسنده: فرحزاد جهانگیری
🔹انتشارات هاویر
🔹300 صفحه
#هفته_دفاع_مقدس
🔺 ارسال روایتهای مردمی به @ravimah_admin
🔻 آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#نوای_جبهه
شیرین زوونم اصغرم
🎙️با نوای زندهیاد علیرضا قهرمانی
#هفته_دفاع_مقدس
🔺 ارسال روایتهای مردمی به @ravimah_admin
🔻 آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
هر شهید، یک قاب ماندگار 🇮🇷
📣 فراخوان ثبت خاطرات شهدای جنگ ۱۲ روزه و رمضان در استان لرستان
هر شهید، قصهای دارد...
قصد داریم مجموعهای تصویری درباره شهدای جنگ ۱۲ روزه و رمضان تولید کنیم.
از خانواده، دوستان و همکاران شهدا دعوت میکنیم تا سه خاطره جذاب از شهید برایمان روایت کنند.
📌خاطرات را میتوانید به زبان خودتان و بهصورت متن یا فایل صوتی به @ravimah_admin در بله یا ایتا ارسال کنید.
🔺ارسال روایتهای مردمی به @ravimah_admin
🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
🌿خواستگاری که خدا خریدارش شد.
✳️ #شهیدعلیرضاسبزیپور
•یه جوون #دهههشتادی
• که جلسه خواستگاری رو
• نیمهتمام رها کرد
• و همان شب به #شهادت رسید.
📱کانال رسمی #شهیدسبزیپور 👇
http://eitaa.com/shahidalirezasabzipor
✴️کانالتوسط #خانوادهشهید ادارهمیشه
#شهید_علیرضا_سبزی_پور
#پاسدارهوافضا
📱👇
@shahidalirezasabzipor
+عکس دو نفره داری با بابات؟
_همش 20 روزم بود که بابام #شهید شد فقط چند دونه عکس داریم 🥺💔
+من با هوش مصنوعی یه بغل پدر و پسری برات طراحی کردم 🙂✨️
این کانال پر از دلتنگی های هیرمان برای بابا رضای شهیده🥺
⭕️بزن رو لینک زیر و بیا تو کانال پر از پست های شهدایی و مذهبیه👇🏼
@shahidrezaderikvand🕊
#از_فرمانده_شهید
ما در جنگ، بسیار جانهای عزیز را از دست دادیم و خسارتهای مادّی و معنوی زیادی هم تحمل کردیم؛ اما چیزی در دل این ملت جوشید که برکات و ارزشش برای امروز و فردای این ملت، از همه چیز بالاتر است و آن، احساس اتّکاء به نفس، احساس عزّت، احساس استقلال، احساس خودباوریِ ملیِ عظیم و احساس اعتقاد به این بود که اگر یک ملت حول محور ایمان به خدا و عمل صالح جمع شوند، معجزاتِ نشدنی یکی پس از دیگری قابل شدن خواهد شد. ۱۳۷۹/۰۷/۰۶
#هفته_دفاع_مقدس
🔺 ارسال روایتهای مردمی به @ravimah_admin
🔻 آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#نوای_جبهه
🎙️تا نفس دارم می جنگم با صدای استاد محمد میرزاوندی
#هفته_دفاع_مقدس
🔺 ارسال روایتهای مردمی به @ravimah_admin
🔻 آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
🔸ما لریم
شنیدیم که عراقیها با تعدادی عنصر خود فروخته وارد سوسنگرد شدند.
به علت کمبود نیرو و مهمات بلاخره سوسنگرد اشغال شد.
دشمن پل زده بود و قصد داشت کل بستان را تصرف کند.
امام جمعة وقت اهواز، آقای محمد صالح طاهری، پیشنهاد داده بود که از نیروهای لرستانی به کمک سوسنگرد بیایند.
با کمک و فرماندهی نعمت سعیدی تعدادی نیرو از بین بچهها، چه آموزش دیده، و چه آموزشندیده جمع کردیم و با مینیبوسها راه افتادیم.
به حمیدیه که رسیدیم قبل از اینکه به پادگان برویم، توی باغی توقف کردیم.
نعمت و من و چند نفر دیگه به پادگان رفتیم که اطلاعات و مهمات بگیریم. دیدیم غرضی استاندار وقت خوزستان، دمق بیرون از دژبانی نشسته. گفتیم از لرستان و برای کمک آمدیم.
پرسید: «مگه چند نفرید؟!»
گفتیم: «صدنفر.»
گفت: «حمیدیه و سوسنگرد همه رو گرفتن! فردا اهواز سقوط میکنه! شما صد نفر چه کار میتونید بکنید؟!»
نعمت با غرور گفت: «ما لریم! اگه کاری از دستمون بربیاد تا آخرش میریم. این همه راهو نیومدیم که این حرفها رو بشنویم!»
غرضی گفت: «تا صبح میتونین نگهش دارین؟! نباید بذارین پل حمیدیه سقوط کنه!»
نعمت گفت: «شما به ما مهمات بدین، نمیذاریم یک نفر عراقی از پل رد بشه!»
با بچههای خوزستان و نیروهای آذربایجان و تعدادی هم از نیروهای چمران با راهنمایی نیروهای اهوازی به طرف پل حمیدیه به راه افتادیم. تانکهای عراقی قصد عبور از پل را داشتند. پشت سرشان هم، نیروهای زرهی و نیروهای پیاده نظام میآمدند...
🔹برشی از کتاب یار آشنا
🔹خاطرات مصطفی آشنافر
🔹نویسنده: نسرین دالوند
#هفته_دفاع_مقدس
🔻 آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
بگرد یه رفیق شهید
پیدا کن و باهاش انس بگیر 🍃
تا توی میدون مین گناه دستتو بگیره ...
خوشبختی یعنی داشتن یه رفیق شهید
که همیشه و همه جا هواتو داشته باشه اینا کم چیزی نیست...شهید امیرحسین نعمتی شهید دهه هشتادی
جَوونی که در سن جوونی میونِ همه ی داشته هاش مشتاق و دنبال شهادت بود جَوونی که ارادتش به شهدا عمیق بود و انس عمیقی با شهدا داشت 🌷
اینجا کانال
شهیدی هست که رزق شهادتش رو از شهدا گرفت شهیدی که ارادتش به شهدا و حضرت زهرا عاقبت بخیرش کرد و علی اکبر وار شهید شد 🥀
#در_نشر_اثارشهدا_سهیم_باشیم
#در_نشر_اثارشهدا_سهیم_باشید
#دوستانتون_رو_دعوت_کنید
#شهید_امیرحسین_نعمتی
تکاور شهید امیرحسین نعمتی 🎥📸
╭━⊰❀🇮🇷❀⊱━╮
https://eitaa.com/shahid_nemati313
╰━⊰❀💻❀⊱━╯