🔸کولهپشتی
آن کولهپشتیِ صورتی، حالا دیگر فقط جایِ کتاب و دفتر نیست؛ انگار صندوقچهیِ عهدِ آنها با رفیقهای شهیدشان است.
این آشیانه، سربازانی دارد که ریحانه خداوندند. آمدهاند تا بگویند: «به یاد همکلاسیهای شهیدمان هستیم؛ به یاد آرزوهایی که در خون غلتید!»
دخترهای ایران کولهبارِ حماسه را از همین کودکی بر دوش میگیرند. خسته نباشید قهرمانهای کوچکِ وطن.💖🇮🇷
🔹زهرا مؤمنزاده
۲۲اسفند1404/ روز قدس
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
دو روز بعد بمباران بروجرد، حوالی ۸ شب، مردم با دلهای پرغم و چشمان خیس، برای یک آرمان به خیابان زده بودند. یکی با پوستر مرگ بر آمریکا آمده بود و دیگری با عکس رهبر شهیدش بر روی صفحه گوشی. در این میان، یک صحنه چشمم را گرفت. صحنهای که پر از امید برای مقاومت و پایداری در برابر ظلم بود؛ صحنهای که دم از عاشورا میزد و مرا برد کربُبلا. همان لحظهای که پرچمدار کربلا با پاهای بریده باز هم دست از آرمانش نکشید.
مردی را دیدم که حتی نمیتوانست روی پاهایش بایستد؛ اما پای وطنش ایستاده بود. با عصاهایش طوری قدم برمیداشت که معنی «هیهات من الذله» میداد. قانع به راه رفتن نبود؛ عصایش را مثل ذوالفقار علی بلند میکرد و شعار حیدر حیدر سر میداد.
آنقدر محو حرکاتش شده بودم که نفهمیدم کِی از پیادهرو به وسط جمعیت در خیابان رسیدم. داشتم دوان دوان پشت سرش میرفتم.
دیدن چنین صحنهای باعث غرورم شد. این غیرت را فقط میتوان در یک ایرانی دید. مردمی که همزمان دارند با ابرقدرتهای شرور جهان، شبانهروز میجنگند؛ عزیزانشان را مظلومانه از دست دادهاند؛ اما گویا دستبردار حرمشان نیستند و تا آخرین لحظه میایستند تا پرچم این حرم را به دست امام زمانشان بدهند.
🔹نرگس حدادی/ بروجرد
19اسفند۱۴۰۴
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
🔸مقلوبه
بااینگه گاهی به چشم دیدهایم، ولی کی و کجایش را خیلی نمیدانیم؛ وقتهایی که زمان یکدفعه انگار میزند روی ترمز! در آن لحظه کائنات از چرخش میایستد و تپیدن در سینه متوقف میشود!
صدای شاترِ دوربینِ تاریخ، ناگهان توی گوشها موج برمیدارد و همانجا برای همیشه ثبت میشود: «لحظهی تولد یک نشانه!» و در دل سیاه تاریخ، دوباره جرقهای گُر میگیرد.
روزی که اولین مقلوبهی سیاسی در جشن پیروزی بر صلیبیان، روی میز صلاحالدین ایوبی قرار گرفت، تصور نمیکرد چه سرنوشتها انتظارش را میکشد.
آمد تا رسید به تندترین و سختترین پیچ تاریخ. کجای دنیا؟ روی نقشه را نگاه کنی میشود همان وسطها؛ «فلسطین» و دوستانش.
زنانی آزاده و همواره ایستاده، عزم پیروزی کردهاند؛ آنهایی که سرنوشتها را رقم زده و خواهند زد. کتابهای تاریخ را خودشان مینویسند؛ نه با قلم، با کارهای روزمرهشان؛ با بزرگ کردن بچههایشان در قامت یک قهرمان؛ با کوه شدن پشت همسر؛ با وقتهای بیکاری؛ حتی با همان غذایی که توی سفره میگذارند!
مقلوبهها برگردانده میشوند؛ ورق برمیگردد؛ کوه ستم وارونه میشود و حق و عدل کمر راست میکنند.
و حالا تاریخ است که تمام قد ایستاده تا صفحه جدیدِ روشنش را بنگارد...
