•
.
آدم یا باید عاشق باشد ، یا یک رفیق ناب داشتھ باشد . پاییز و حال و هوای جانانه اش به کنار ، اما صدای خش خش برگ ها ، زیر پای دونفر که باشد ؛ معجزه مـے کند !
•
.
نھ بستهام به کس دل نھ بسته کس به من دل چو تخته پاره بر موج رها ، رها ، رها من . .
•
.
پاییزِ عزیز ! تو هر چقدر که مـے توانـے ، سرد و " بـے مهر " و زرد باش ! ما به جایِ تو ؛ گرم و مهربان و سبز مـے مانیم . .
بھ درختانِ منزویِ گوشه ی باغ بگو نگران نباشند ، این سرمایِ بـے مهری ؛ قوی ترشان می کند !
•
.
عشق اسلحهای ست در دستانِ کسانـے
کھ دوستشان داریم به آنها قدرت میدهد که زخمـے مان کنند و تنهای مان بگذارند .
•
.
آدم بايد متعلق باشه ، بھ جايـے به محيطـے ، به گوشھ ای ، به رویایـے و مهمتر از همه به آدمی . .
به آدمـے ، به آدمـے در غير اين صورت معلقھ ꧇)