*#خانومها_بخوانند
خانوم های با سیاست؛*
دلیل نمیشه قیمت جزء به جزء خریدهاتون رو با همه در میون بذارید!به خصوص وقتی که جمع غریبه تره!قیمت خریدمانتو و کفش و... یه مساله عمومی نیست که جار بزنیم اگه گرون خریده باشید میگن چه ولخرجه!ارزون خریده باشید یه چیز دیگه میگن
اگر هم ازتون پرسیدن یه جوری بپیچونید!بگید قیمت مناسب خریدم!یا بحث رو عوض کنید تا عادت کنن ازتون این چیزهارو نپرسن!
اینجوری به افراد دورتر یاد میدید که برای خودتون و مسایل تون حریم قایلید و اونهاهم در گذر زمان یاد میگیرن.
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
رازِدِل 🫂
سلام همراهان و اعضای محترم عصر اول هفته تون بخیر 💐🌹 امیدوارم ازین داستان زیبا لذت ببرین، وقتی رسید
🤍
علی گفت : ریحانه؟
_بله
- دیشب قبل انگار رویا میخواست یه چیزی بهم بگه.!
_مثلا چه چیزی؟
-نمیدونم ولی خیلی ناراحت بود و میگفت فردا بعد از اینکه برم خونه مادرم اینا میخوام باهات به مسئله ای رو در میون بزارم، به تو چیزی نگفت؟🙁🤔
آب دهنم و به سختی قورت دادم و گفتم نه به من چیزی نگفت.!!
نمیدونم چی میخواست بگه هر چقد اصرار کردم خب الان بگو گفت نه فردا بعد از اینکه رفتم خونه مادرم بهت میگم.
_نمیدونم چی میخواسته بگه به من که حرفی نزد.
علی نفسش و بیرون داد و گفت: نمیدونم چه اتفاقی افتاده چرا افتاده زمین سرش کجا خورده؟ هیچی نمیدونم مامور قرارها بره خونه و صحنه اتفاق و بررسی کنه.!!
با ترس گفتم که چی بشه؟؟😰
-به هر حال باید پرس و جو کنن دیگه.!
استرس همه وجودم و گرفته بود فکر اینکه اگه لو برم و بفهمن من این بلا رو سر رویا آوردم چه اتفاقی میفته ترس و تو جونم مینداخت.
رویا روی تخت بیمارستان بود و کلی دستگاه بهش وصل بود نفس میکشید ولی هیچ علائم دیگه ای نداشت.😔
روز و شب کارمون شده بود گریه ،
علی خیلی داغون شده بود تو همش گریه میکردی و بهونه میگرفتی بیشتر پیش مادر علی بودی و بقیه بیمارستان بودیم.!!
چند باری پلیس اومد و رفت و در آخر مادرم به علی گفت بهتره ما بگیم از کسی شکایتی نداریم و اینا هم برن پی کارشون.
علی هم موافق بود و وقتی گفتن از کسی شکایتی نداریم و اتفاق بوده پرونده بسته شد و باید بگم دلم آروم گرفت.
دعا میکردم رویا به هوش بیاد هر چی شد شد اصلا بره به همه بگه فقط به هوش بیاد...🙏🥺
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
💕👩❤️👨💕
شوهرت رو به خودت وابسته کن 😉
❣اگر مردی از سمت همسرش شاد شود، نسبت به آن زن احساس وابستگی شدیدی پیدا میکند به نحوی که دیگر نمیتواند نبودن آن زن را در ذهن خود مجسم نماید.
•برایش جشن تولد بگیرید
•در جمع از او تمجید کنید
•برای خانوادهاش احترام قائل شوید
•غذای مورد علاقهاش را بپزید
•خلاصه به هر ترفندی که شده خوشحالش کنید
خوشحال کردن او مساوی است با
وابـسته کـردنش نسـبت به خودتان 🥰
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
*❤️ آهای خانم آهای آقا
🔴هيچ وقـــت ازقــول همسرت فکـــر نکن!
اين اشتباهی هست که خيلي از زوج ها دچارش ميشن.
مثلا اين مورد: "من هيچ وقت نگفتم با هم بريم سينما، چون فکر ميکردم تو از سينما رفتن خوشت نمياد".
با اينکه همسرت رو خيلي خوب ميشناسي، ولي هميشه نظرش رو بپرس!
و هيچ وقت به جاي اون تصمیم نگیر.
#همسرانه
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#سوتی 😁
یه خواهر دارم 9 سال ازم کوچیکتره
یه روز ک مامانمو بابام رفتن بیرون خواهرم پیش من بود اون موقع سه سالش بود خیلی بهونه میگرفت
گفتم آیدا گفت بله گفتم ما تورو از عبدل آباد خریدیم الانم مامانینا رفتن یه آیدای دیگه بخرن ، به من گفتن تورو بندازم آشغالی چون خیلی گریه میکنی که یه دفعه ای از ترسش رنگش سفید شد😂😂😂
ولی خوبیش این بود که دیگه گریه نکرد
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
رازِدِل 🫂
🤍 علی گفت : ریحانه؟ _بله - دیشب قبل انگار رویا میخواست یه چیزی بهم بگه.! _مثلا چه چیزی؟ -نمیدونم و
🤎💛
ده روز گذشت و رویا تو کما بود و این ده روز برای ما اندازه یه عمر گذشت...☹️
درست روز یازدهم بود طرفای ظهر بود که علی میخواست بره بیمارستان ،
مادرم گفت : منم باهات میام ولی علی قبول نکرد و گفت برم یکی دو ساعت دیگه میام سراغتون.!!
اون روز مادر علی هم اومده بود خونه ما و تو بغل من بودی و باهات بازی میکردم.
