آن شب همه چیز تمام به نظر می آمد، شب عروسی برای هر دختری یکی از به یاد ماندنی ترین شب های زندگیش است؛ حداقل اینطور به نظر میآمد تا وقتی که با همراهان عروس از تالار بیرون آمدیم.
قطع بودن اینترنت، نگاه های مستأصل و چهره های مضطرب از وخامت اوضاع شهر خبر میداد و خطر در خیابان رفتن...
همه نگران این بودند که در این اوضاع خطرناک چگونه میتوانند با خانواده به بدرقه ی ماشین عروس بروند، ماشینی که شکاری تحریک آمیز برای گرگ های خونخوار بود. از طرفی غیرت اجازه نمیداد که در این وضعیت دختری تازه عروس و داماد را تنها در خیابان های تهران راهی کنند. در نهایت همراه تعدادی از فامیل های نزدیک به سمت خانه ی تازه به راه افتادیم.
دیگر از صدای شاد بوق ها و شعف نگاه ها خبری نبود؛ ماشین ها بی صدا و سریع حرکت میکردند و ترس به خون کشیده شدن این شب روی شانه های همه و خصوصا شانه های داماد سنگینی میکرد، آن شب حتی گل های ماشین عروس هم پژمرده به نظر میآمدند.
دلم برای زوج جوان میسوخت برای عروسی که حتی نمیدانست آخر، در اولین و شیرین ترین شب زندگی جدیدش به خانه میرسد یا نه و برای دامادی که میترسید زندگیش نابود شود.
فتنهگری آن اغتشاشگران خونخوار، برای خیلی ها گران تمام شده بود و برای برخی رویایی ترین شب زندگیشان را به کابوسی سرد بدل کرده بود.
☕️ @Razee_man
#سهم_انتظار
جایی که امید، به عمل تبدیل میشود🌱
📌در ایام ولادت حضرت ولیعصر (عج)
با برپایی موکب روایت،
گرد هم آمدهایم تا انتظار را
از وادی دل به ذهن و عمل بیاوریم
و سهمی هرچند کوچک
به آستان صاحب این عصر تقدیم کنیم.
▫️در این رویداد، انتظار نه بهمثابه سکون بلکه بهعنوان حضوری آگاهانه،
خدمتمحور و مسئولانه معنا مییابد؛
حضوری در قامت دخترانِ منتظر که میکوشند سهمی هرچند اندک
در مسیر آمادگی برای ظهور ایفا کنند.
💳شماره کارت جهت واریز کمکهای شما:
خانم آیتی -
5892101632490146☕️ @Razee_man
🌱 فراز و فرودهای زندگی و مواجهه با بحرانهای پیاپی به «گِل» وجود انسان شکل میدهد؛ درست همان لحظههایی که آدمی ناگهان میایستد، به خود نگاه میکند و فکر میکند جای ایستادنش کجاست و در چنتهی وجودش برای عبور از دل بحران چه دارد.
🪞 بحران مانند آینهای پردهها را کنار میزند و حقیقتِ نسبت ما با خودمان و با دنیای بیرون را عیان میکند. وقتی این بحران، از سطح فردی فراتر میرود و دامن یک کشور را میگیرد، پرسش عمیقتری متولد میشود؛ پرسشی که دیگر فقط شخصی نیست، بلکه رنگ مسئولیت دارد:
در این میدان، عرصهی حضور من دقیقاً کجاست؟
🧭 در این میان، یکی از تأکیدهای همیشگی رهبر انقلاب، چراغ راهمان شد:
ضرورت اینکه روایت کنیم، پیش از آنکه دیگران برای ما روایت بسازند، حقیقت را از زبان خودمان بگوییم، پیش از آنکه تحریف جای آن را بگیردو اینجا بود که ما یکی از مهمترین میدانهای حضورمان یعنی عرصهی روایت را پیدا کردیم ...
📖 روایتی آگاهانه، مسئولانه و برخاسته از دل واقعیت؛ روایتی که نه از سر هیجان، بلکه از سر تعهد گفته میشود
و میتواند سهمی هرچند کوچک در روشن نگهداشتن چراغ زیست حقیقی دختران وطنمان داشته باشد.
☕️ @Razee_man