#شهر_نوشت
بعضیها شهادت آقا را به شهادت امیرالمومنین تشبیه میکنند؛ اشتباهه. امیرالمومنین گفت خدایا من رو از این مردم بگیر؛ اینا قدر من رو نمیدونن. اما آقای ما همیشه از مقاومت مردم میگفت. از مردم راضی بود.
عجب حرفی سید نواب؛ عجب حرفی. از آخرین اعلام رضایت آقا خیلی نگذشته؛ تشکر برای حضور میلیونی مردم توی راهپیماییهای ۲۲دی و ۲۲بهمن؛ تشکر برای ایستادن و مقاومت! نه تسلیم و جا زدن!
۱۳اسفند۱۴۰۴
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
🔸سربازان کوچک ایران
در حاشیه تجمع امروز مردم خرمآباد در میدان آرش
۱۶اسفند۱۴۰۴
📸 زینب پناهی
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
🔸دوست ندارم جنگ تموم بشه!
وقتی از خیابان دلفان بالا میآمدم که به محل تجمع برسم، با صدای همهمه مردم و صدای برگزارکنندهها، یک لحظه حس کردم، مقصدم جایگاه ولایت است که هر سال محرم، برای مراسم عزاداری اباعبدالله میروم آنجا.
شلوغی محل تجمع طوری بود که خدا را شکر کردم ساربان نیستم چون حتماً شتر و بار همراهش در آن جمعیت گم میشد.
در این بین، مردم هوای یکدیگر را داشتند، مثل وقتی که چادر خانمی به شاخه بوته یک خشکی گیر کرد و جوانی سعی کرد چادر او را پیش از آنکه زن متوجه گیر کردن چادر شود، چادر را آزاد کند اما تا خواست چادر را آزاد کند، چادر خودش آزاد شد و زن به راه خودش ادامه داد.
پیرمردی را دیدم که چهره ی جالبی داشت. به او گفتم:«آقا ببخشید، یه سوال. من خیلی بیشعورم که دوست ندارم جنگ تموم بشه؟»
پرسید:«چرا؟»
جواب دادم:«آخه مردم خیلی باهم یکی شدن. خیلی حس میکنم بیشتر همدیگه رو میفهمن.»
در جواب حرف من گفت:«آره آفرین؛ این وحدت مردم خیلی قشنگه. من رو یاد سال های ۶۱ تا ۶۴ میندازه»
بعد هم یاعلی و التماس دعا گفتم و خداحافظی کردم.
🔹حسن احمدوند
۱۵اسفند۱۴۰۴
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah