eitaa logo
راوی ماه | روایت مردم لرستان 🇮🇷
807 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
328 ویدیو
14 فایل
ارسال روایت‌های مردمی به @ravimah_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸منتظر صبح شنبه‌ای که با حمله شروع شد، گفته بود: «این بار نبرد ما عاشورایی است.» شور و شعف حسینی وجودم را گرفت. پس نه آتش بس و مذاکره، قرار است این بار با نهایت توان مبارزه کنیم! اما... نبرد عاشورایی، رهبری حسین را می‌خواهد... و حسین چه شد؟ رعد اضطراب که ناگهان از وجودم گذشت این آیه و آن سخنرانی را دستاویز کردم که نه، این تفاسیر و تحلیل و برداشت از کلمات را برای خودت نگه دار و چیزی نمی‌شود و خدا با ماست. خدایش... با اوست. هرچند... مگرنه که خدای حسین در کربلا، از همه دیدنی‌تر بود؟ مگرنه حسین چشم به خدا داشت و تن تکه‌تکه اکبر به آغوش می‌کشید؟ درون گودی و بیرون گودی ندارد؛ حسین، خدا را از کف گودی قتلگاه هم می‌دید. کربلا جبروتی‌ترین بارگاه و خدای حسین در عاشورا از همه دیدنی‌تر بود. حوالی بامداد یکشنبه، تلفن آرام نمی‌گرفت. نگرانی پشت نگرانی که نکند واقعا... و نوید پشت نوید که نگران نباشید. دشمن دروغگوست... و تمام آرزو آنجا که ای شمر دروغگو... تو را جان حسین این بار هم دروغ بگو. اما... خودش وعده نبرد عاشورایی داده بود، نه؟ نبرد عاشورایی، رهبری حسین می‌خواهد. خدای حسین از همه دیدنی‌تر است. نمی‌توانم..‌. می‌دانم که حسین رفت و خدایش با ما ماند. می‌دانم شهادت زیباترین راه و نهایت آرزویش بود. می‌دانم اوج خودخواهی است با نهایت آرزو، محقق نشدن آرزویش را طلب کنی... اما چه کنم؟ حق بده. ما که ضعیفیم ولی داغ او هم مگر کوچک است؟ هرچه آب چشمانم بر این داغ میریزم سرد نمی‌شود. شاید... نباید هم سرد شود. چهارده قرن گذشته اما داغ حسین نباید سرد شود. آتشی که با فرق شکسته حیدر و پهلوی شکسته مادر روشن شده نباید سرد شود. ولی منتظر است. مهدی منتظر است. نایبش رفته، خود او که هست! مهدی منتظر ایستاده تا ببیند «امت» چه می‌کند. که به والله، به خدای حسین و محمد، به خدای ابراهیم خلیل و موسی کلیم، از ازل، تا به ابد، نه «امام» ،که تاریخ، منتظر «امت» است. امتی که بماند، بایستد و چشمش به خدا باشد و خدای حسین از همه دیدنی‌تر است. مهدی منتظر است... 🔹زهرا محمدی‌مطلق ۱۰اسفند۱۴۰۴ 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
داغدار اما امیدوار فتح با ماست؛ این وعده حتمی خداست. 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز نماینده‌ات، مرثیه‌خوانت شده، آقاجان خداحافظ علمدار؛ خداحافظ عزیز سختم. 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
مردی از آسمان ما پر زد بر تنش رخت ساده ی خورشید مردی از جنس قله و دریا مردی از خانواده ی خورشید چون علی ساده زندگی می کرد قدر صد ذوالفقار غیرت داشت او که فرمانده ی سپاهش بود در دلش حسرت شهادت داشت تا مبادا بیفتد از روزن چشم بیگانه بر تن میهن در دل شعله های آتش ماند بی هراس از هجوم اهریمن غصه ای در گلویم اردو زد ابر بغضم شکست و باران شد نام او مثل سروی آزاده جلوه ای از شکوه ایران شد ملت با اراده ی ایران با مدد از حماسه ی سجیل راه او را ادامه خواهد داد تا زمان سقوط اسراییل محمدتقی عزیزیان 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
