🌸🍃
#طلاق_عاطفی با رویش
#رفقای_همسر
ميگن امان از #همسر_رفیق_باز، همسری که بیشتر از اینکه علاقمند باشد وقت خود را با خانواده اش سپری کند، علاقه دارد که با #دوستانش باشد و اوقات خود را با آن ها بگذراند.
یکی از مهم ترین پیامدهای رفیق بازی، ایجاد #طلاق عاطفی بین همسران زوجین است یعنی همسران به دلیل اینکه برای یکدیگر وقت نمی گذارند و نیازهای همدیگر را برآورده نمی کنند، #سردی عاطفی شکل می گیرد...
آقای محترم بیشتر برای خانواده ات #وقت بگذار...
❌ یادت نره برای بدست آوردن همین خانم و #زندگی چقدر زحمت کشیدی...
🚫 اینجوری خرابش نکن...
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
#قسمت_نوزدهم مامان ساعت ۱۰ اومد خونه نه سلامی نه علیکی بهم گفت تو چرا هنوز اینجایی مگه نرفته بودی ه
#قسمت_بیستم
ولی قول میدم ترو ببرم پیش خودم تا اول مهر میبرمت پیش خودم 😭
فریماه با گریه گفت چجوری هاااا چجوریی😭
گفتم خواهری به راهی پیدا میکنم گریه نکن الان هم برو وسیله هات رو جمع کن بریم خونه ی مامان جون
مامان جون، مادر مامانم بود ولی اصن مثل مامان نبود اون یه فرشته بود
با آبجی رفتیم خونه مامان جون بابا جون و مامان جونم کلی خوشحال شدن باهم نشستیم و کلی گفتیم و خندیدیم داشت خوش میگذشت ولی کاش این خوشی ادامه داشت و حداقل تا آخر عید میتونستم بمونم اونجا شب من آبجیم رفتیم توی اتاق کوچیکه خوابیدیم،
من اونجا رو خیلی دوست داشتم رخت خواب پهن کردیم و خوراکی آوردیم بعد هم یه فیلم سینمایی خوب دیدیم و خوراکی خوردیم فریماه خوابش برد قربونش برم همیشه زود میخوابید از بچه گیش به زیاد بیدار بودن عادت نداشت
نمیدونم چرا خوابم نمیبرد رفتم بیرون تا آب بخورم که یهو دستی منو به اتاق کشید
کل اتاق خاموش بود نمیدونستم جایی رو ببینم برق ها روشن شد نمیتونستم باور کنم امیر مهدی بود 😨
با نیشخند بهم گفت به به دختر خاله دیدی کار زمونه چطور دوباره مارو بهم رسوند با ترس عقب رفتم و گفتم جلو ن ن نیا 😥
برو نزدیکم نشو بروووو
با لبخند گفت تازه گرفتمت😏😌
کجا برم خوشگله هان قبلا هم گفتم تا طعم تورو نچشم ولت نمیکنم..
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
آفتاب را به من بسپار
و فرداها را به دستهایم
دیروزها را در جیبهایم بریز
و به این حرفهای سرد
و وارونهی مردم فکر نکن ...
هوا آن قدرها هم بد نیست
سلام صبح یکشنبه بخیر ☕️
❖
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
🌸🍃
سلام رفقا...من خیلی خوشبختم...چون همسری دارم که پول حلاااااال میاره سر سفره...
درسته همسرم کارگره و حقوقش خییییلی کمه ولی مهم اینه کنار هم خیلی خوشبختیم...
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
#راز_دلی ♥️🍃 #ارسالی_اعضاء
سلام عزیزان همراه، وقتان بخیر،آیا کسی تا بحال از دستگاه لاغری استفاده کرده اثرش چطور بوده آیا وزن کم کرده و آيا عوارض داره یا نه، مادرم وزنشان بالاست اما بعلت کمر درد نمی توانند ورزش کنند، ممنون میشم از لطف شما
برای ارسال پیام و کمک کردن به دوستمون به آیدی ادمین محترم پیام بدید🌹❤️✨@hastammmm
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
سلام و احترام
به همه ی دوستان عزیز من سمیرام 26 ساله از پایتخت
پنج سالی میشه که با پسر همسایمون ازدواج کردم، مرد خوبیه و همدیگرو خیلی دوست داریم❤️🔥
عشق آتشینی نداشتیم ولی خوب تو دوران دبیرستان بهم علاقمند شدیم و خیلی زود هم ازدواج کردیم..