مادر علی بنده خدا خیلی نگران بود و میگفت فقط چشمم به دره که رویا بیاد خونه.😰🥺
مادرمم که دیگه جون براش نمونده بود از بس گریه میکرد.
هنوز چند دقیقه نگذشته بود از رفتن علی که تلفن خونه زنگ خورد.📞
سریع تلفن و برداشتم: الو
سلام منزل...
_بله بفرمایید!؟
-از بیمارستان تماس میگیریم خواستم بهتون اطلاع بدم مریضتون فوت شده تسلیت میگم تشریف بیارید بیمارستان برای...!!
دیگه گوشام چیزی نمیشنید.
چشمام جایی رو نمیدید.🥶😰
صدای مادرم تو گوشم میپیچید که صدام میکرد ریحانه ریحانه چت شد؟!!
با آب یخی که روی صورتم پاشیده شد به حال اومدم نفس نفس میزدم احساس میکردم قلبم داره از تو دهنم بیرون میزنه.
چشمم به آیدا افتاد که تو بغل مادر علی بود و با ترس نگاهم میکرد.
اشکام سرازیر شدن...😭😭
مادرم با نگرانی گفت ریحانه بگو چی شده؟؟کی بود تلفن زنگ زد؟!
با صدایی بی جون زمزمه کردم رویا...
مادرم وحشت زده گفت رویا چی؟
دستام و جلوی صورتم گرفتم و با صدای بلند زدم زیر گریه😫😭
همون لحظه دوباره صدای زنگ تلفن
بلند شد ،📞
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#سوال 🤔
#درخواست_راهنمایی 🍀🌹
سلام خاهرا اگه ممکنه به منم روحیه بدید،من ۲۷ سالمه تقریبا ۶ ساله پدرو مادرمو ازدست دادم ازدواج کردم دوتا بچه دارم
بماند که سر زایمان هام چقدر اذیت شدم بالاخره مامانم پیشم نبود،من اون خونه مادری رو ندارم یعنی تقریبا جایی ندارم که برم خونه برادرم هست ولی زیاد نمیرم میگم شاید مزاحمشون باشم تقریبا سالی دوبار میرم مثلا دوساعت میشینم برمیگردم،ولی من به شدت دلم تنگ میشه براشون و هرروز گریه میکنم،وقتی یه نفر از دوستان یا فامیلا میگن دارم میرم خونه مامانم نهار یا شام من خیلی دلم میگیره این مورد خیلی اذیتم میکنه 😔😔😔😭 تورو خدا بهم روحیه بدید دیگه دارم کم میارم
جهت ارسال پاسخ و کمک کردن به دوستمون و هر سوالی که داشتین به آیدی ادمین محترم پیام بدید🌹❤️✨👌@kosar_98_z
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#کام_شیرین_زندگی
🔹 وقتی خانمت گلایهای میکنه، قصدش جنگیدن با شما نیست؛ که همه تلاشت رو میکنی شکستش بدی!
🔸اون فقط داره درد دل میکنه؛ هیچ منطقی تو حرفاش نیس، حرفاش بهم ربط ندارن، چون فقط داره تخلیه انرژی و روانی میشه. اون میخواد با حرف زدنش از شما انرژی مثبت، تایید و آرامش بگیره.
🔹 پس سعی نکن ازش بِبَری، اون وقت ازش میبازی! چون برای مبارزه نیومده، برای همدردی اومده. به #حرفاش گوش بده و وقتی مثلا میگه چن وقته بیرون نرفتیم براش تعداد دفعاتی که بردیش بیرون رو مثال نزن...!
🔸 بگو راس میگی! حق با توئه! همین یه جمله آرومش میکنه؛ اون وقت این ارامش دوباره به خودتون هدیه میشه. پس آرامبخش خونه باش نه قدرتمند....
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
#سوتی 😁
سه تا دختر گل شیطون دارم که فاصله سنیشون باهم کمه خلاصه خیلی برام سخته، دوتا دختر کوچیکم عادت دارن وقتی من یا باباشون نماز میخونیم سوارمون میشن
باباشون هیچی نمیگه تحمل میکنه و اماااااا منننننن....
اگه من سر نماز باشم و بچه ها اذیت کنن اگه نزدیک باشن که هم نماز میخونم هم میزنم ولی اگه از من دور باشن هی میگم الله اکبر ، یا با حرص میگم استغفرالله ، دیگه کفرم که در بیاد هرچی دم دستم باشه پرت میکنم سمتشون
معمولا هم تسبیح ابزار کار آمدی هست
دختر کوچیکم دوسال و نیمشه گاهی اوقات چادر سر میکنه با من نماز میخونه بعد وسط نماز دندوناشو میذاره روهم میگه استغمولله😘😘😘😄😄😄
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛
رازِدِل 🫂
#سوال 🤔 #درخواست_راهنمایی 🍀🌹 من ۳۴ سالم ۳ تابچه دارم ده سال پیش که از شهرمون بخاطر کار شوهرم به شه
♥️🍃🍃♥️💫🌿
🌿🫂🌿
♥️
#پاسخ_اعضا😎🌱
سلام در جواب خانمی که برادرشوهرش بهش تهمت دعا نوشتن زدن.
بهترین کار اینه که از راه شکایت وارد بشین اینجوری مشخص میشه که کار شما نبوده وهمه متوجه میشن که اگر کار شما بوده دیگه شکایت نمیکردین و اون موقع مجبورن آدرس دعا نویس بدن وباهم برین خونه دعا نویس حتی از دعا نویس هم شکایت کنید به خاطر تهمتی که چندساله بهتون زدن وآبروتون بردن!!
┏━━━━━🦋📕━━━━━┓
🎓 @raz_del 🎓
┗━━━━━🦋📕━━━━━┛