داغدار اما امیدوار فتح با ماست؛ این وعده حتمی خداست. 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
امروز، اینجا نسلِ ما ایستاده است، شاید در یکی از سخت‌ترین و تاریک‌ترین صفحات تاریخ تا به امروز. نسلی که خیلی زودتر از آن‌چه تصور می‌کرد، دنیا را دید، نسلی که هنوز زندگی نکرده، سختی کشید. می‌دانی؟ ما نسلی هستیم پر از سکوت، پر از ابهام و پر از درد… اینجا که ما ایستاده‌ایم، جوانی‌ست؛ جوانی‌ای که روزی بزرگ‌ترین آرزوی کودکی‌هایمان بود. جوانی‌ای که با کرونا، سیل، زلزله و حالا، در همین نزدیکی‌ها، با اخبار جنگ سپری می‌شود. جنگ… چه واژه‌ی عجیب و غریب، اما آشنایی. واژه‌ای که ناگهان وارد نسل ما شد و جانِ بسیاری از هم‌نسلان‌مان را گرفت. به‌راستی ما چقدر بزرگ شده‌ایم که هم‌نسلان‌مان «همسرِ شهید» شده‌اند و نامِ برخی دیگر از هم‌نسلان‌مان با واژه‌ی «شهید» می‌درخشد؟ اکنون که سرنوشت نسل ما دیدن روزهای پر از استرس است، تا پای جان برای دفاع از اعتقادات و وطن‌مان ایستاده‌ایم. حتی اگر قرار باشد تنها یک نفر از هم‌نسلان‌مان زنده بماند، ما می‌جنگیم، برای روزی که همان یک نفر پیروزیِ حق را جشن بگیرد. ما می‌جنگیم برای روزهای بهتر، برای آینده، برای وطن‌مان. این‌پیامِ یک دهه‌هشتادیست در روزهای سختِ جوانی… اللهم ارزقنا شهادت 🔹مهسا مومنی ۱۰اسفند۱۴۰۴ 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
🔸غسل شهادت دلم می‌خواست در آغوش کسی از این غم گریه کنم. مسجد محله‌مان جای خوبی بود. درد همه‌مان مشترک بود. افطاری مختصری داشتیم؛ آبجوش و خرما. موقع پذیرایی صدای همسر خادم که کنارم بود اشک به چشمانم آورد: «بوعم رت، دَ بوعه نارم» در قنوت با جای خالی دعای «اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه‌ای» بغض کردیم و بعد از تکبیر با «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما، خامنه ای رهبر به لطف خود نگه دار» بی‌وقفه باریدیم. حاج‌آقا گفت: «قلم تاریخ بشکند اگر شهادت ندهد که امام شهید ما، شهیدِ رمضان، شخصیتی بود که بهترین‌ها رو برای ملتش می‌خواست. به میدان بیایید که ارازل و اوباش و زن باره‌ها فکر نکنن بیشه‌ی انقلاب خالی از شیره. مسیرمون مشخصه، جبهه‌ی حق و باطل مشخصه، حد وسط نداریم. صحنه‌ رو خالی نکنید، غسل شهادت کنید. شهادت میدم به پیروی از امام شهیدم غسل شهادت کردم. این لحظه از تاریخ، ابدیت ما رو رقم می‌زنه. کاری نکنیم که نسل اندر نسل ما بگن مقاومت نکردن و خدایی نکرده کشور تجزیه شد و زن‌ باره‌ها، قماربازها و حرامزاده‌ها بر اون مسلط شدن. ما در گرو یک کیسه آرد نیستیم، ما در گرو ابدیت و عاقبت بخیریمون هستیم.» 🔹فاطمه امیری ۱۰اسفند۱۴۰۴ 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
به قول اصغر وصالی ننگ بر جنازه پاسداری که توی خشاب اسلحش گلوله‌ای باقی مونده باشه... 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بسم الله الرحمن الرحیم مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلاً (احزاب آیه ۲۳) اجتماع خودجوش مردم خرم آباد ۱۰ اسفند میدان کیو 🎬فاطمه گنجی 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
