eitaa logo
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
810 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
328 ویدیو
14 فایل
ارسال روایت‌های مردمی به @ravimah_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
#چراغ_راه روایتی از دومین روز اعتکاف اولین افطار را همه دور یک سفره‌ی بزرگ جمع شدیم؛ حدود صد نفر ک
روایتی از سومین روز اعتکاف اعتکاف دانش‌آموزی عارف کم ندارد. برای پیداکردنشان بین شلوغی نگرد، گوشه‌کنارها را ببین. یکی‌دوتاشان دور از هیاهو، مشغول مناجات و درس گرفتن از رفتار کودکانه‌ی من و تو هستند. یکی‌شان از تحولش برایم قصه‌ها گفت؛ از دوری خانوادگی‌شان از معنویات، از تحول و برگشت‌شان در جنگ دوازده‌روزه، از پدری که اهل اعتراف نبود اما آن‌روزها با اشک پای حرف‌های رهبر نشسته و زیر لب اعتراف کرده بود: «من چطور تونستم به تو پشت کنم، رهبرم؟!» رفتار پدر و مادرش را تحلیل می‌کرد؛ نوجوانی خودش و خواهرش را. از خودشناسی و تأثیر هم‌کلاسی‌ها هم برایم گفت. بالعکس، بعضی‌هایمان اهل تلنگر نیستیم؛ یا نشانه‌ها را نمی‌فهمیم، یا به قول خانم میرزایی «ظرف وجودیمان را برعکس گذاشته‌ایم و از نبود رحمت گله می‌کنیم.» بعضی‌هایمان، چه در اوج معنویتِ اعتکاف باشیم و چه بعد از آن، همچنان ظرف وجودمان کوچک است؛ لنگ یک عدد شیرینی، یک پُرس غذای بیشتر یا پست بالاتر. شب آخر، بحثِ نماز شب بین بچه‌ها و مسئولین، وایرال که نه، همه‌گیر شد! بعضی‌هاشان تصمیم گرفته بودند به قدر وسع بکوشند و یک رکعت نماز وتر بخوانند. صف سرویس بهداشتی برای وضو شلوغ شده بود. خانم عزیزی گفت: «ملائکه الان دارن تشویقتون می‌کنن.» یکی از بچه‌ها با جدیت گفت: «تعجب می‌کن، موئن چشو بی؟!» با ملائکه هم سر شوخی داشتند! وقت خواندن اعمال اُم داوود، بعضی از اهل محله هم آمدند مسجد. مادر داوود این اعمال را به توصیه‌ی امام صادق(ع) برای پیدا کردن خبری از پسرش به جا آورده و حاجت‌روا می‌شود. ما هم به امید حاجت‌روایی، انجامشان دادیم. بعد از روضه‌ی حضرت زینب(س) و نماز جماعت، بچه‌ها جوایزشان را گرفتند. بالاخره سه روز همنشینی و حفظ آیات قرآن، در کنار اجر معنوی و اخروی، اجر مادی هم داشت. چندین جلد کتاب از آدم‌های موفق و شهدای استانمان هم برای فروش گذاشته بودند که به علت ممنوعیت خرید و فروش در اعتکاف، پرداخت هزینه به پایان آن موکول شده بود. بودن در اعتکاف، حساسیت نسبت به مسائل ریز را یادآوری می‌کند؛ مثلاً خانم یاوری —مربی بچه‌ها— بابت اینکه ممکن است به علت عجله، دمپایی کسی را پوشیده یا لگد کرده باشد، حلالیت خواست. در اعتکاف رسم بر این است: وقت خداحافظی، حلالیت بطلبی. با در آغوش گرفتن بعضی‌ها، اشکت از صفای وجودشان می‌ریزد و منقلب می‌شوی با بعضی‌ها هم هیچ، واقعاً هیچ! مشغول پوشیدن کفشم بودم که صدای پیرزنی مسن در راهرو پیچید: «بر قامت رشید ابوالفضل صلوات...». بعضی کلمات و جملات در ذهنت نقش می‌بندد؛ مثل همین جمله‌ی پیرزن، یا جمله‌ی بعدش وقتی او را به مقصدش رسانیدم: «عاقبت بخیر بوئی، روله.» 🔹فاطمه امیری ۱۵دی۱۴۰۴ 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رضاخان روحت واقعا شاد! 🔹گوشه‌ای از خدمات خاندان پهلوی به مردم لرستان 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
