راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
👇 👇 👇 👇 ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ ✅ 1⃣ 2⃣ 3⃣ 4⃣ 5⃣ ⚠️اگر هنوز داری
⚠️سه نفر بیشتر ظرفیت نداریم.
🔻اگر ثبتنام نکردی، بهتره عجله کنی!
صفر تا صد نویسندگی رو با یه استاد خوب کشوری آموزش ببینی؛ کلاست مجازی باشه و از هر جایی که هستی امکان شرکت داشته باشی؛ اگه کارت خوب باشه، پیشنهاد کار دریافت کنی و به درآمد برسی!
چی میخوای دیگه؟
پیام بده
@amin1944m
@ravimah
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
مربوط به روایت بعد 👇👇👇👇
#همیشه_جهادگر
ملاقاتی با مرحوم سردار افشار
زمستان ۹۹ بود و سید حسین سرباز. هر روز بعد از تمام شدن پستش میآمد دفتر موسسه تاریخ شفاهی «روایت» ریکوردر را برمیداشت و میرفت سمت دفتر سردار افشار برای گرفتن مصاحبه.
فیشبرداریهای سید از اقداماتی که سردار افشار انجام داده بود را کموبیش خواندم و شنیدم. فراموشی برخی جزییات توسط سردار و عدم بیان اتفاقات با یک توالی معین، کار را دچار چالش کرده بود.
شخصیتهای اجرایی و نظامی خاطرات مهمی دارند؛ برای همین کنجکاو بودم سردار را از نزدیک ببینم. همین شد که یک روز همراه با سید به دانشگاه عالی دفاع ملی رفتیم.
هیچکس حق ورود با لوازم الکترونیکی را نداشت. سرباز دفتر سردار به استقبالمان آمد، پس با تلفن همراه و ریکوردر وارد شدیم.
دیدن فضای داخلی ساختمانها و معماریشان برایم جالب و دلنشین بود؛ یاد سکانسی از سریال «در چشم باد» افتادم.
وارد دفتر شدیم؛ سردار به گرمی از ما استقبال کرد. همزمان با نوشیدن چای، مصاحبههای قبلی مرور شد؛ از گفتهها و ناگفتهها تا آن قسمتهایی که نیاز به اصلاح داشت.
مصاحبه شروع شد. سعی کردم در فرایند پرسشها دخالتی نکنم تا سررشته کلام از دست دو طرف در نرود.
خاطرات سردار به بخش جذابی از مدیریتشان در دانشگاه امام حسین و آشنایی با شهید فخریزاده رسید. آن هم وقتی که چندماهی بیشتر از ترور شهید فخریزاده نگذشته بود.
کنجکاویام گل کرد و بیمقدمه از نحوه آشناییشان با یکدیگر پرسیدم؛ و اینکه چه اقداماتی در زمینه هستهای انجام دادهاند. عجیب بود! شهید فخریزاده از دهه هفتاد، تحت مدیریت سردار افشار، در دانشگاه امام حسین و با لیزر غنیسازی اورانیوم انجام میداده؛ و چه فشارها و محدودیتهایی را که بابت این غنیسازی تحمل نکرده بودند.
جلسه که تمام شد به سید گفتم بعد از چاپ کتاب، این بخش از مصاحبه میترکاند.
سال ۱۴۰۲ که از کتاب خاطرات سردار افشار با عنوان «همیشه جهادگر» رونمایی شد، آن بخش از گفتوگوهای من و سردار، ممیزی خورده بود؛ اما باز هم جذاب بود و با بازخوردهای زیادی همراه شد.
خدایش بیامرزد.