🔸یک روز در خیابان به خیابان انقلاب رسیدم. صدای انفجار در فضا پیچید. غبار غلیظی از سمت پادگان‌های جنوب بلند شد. خشم و بغض گلویم را گرفته بود. به سمت کیو راه افتادم. به جمعیت گریان و نالان رسیدم. اشک امان نمی‌داد. چشم‌های همه قرمز بود. نفس‌ها به سختی بالا می‌آمد. شعارها راه نفس را باز می‌کرد. ذکر یاحسین (ع) بیشتر کمک می‌کرد. "مرگ بر آمریکا" خشم را فریاد می‌کرد. چشم‌ها که در هم گره می‌خورد، به آغوش هم پناه می‌بردند و اشک و ناله شروع می‌شد. تیپ و قیافه‌ها تنوع زیادی داشت. از محجبه‌ی دو آتیشه گرفته تا زنان و دختران کم حجاب که با ناله اسم رهبر را فریاد می‌زدند. زن‌های مسن مویه‌های لری می‌خواندند و روبروی هم شیون می‌کردند و صورت را خراش می‌دادند. دوباره صدای انفجار آمد و مشت‌ها گره شد و "الله اکبر" را فریاد زدند. روی سر و شانه‌های عده‌ای گل مالی شده بود. زنی با ظاهری معمولی، یعنی به تیپ و قیافه‌اش نمی‌خورد به اصطلاح حزب اللهی باشد، میاندار شده بود و هر نوحه‌ای که بلد بود می‌خواند و مانند مردها سینه می‌زد. بیشتر با "عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، خامنه‌ای رهبر پیش خداست امروز" سینه می‌زدند. تعدادی خانم هم دورش را گرفته بودند و حلقه‌ی سینه زنی راه انداخته بودند. جمعیت رو به خیابان انقلاب حرکت کرد. تعداد زیادی از دختران جوان کنار جمعیت می‌ایستادند و نمی‌دانم با آن اشک‌ها چطور عکس و فیلم می‌گرفتند. بچه‌ها با حیرت اشک بزرک‌ترها را نگاه می‌کردند و از مادرها چیزهایی می‌پرسیدند. من حدود ۷:۱۵ صبح رسیدم و تا حدود ۱۱ میان جمعیت بودم. خیلی‌ها قبل‌تر از من رسیده بودند و تمام این مدت را با زبان روزه عزاداری کردند. جمعیت زیادی آمده بودند. وقتی اعلام کردند مراسم تمام شده، جمعی از خانم‌ها متفرق نشدند و شعار دادن را ادامه دادند. انگار خشمشان فروکش نمی‌کرد. عصر ساعت ۴:۳۰ هم میدان شهدا تجمع بود. باز هم چشم‌ها نمناک بود اما این بار خشم و فریاد انتقام بیشتر شده بود. بیشترین شعارشان "مرگ بر وطن فروش خائن" بود از بلندگو شعارهای مختلف پخش می‌شد اما هر از چند گاهی یکنفر "مرگ بر وطن فروش خائن" را فریاد می‌زد و جمعیت یکصدا تکرار می‌کردند. از میدان شهدا تا مصلی الغدیر دسته‌ی عزا حرکت کردند. "نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا" نشان می‌داد ترسی در دل آن‌ها نیست. عزاداری عصر رنگ و بوی خشم و انتقام گرفته بود. این ملت خارج از محاسبات شیطان عمل می‌کنند. ترس در دل آن‌ها راهی ندارد. بغض‌ها را فرو می‌خورند تا بعد از انتقام. همین بود که رهبر عزیزمان همیشه این مردم را با بابصیرت می‌خواند. بغض را فرومی‌خورند تا یک روز پس از انتقام برگردند و در خور غمشان به سوگ بنشینند. 🔹زینب کرمی‌نژاد ۱۰اسفند۱۴۰۴ 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و ما رمیت و اذ رمیت ولکن الله رمی 🔹حماسه موشک‌های ایرانی 🎞رمیصا عالی‌زاده 🔻آدرس کانال در بله و ایتا: @ravimah