شوهرم به سختی تونست تو محله مون یه خونه نقلی اجاره کنه که نزدیک خانوادمون هم باشیم،🥰
چون اون صبح تا شب تو شرکت کار میکردو گاهی وقتا عصرام میرفت و تو آموزشگاه زبان درس میداد،
زیاد پیش میمومد که من تنها بمونم،
واسه همین زیاد میرفتم خونه مامانم..
یسال بعد ازدواجم باردار شدمو یه پسر ناز دنیا آوردم اسمشم گذاشتیم ماهان😘
یه پسر شیرین و ناز که دل براش میرفت فقط بچم خیلی بدغذا بود و همین باعث میشد همش من تو فکر و خیال باشم که چطوری بهش غذا بدم،
آخه خیلی لاغر بود و جون نداشت بچم
خداروشکر کنار خونمون یه پارکه و من هر از گاهی پسرمو میبردمو اونجا براش خوراکی میخریدم میخورد،
از قضا یه خانوم فالگیری که هر روز صبح تا ساعتای نه و ده شب میومد توو پارک فال میگرفت و یه بساطی هم داشت،خرت و پرت میفروخت.
ولی انصافا از اون فال گیرای خوشگل و خوش بر و رو بود. پوست سفیدی داشت با چشم و ابروی بور و لبای قلوه ای
خلاصه خیلی از من خوشگل تر بود..
#فالگیر
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
رازِدِل 🫂
#قسمت_بیستم ولی قول میدم ترو ببرم پیش خودم تا اول مهر میبرمت پیش خودم 😭 فریماه با گریه گفت چجوری ها
#قسمت_بیست_یکم
با ترس و صدای که میلرزید گفتم
خجالت نمیکشی بی ناموس بی غیرت رحم نداری ولم کن!!
بزار برم دستم رو گرفت و کشیدم
که یهو در باز شد بابا جون بود با
دیدن ما اونجوری شک شد
بعد هم بدون لحظه ی
فکر از موهام گرفت
و کشید و برد تو حیاط و گفت خجالت نمیکشی دختره ی... تو خونه من
اومدی... میکنی
گفتم به خدا اون اومد سراغم من کاری نداشتم گفت تو گروه خوردی
فردا قبل از اینکه بیدار شم باید گورتو از این خونه گم
کرده باشی بعد هم ولم کرد و رفت با گریه به اتاق رفتم
رفتم زیر پتو و اشک ریختم
لعنت به بخت بد من 😭😭لعنت میفرستادم به بخت و اقبال بدم کاش کارم به فردا نمیرسید ای کاش 😕😭
فردا صبح ساعت ۶ اومدم از
خونه بیرون بزنم که فریماه بیدار شد با دیدن من با ترس گفت آبجی چی شده
کجا !؟ با بغض گفتم خواهری یه کار مهم واسم پیش اومده باید برم تهران اگه یه کلمه
دیگه حرف میزدم بغضم میترکید و گریم میگرفت
از خونه بیرون زدم و رفتم
سمت ترمینال واسه ساعت ۸
اتوبوس داشتن تا ساعت ۸ تو ترمینال موندم و بی صدا اشک ریختم چرا باید این طوری میشد رفتم تهران 😭
به خوابگاه که رفتم کلا دوسه نفر بیشتر نبودن
اونا هم بچه های پرورشگاهی
بودن الا یکیشون که خانواده اش همه تو
تصادف مرده بودن دلم میخواست یکی
کنارم باشه باهام هم دردی کنه شاید امیر علی خوب
بود بهش پیام دادم و گفتم برگشتم تهران
اونم از خدا خواسته گفت میام دنبالت
حوصله آرایش کردن و تیپ زدن نداشتم یه مانتو مشکی بلند با یه شلوار قد ۹۰ پوشیدم یه خط چشم و رژ لب
زدم که بی روح نباشم خیلی
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
#راز_دلی ♥️🍃 #ارسالی_اعضاء
