#سوال_ارسالی_اعضا
من طلاق گرفتم وخیلی احساس تنهایی میکنم ۳۳ساله هستم احساس شکست زیاد میخورم خواهرم برادرم هم منو اذیت میکنن با حرف هاشون دنبال بحث و دعوا هستن شوهرم قبلیم معتاد بود من آمدم خونه آقام تا راحت شم خسته شدم آرامش ندارم عصبی شدم
آیدی ادمین کانال برای ارسال درد و دل و سوال و تجربیاتتون😌🫶
@setaraaaam(. ❛ ᴗ ❛.)
╔═🍃♥️🍃══════╗
@raz_del
رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶🌫️
╚══════🍃♥️🍃═╝
#همسرداری
از آنجایی که خانم ها هنگام ناراحتی علاقه بیشتری به حرف زدن دارند،
نباید فکر کنند اگر همسرشان مانند آنها رفتار نمی کند، یعنی توجهی به آنان ندارد.
آقایان هم بهتر است با توجه به روحیات همسر خود رفتار کنند
یعنی هنگام ناراحتی همسرشان بیشتر به او توجه کنند و این کار را هم کامل، دقیق و دور از تظاهر انجام دهند.
مثلا اگر می خواهند به حرف همسرشان گوش کنند،
این کار را با توجه کامل به او انجام دهند،
نه هنگامی که مشغول خواندن روزنامه یا تماشای تلویزیون هستند
چون اینگونه، فرصت اعتراض کردن را هم از او می گیریم.
بنابراین باید به طرف مقابل مان فرصت دهیم که در مورد احساسات واقعی خود به راحتی صحبت کند
تا ما هم بتوانیم بهتر مسئله را ریشه یابی کنیم
╔═🍃♥️🍃══════╗
@raz_del
رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶🌫️
╚══════🍃♥️🍃═╝
رازِدِل 🫂
❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹 حداقل غذا آماده بود خونه مرتب بود حرفای امیدوار کننده و آرامش بخش
❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹❤️🩹
زندگی روی خوشش رو به ما نشون داده بود و من و کامران همیشه بابت خــوب شـدن و سلـامتی دخترمون شکر گذاری می کردیم...
مدتی از تولد چهار سالگی بچه ها گذشته بود من سر کلـاس بودم که از مهد کودک بامن تماس گرفتن و گفتن حال دنیز بد شده
و خودتون رو برسونید دیگه حال خودم رو نفهمیدم با گریه به سمت کلـاس کامران رفتم و خواستم بیاد بیرون و جریان رو به کامران گفتم
از مدیر مرخصی گرفتیم و باهم رفتیم دنبال دنیز...دخترم بی حال بود دلم با دیدن حال و اوضاعش تکــه پــاره مــی شــد
کامران گفت می بریمش دکتر وقتی رسیدیم... دکتر که در جریان بیماری دنیز بود گفت باید دو مرتبه چکاب بشه
و بعد از چکاب و آزمایش های مختلف دکتر به ما گفت متاسفانه بیماری برگشته و غده سرطانی همه جا رو گرفته...
هنوز مدتی نگذشته بود و من خوشحال بودم که دخترم حالش خوب شده اما دوباره روز از نو و روزی از نو زندگی برای من کابوس شده بود...
دوباره ورق برگشته بود و بازهم
شیمی درمانی...
و ما دنیز رو می بردیم و بر می گردوندیم
من روحیه ام رو حسابی باخته بودم وبا کوچکترین چیزی بغضم می ترکید و گریه می کردم
حال کامران هم بهتر از من نبود
ادامه دارد....