🔹زینب شریف فخر
22اسفند1404/روز قدس
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
🔸صحنهی رنگارنگ
از طفولیت که یک جوجهی حکومتی بودم تا الان که یال و کوپالی دارم، همیشه راهپیماییها را همراه خانواده شرکت کردهام. از نعمات پدرِ همیشه در صحنه همین است که بچههایش را به شرکت در این اجتماعات عادت میدهد.
هرچه جلوتر میرویم، صحنههای تخیلی(اما واقعی) و اکشنِ راهپیماییها بیشتر میشود؛ جنگنده دشمن بالای سر جمعیت است، تکبیر میگویند؛ موشک میزند، تکبیر میگویند؛ دیوار صوتی میشکند، تکبیر میگویند؛ شهید میدهند، تکبیر میگویند.
به لطف بچههای موشکی، همهی مناطق خاورمیانه را از بر شدهام؛ از پایگاه العدید تا رامات دیوید؛ آنقدر که میتوانم اسنپ کار کنم.
پلی لیست مغزمان هم شده مداحی مهدی رسولی: «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب میزنی»
کف میدان راهپیمایی امروز، صحنه رنگارنگ بود؛ از مرد میانسال تتو کرده با صندلِ زندان باف تا خانمهای سانتیمانتالِ استغفرالهی؛ از مرد روزهخواری که سیبش را در بین جمعیت گاز میزد تا خانمهایی که از بغلدستیشان میپرسیدند: «راستی نماز جمعه رو چطور میخونن؟»؛ از دوربین بهدستهایی که جمعیتشان کمکم دارد از جمعیت شرکتکنندگان بیشتر میشود تا آنهایی که هرجا دوربینی بود خودشان را به آن میرساندند؛ از دانشآموزانی که به یاد همکلاسیهای شهیدشان با کولههای مدرسه آمده بودند تا پیرمرد و پیرزنهایی که با نفرت تمام شعار میدادند، انگار که آمریکا و اسرائیل جلوی چشمشان بود؛ از بچههای بالا و پایین گرفته تا بچههای چپ و راست.
امروز همه آمده بودند و مفهوم همه شعارها یک چیز بود: وطن!
🔹علی کشوری
۲۲اسفند1404/ روز قدس
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
🔸مُشتِ دست راست
امروز خیلیها دستهایشان را به سمت آسمان خرمآباد بالا بردند و بزرگتر بودن خدا را فریاد زدند.
بین شعارها و از بین دستها، یک مشت گرهکرده پایین نمیآمد. زنی جاافتاده، با ظاهری کاملاً معمولی، شعارها را از دل و جان فریاد میزد. صدای رسایش باعث شده بود زنانی که اطرافش آرام قدم برمیداشتند، بلندتر از قبل شعار بدهند.
گوشی را بالا آوردم که عکس بگیرم. زمینهی مُشتِ دستِ راستِ گرهکرده، پارچه نوشتهای افتاده بود: «خدای خامنهای زنده است، ای مردم!»
🔹معصومه عباسی
۲۲اسفند ۱۴۰۴/ روز قدس
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸خونی که هنوز میجوشد
تعداد زیاد خواهرزاده برادرزادهها و پراکندگیشان باعث شده بود از این سمت خیابان به آن سمت، مدام در رفت و آمد باشم که از هم دور نشویم.
میان یکی از این رفتوبرگشتها چشمم به پیرسالی افتاد که با دستمال کاغذی فارق از هیاهوی جمعیت، تابلوی مقابلش را پاک میکرد.
بعد که دستمالش مچاله و بیمصرف شد و غبار تابلو پاک شد. مقابل تابلو ایستاد و با او همصحبت شد.
از آنچه که میانشان گذشت خبری ندارم. اما اسم شهید را که جستوجو کردم؛ نوشته بود: «محمدرحیم باجلوند، متولد روستای زارم بروجرد که در تظاهرات ضد حکومت شاهنشاهی در روز ۴ دی ۱۳۵۷ به ضرب گلوله مستقیم مأموران حکومت به شهادت رسید.»
خونِ زخمی که حکومت پهلوی به ملت آزادیخواه زده هنوز میجوشد و کهنه نمیشود.
🔹رعنا مرادینسب
۲۲اسفند۱۴۰۴/ روز قدس/ خرمآباد
#رهبر_شهید
#تا_پای_جان_برای_ایران
#جنگ_جنگ_تا_پیروزی
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
🔻آدرس کانال در بله و ایتا:
@ravimah