سلام خدمت خانوما عزیز من mهستم ۱۹ سالمه تا الان دنبال هرچیزی تو زندگی بودم بهش رسیدم ولی من ی مشکل دارم اونم اینه ک چند وقتیه احساس تنهایی میکنم قبلا اینجوری نبودم دوس داشتم تنها باشم تا پیشرفت کنم فکر میکردم وقتی تنها باشم بهتر میتونم درس بخونم یا به کارای دیگه برسم ولی الان دیگه خسته شدم من خواستگارم داشتم چند تا ولی خودم نخواستم خودم این زندگیو انتخاب کردم الان چند وقتیه همش دلم میخاد با پلیس ازدواج کنم خیلی دوس دارم فکر میکنم اگه با ی پلیس ازدواج کنم خوشبخت میشم ولی نمیدونم چجوری نمیدونم چطور میشه اصلا پلیس با من ازدواج کنه قبلا همش دنبال این بودم ک ماشین ببرم یک سال دنبالش رفتم خیلی سختی کشیدم تا بالاخره ماشین خریدیم و یاد گرفتم ک باهاش برم فکر میکردم ماشین باشه دیگه هیچی ناراحتم نمیکنه ولی نمیدونم چرا دوباره اینطور ناراحتم 😞من الان کنکور دادم جواباش چند روز پیش اومده فرهنگیان قبول شدم ولی بازم امیدی ندارم تو مصاحبش قبول بشم یا نه یعنی تقریبا تو زندگی هیچ امیدی ندارم
خیلی خستم از این وضع میشه راهنماییم کنید
برای ارسال پیام و کمک کردن به دوستمون به آیدی ادمین عزیز پیام بدید🌹❤️✨@hastammmm
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
زندگی میتواند خیلی سریع از کنارمان رد شود و قبل از اینکه بفهمیم رفته باشد
به همان اندازه که لحظات و اتفاقات مهم زندگیمان اهمیت دارند، لحظات کوچک و گذرا هم که جزئی از آنها هستند ارزشمندند🌱
حس کردن ارتباط، حضور، سادگی و شادی چیزهایی هستند که به زندگیمان در سطح عمیقتری ارزش میبخشند🪴🌕
#پیا_ادبرگ
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
🍃🌸
بیشتر مردان نمی دانند که حرف زدن و درد دل کردن برای بالا بردن سطوح اکسی توسین، در مقابله با استرس، به زن کمک می کند.
بدون درک این کشش زیستی، مرد به اشتباه گمان می کند که زن از او راه حل می خواهد. پس حرف زن را قطع می کند تا راه حل هایش را بگوید.
مرد این کار را می کند چون حل کردن مساله یکی از روش های او برای بهبود حال خودش به هنگام فشارها و ناراحتی هاست. او می پندارد که این کار به زن کمک می کند.
حل مساله سطوح تستوسترون مرد را بالا می برد ولی چندان تاثیری بر اکسی توسین زن ندارد.
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
تو خیلی برام قشنگیا😉
اصن تعریف من از زیبایی یعنی وجود تو؛
یعنی اون چشمای مشکیت؛
اون ذوق کردنت؛
اون خنده هات که دل آدمو آب میکنه؛
یعنی اسمت؛
اصن هرچی که مربوط به تو هست♥️ ّ
•┈┈••✾❀🍃♥️🍃❀✾••┈┈•
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
🌸🍃
سلام به همه گل دخترها.من و همسرم آشناییمون از طریق دوست دانشگاهمون بود.
چند بار بیرون همو دیدیم و بله رو گفتم....
خداروشکر زندگیمون خوبه فقط مشکل مالی داریم توروخدا برای منم دعا کنید
══❈═₪❅💕❅₪═❈══
https://eitaa.com/raz_del
══❈═₪❅💕❅₪═❈══