🔹محمد نصرتی
۲۵مهر۱۴۰۴
#همیشه_جهادگر
#تاریخ_شفاهی
#خانه_روایت_ماه
#راوی_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
@ravimahtv
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
👇👇👇مربوط به روایت بعد
#صالح
اولین بار که ویدیواش را دیدم مقابل عروسی سفیدپوش که به دوربین پشت کرده بود، ایستاده و به زبان خودش با عشق برایش شعر میخواند. حدس زدم همسرش باشد. خیلی در حس فرو رفته بود؛ نمیدانم چرا، ولی فکر کردم چرا عروس در برابر این همه احساسات، خندهاش نمیگیرد!
دومین بار در خانه مادربزرگ بودیم و مشغول تماشای اخبار؛ اینبار اسمش را هم شنیدم: صالح الجعفراوی. شناختی از او نداشتم. فقط همان ویدئوی خواندن برای عروس! که در همان هم، نسبتش با عروس را اشتباه حدس زده بودم. صالح داماد نبود؛ داشت برای خواهرش میخواند! رفتم سراغ ترجمه حرفهایش. فکرم هم اشتباه بود! از آن همه احساس در معنی شعر و بیان صالح، عروس باید به گریه میافتاد!
شناختم از صالح بیشتر شد. فهمیدم حافظ کل قرآن بوده و چه صوت زیبا و دلنشینی! صوتی که در میانة جنگ، با آیات الهی، امید را در قلبها زنده میکرده.
جایی نوشته بود: «او روایتگر و خبرنگار جوانی بود که مدام به دل خطر میزد تا صدای مردم مظلوم غزه باشد؛ بیوقفه و بیتسلیم. او روایتگر دردهایی بود که جهانیان، اگر نمیخواستند هم، دیگر نمیتوانستند چشم و گوششان را روی آن ببندند. صالح دلش را در قاب هر تصویر میگذاشت؛ وقتی دید کودکان زنده زنده سوزانده میشوند، به گریه افتاد و دوربین را رها کرد تا به کمکشان برود و آنها را نجات دهد. او عاشق کودکان بود؛ عاشق کودکانی که باید بزرگ میشدند و آزادی قدس را میدیدند.»
صالح صدایی در دل آتش بود. صدایی که اگرچه با توطئه صهیونیستها به صاحبش، برچسب خائن و جاسوس زده بودند، اما مردم باز هم به او ایمان داشتند. بارها تهدید شده بود؛ صفحه مجازیاش را از دسترس خارج کرده بودند؛ اما ادامه داد؛ برای هدفی که مهمتر از جانش بود. میگویم بود، چون همین چند روز پیش، درحال تهیه گزارش، توسط عدهای خائن، با هفت گلوله به شهادت رسید!
در قسمتی از وصیتنامهاش نوشته است: «من؛ صالح، این وصیتنامه خود را نه به عنوان خداحافظی، بلکه به عنوان ادامه راهی که با یقین انتخاب کردم، منتشر میکنم. گمان نکنید که شهادتم پایان است، بلکه آغاز راهی طولانی به سوی آزادی است. من پیامآوری هستم که میخواستم پیامم به جهانی برسد که چشمهایش را بسته است، و به کسانی که در برابر حق سکوت کردهاند. شما را به فلسطین سفارش میکنم و به مسجدالاقصی که آرزو داشتم به صحن آن برسم، در آن نماز بگزارم و خاکش را لمس کنم... خدایا، مرا در شمار شهدا بپذیر و خونم را نوری قرار ده که راه آزادی را برای مردم و خانوادهام روشن کند.»
از این به بعد، نام مقاومت برای من با نام صالح گره خورده است. صالح روایتگر بود و من هم تازه به خانه روایت آمدهام. او اعتقاد داشت تصاویر و کلمات از گلولهها قدرتمندترند؛ انشاءالله من هم بتوانم تا پایان زندگیام در مسیر حق قدم بردارم و مانند او عاقبتم ختم به شهادت بشود. صالح برایم یک الگو شد؛ نه تنها برای من، بلکه برای همه.
🔹زهرا زادسری
25مهر1404
#خانه_روایت_ماه
#راوی_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
@ravimahtv
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
*⭕ سومین شماره سُهــــا منتشر شد *
شماره جدید مجله «سُها»، روایتی از نقشآفرینی زنان در عرصه پیشرفت کشور، منتشر شد. این مجله با هدف روایت حضور و تأثیر زنان در حوزههای مختلف پیشرفت، بهویژه در عرصه علم و فناوری، توسط «خانه هنر و رسانه پیشرفت» و به سفارش مرکز راهبری امور بانوان سازمان تبلیغات اسلامی در ۲۰۰ صفحه تولید شده است. مجله «سُها» تلاشی است برای روایت داستانها و دستاوردهای الهامبخش زنان در مسیر پیشرفت کشور.
*🔻سرمقاله*
*🔅 زنانِ سرزمین دین و دانش*
🔅 زنان، رکن پیشرفت و اقتدار
*🔻میدان پیشرفتِ دانشبنیان*
🔅ما سلولهایی میسازیم که تسلیم نمیشوند
🔅وقتی نانو به داد برق قدرت میرسد!
🔅مادرانِ داروساز، مکملهای خوراکیشان فرق میکند!
*🔻پیشرفت بر مدارِ جامعه*
🔅سلام خانومِ زیست فناوری
🔅از صفرِ بیاعتمادی تا یازدهِ کارآفرینی
🔅به تماشای قدرتِ ایل در روستای قرهچپق
🔅مدالم را پَس میگیرم!
🔅همچو موج از خود برآوردیم سَر
*🔻دانشِ ثروتآفرین در همه ایران*
🔅پسته به کرمان بردن
🔅جایی که فلسفه، کودک و خلاقیت به هم میرسند
*🔻مادرانهها و همسرانههای پیشرفت*
🔅غمی که ما را رشد داد
🔅محسنِ من، آرامش را از دشمن گرفته بود
🔅قصۀ ما به صبر رسید...
*🔻یادداشت*
🔅خیزش جدید سرزمین دین و دانش
🔅زنان، چگونه تکیهگاه مقاومت و پیروزی میشوند؟
🔅آینه در آینه
🔖همکاران این شماره: رعنا مرادینسب، مریم برزویی، فاطمه نجبایی، فرناز ایزدبین، فرزانه غلامشاهی، پریسا میرزایی، ریحانه رزمآرا، نیلوفر محمدپور، فروزان ایزدبین، زهرا رضاپور، فاطمه فتحیفر، زهره فرهادی، مهناز کوشکی، مرضیه احمدی، مرتضی اسدزاده، جواد احسانی، امین ماکیانی.
مدیر مسئول: سارا طالبی
سردبیر: پژمان عرب
دبیر اجرایی: مریم حنطهزاده
مجری طرح: خانه هنر و رسانه پیشرفت
📍خوانندگان عزیز جهت تهیه شماره سوم مجله «سُــها» به آیدی @soha_magiran پیام ارسال کنید.
📲 | [تلگرام]( https://t.me/khaneh_pishraft) | [بله](https://ble.ir/khaneh_pishraft) | [ایتا](https://eitaa.com/khaneh_pishraft) | [اینستاگرام](https://www.instagram.com/revayatpishraftiran?igsh=Y2Ztb3ZzZGhiM280 )
*🇮🇷 خانه هنر و رسانه پیشرفت| راوی پیشرفت ایران *
@khaneh_pishraft
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
*⭕ سومین شماره سُهــــا منتشر شد * شماره جدید مجله «سُها»، روایتی از نقشآفرینی زنان در عرصه پیشرفت
🔹مدالم را پس میگیرم
🔹روایتی از خانم زینب مرادی رشنو، قهرمان لرستانی پارادومیدانی
#خانه_روایت_ماه
#راوی_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
@ravimahtv
#هنر_مردان_خدا
روایتی از شهید #مهدی_کمالی
🔹 به قلم سعید درفشی
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#تا_نفس_دارم_میجنگم
#خانه_روایت_ماه
#راوی_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
@ravimahtv