╔═🍃♥️🍃══════╗
@raz_del
رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶🌫️
╚══════🍃♥️🍃═╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌸لحظات ناب
❤️🩹همراه با دنیایی از آرامش خیال
🌸و خوشبختی وموفقیت
❤️🩹برای تک تک شما دوستان صمیمی
🌸آرزومندم
❤️🩹ظهرتون به زیبایی گل
إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
#سید_حسن_نصرالله 🖤
#بیروت 🖤
#لبنان 🖤
تسلیت بر امت اسلامی🖤🖤
.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
با خودم عهد کرده ام🍃🌸
شاد باشم
بیخیالِ قضاوت ها ،
حسادت ها ، دشمنی ها
و کینه ورزی ها
بیخیالِ مشکلات
و نداشته ها 🍃🌸
بیخیالِ هر چیز که
دلم را می رنجاند
بیخیالِ هرچیز که لبخند
را از صورتم می دزدد
متمرکز می شوم
روی داشته هایم..🍃🌸
🌸عصر بخیر
┈••✾❀🌟🌹🌟❀✾••┈
💑💞 #حرمت_عاشقی 💞💑
#سیاست_های_زنانه
👌برای همسرت مادری نکن!!ا
شتباه نکن عزیزم!
شما همسر او هستی نه مادرش!!
او همسر شماست نه بچه ی شما!
دلسوزی اگه "به اندازه" و "به موقع" باشه پسندیدست ولی اگه خدای نکرده حالت کنترل پیدا کنه و به اصطلاح خیلی از آقایون تبدیل به گیر دادن بشه، نه تنها پسندیده نیست بلکه مخرب و بد هم هست.
مثلا....
❌"لباست کمه؛ سرما می خوری ها"
❌"حتما ناهارت رو بخوری ها"
❌"مواظب باش خواب نمونی"
❌"کلید رو حتما ببری؛ پشت در میمونیا"
❌"تاریخ چک مال امروزه؛ یادت باشه"
و ....
⭕️درست مثل حرفهای مامانا میمونن!!
╔═🍃♥️🍃══════╗
@raz_del
رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶🌫️
╚══════🍃♥️🍃═╝
#ایده_های_زنونه🦩🌿*-*
زوجها باید یکدیگر را محترمانه خطاب کنند تا دیگران هم با احترام با آنها برخورد کنند.
👠 اگر زن و شوهری در جمعهای فامیلی با کلمات نامناسب همدیگر را صدا کنند، مطمئن باشند که بقیه هم همان طور آنها را صدا خواهند کرد. همچنین زوجها نباید حتی در ذهن شان هم نسبت به هم نظر سوء داشته باشند.
👠 وقتی مرد یا زنی نسبت به همسرش مدام فکرهای بد کند، روی رفتارش تاثیر میگذارد و در ارتباط با همسرش به مشکل بر خواهد خورد.
╔═🍃♥️🍃══════╗
@raz_del
رازِ دِل🥰 raz_del@ 😶🌫️
╚══════🍃♥️🍃═╝
رازِدِل 🫂
🔥سرگذشت زندگی منو جاریم🔥 و کار هر روزم بود که به خودم برسم و برم .. تو دانشگاه همون روزای اول پی
🔥سرگذشت زندگی منو جاریم🔥
با مشورت فریده دوباره به جاوید پیام دادم میدونستم دارم خودم رو کوچیک میکنم اما دلم نمیموند...
تمرکز نداشتم
+سلام خوبی؟!
بعد حدود یک ساعت جوابم رو داد و
نوشت:خوبم تو خوبی؟!
+خواستم احوالت رو بگیرم
_حالا گرفتی...😂
اعصابم از سرد بودنش خورد میشد...
گفتم:چرا اینقد ضایعم میکنی؟!
چرا باهام سردی؟!
_استیکر تعجب فرستاد و گفت:
من؟دیگه باید چیکار کنم؟!
کلی فکر کردم با خودم دو دوذتا چهارتا کردم...
فریده بهم مشاوره میداد که چی بگم بهش...میگفت حست رو بگو...
این اصلا مهم نیست که تو اول حست رو بگی...
ولی میترسیدم...میترسیدم دنیا رو سرم خراب شه...میترسیدم بگه نه و یه عمر نتونم تو چشماش نگاه کنم...
+من با تو اینقد گرمم...اما تو نه
_هر کس یه جوره
یه جوری جوابم رو میداد که نتونم ادامه بدم...
ادامه دارد....☘
.༻༻༻༻༻༻༻༻༻༻