روایتی واقعی از یک ناآرامی... 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دشمن، شهر را به آشوب کشانده بود. صدای چلیک چلیک سوختن می‌آمد. شعله‌های آتش از وسط دود سیاه و غلیظی زبانه می‌کشید. انگار می‌خواست همه چیز را ببلعد. نیروهای یگان ویژه در تب و تاب بودند. صدای حرکت موتور می‌آمد. تکه‌های آتش از بالا می‌ریخت روی سر و تنشان. این طرف و آن طرف می‌دویدند. دو نفر از نظامی‌ها سعی داشتند کوئیک سفید رنگی که بی‌صاحب گوشه خیابان مانده بود را از دم آتش نجات بدهند. صدای فریاد از حنجره خسته فرمانده بلند شد: «ماشینو بردار... ماشینو بردار‌‌...» پنج نفر از نیروها دویدند سمت کوئیک. یکی دستگیره در را فشار می‌داد تا باز شود؛ یکی تا کمر از شیشه شکسته سمت راننده رفته بود توی ماشین؛ یکی از دل و جان داد می‌زد: «دستی رو بخوابون... دستی رو بخوابون...» صدایی گرفته و خسته که نای بلندشدن نداشت، هوار می‌کرد: «هول بده... ماشینو هول بده...» شیشه و تکه‌های آتشین ساختمان روی سرشان می‌ریخت؛ اما برای نجات ماشین، آتش به جانشان افتاده بود. ماشینی که صاحبش یک هم‌وطن بود؛ یکی از مردم. می‌خواست از معترضین باشد یا مخربین. دستی را پایین کشیدند؛ ماشین را هول دادند و از صحنه شوم تباهی دورش کردند. پ.ن: شهرستان بجنورد/ نجات ماشین کوئیک از آتش توسط نیروهای یگان ویژه 🔹سمانه قاسمی‌منش 17دی1404 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من اعتراض دارم اما وطن‌فروش نیستم 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
🔻هم‌تباران عزیزم در استان‌های زاگرس‌نشین؛ در پی دلاوری‌های فرزندان شما در جنگ دوازده‌روزه با رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا، و خلق صحنه‌هایی ماندگار از جمله عملیات شهادت‌طلبانه فرزندان غیور لرستان در پادگان امام علی(ع) و نقش‌آفرینی آنان در موشک‌باران تل‌آویو دشمن امروز در پی انتقام‌گیری از تک‌تک مردم ساکن این مناطق است. 🔴برنامه دشمن، برهم‌زدن نظم و امنیت استان‌های غربی کشور با هدف اخلال در عملیات تهاجمیِ جنگ پیشِ‌روست؛ تلاشی برای پیوند دادن اغتشاش ایادی صهیونیست در کف خیابان‌های شهرهای غربی با عملیات زمینیِ خارجی. 🔴من در کودکی و نوجوانی، که افتخار چند صباحی زندگی در شهر پرافتخارم خرم‌آباد را داشته‌ام، طعم محرومیت را به‌خوبی چشیده‌ام و می‌دانم جوان لر و کرد، برای ساختن آینده‌اش، راهی به‌مراتب سخت‌تر از بسیاری از هم‌وطنان خود پیشِ رو دارد. اما در عین حال همه می‌دانیم که بار اصلی تأمین امنیت کشور بر دوش همین جوانان زاگرس‌نشین است. 🔴زاگرس‌نشینان، با وجود همه محرومیت‌ها، هرگز شرافت وطن را معامله نکرده‌اند و این معدود مزدورانِ کف خیابان هیچ نسبتی با مردم شهیدپرور ما ندارند. ما در تاریخ خود با مزدورانی چون رضا پلانی و توله‌هایش ذره‌ای مماشات نکرده‌ایم. 🟡پدربزرگِ مرحومم، در سال‌های مبارزه با رژیم پهلوی، ناچار شد نام خانوادگی ما را از «بیرانوند» به «پاک» تغییر دهد تا خانواده‌اش از گزند سگان پهلوی در امان بمانند. ما نیز کوشیده‌ایم راه آنان را ادامه دهیم و ان‌شاءالله فرزندان لرستان، از نخستین عبورکنندگان خواهند بود. 🔹حسین پاک @ravimah
روایتی واقعی از یک ناآرامی... 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
بسم الله الرحمن الرحیم ما برگشتیم برای ایران قوی و متحد🇮🇷
وقتی یک عکس روضه‌خوان می‌شود... رد پیکر شهید «علی‌اکبر زارعی» روی فرش سوخته مسجد… 💔 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah