eitaa logo
شعر مذهبی رضیع الحسین
7.9هزار دنبال‌کننده
620 عکس
5 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
.     عجب شبی است شب جمعه کربلا غوغاست      شب زیارت مخصوص سیدالشهداست          🌷السلام علیک یا اباعبدالله🌷           وعلی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل والنهار ولاجعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم                  السلام علی الحسین                وعلی علی ابن الحسین                  وعلی اولادالحسین                وعلی اصحاب الحسین                       لبیک یاحسین             🌸اللهم عجل لولیک الفرج🌸       هدیه به حضرت زهرا و مادر بزرگوارشان      ام المومنین حضرت خدیجه کبری صلوات .
گدای نیمه شب آمد گدا پذیر کجاست کسی که رحم کند بر منِ حقیر کجاست دگر به هیچ کجا بند نیست دستانم.. نشسته ام دم این خانه،دستگیر کجاست دوباره ریزه خور سفره ی کمیلم من نگاه مرحمت حضرت امیر کجاست فدای دست کریمی که هرشب جمعه.. میان عرش صدا میزند فقیر کجاست؟! شبیه طفل که گم میشود هراسانم فرار میکنم از آن و این، مجیر کجاست؟! جوانیم به بطالت گذشت شرمندم پناه گریه ی این شرمسار پیر کجاست . فدای نام شهیدی که حضرت سجاد.. زمان دفن تنش گفت که حصیر کجاست @raziolhossein
احساس میکنم که شبیه کبوترم هرگز به غیر بام‌تو جایی نمی‌پرم از لحظه‌ای که پای بساط تو آمدم مشمول لطف دائم زهرای اطهرم حتی حبیب هم به دلم غبطه می‌خورَد هرجا میان روضه‌ی تو فیض می‌برم بالای عرش می‌رسم از بین روضه‌ها آن‌دم که در عزای تو پایین منبرم هرگز ملائکه به مقامم نمی‌رسند وقتی که در حسینیه‌ پای سماورم هیات، محل تربیت خانواده‌هاست سینه‌زدم کنار پدر، با برادرم گریه‌کن مجالس روضه‌ست مادرت جاروکش مجالس روضه‌ست مادرم جاماندم از زیارت شش‌گوشه یاحسین این غصه را کجا ببرم؟ خاک بر سرم شبهای جمعه فاطمه مهمان کربلاست آید صدای ناله‌ی بی‌بی‌ بی‌حرم: از فرط غصه موی سر من سفید شد لب‌تشنه و گرسنه حسینم شهید شد @raziolhossein
از بس حسین بخشش بسیار می کند لطفش مرا همیشه بدهکار می کند این اشک های قیمتی روضه های او خیلی برای عاقبتم کار می کند دستش درست انکه دلم را به دست عشق در این جهان دین زده دیندار می کند او دلبرانه بین من و هر چه غیر خود با دست های عاطفه دیوار می کند با دانه های اشک که خون نامه های ماست ما را چه عاشقانه وفادار می کند خاکش مسیح بود و چه زیبا دل مرا دوری کربلاش گرفتار می کند @raziolhossein
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فراق رفته نشانه دلی مطهر را گرفته بغض به دستش گلوی خواهر را نسیم با خودش آورده عطر و بوی رضا کشیده بر رخ خواهر غم برادر را فقط نه اینکه برادر برای او پدر است همان که برده دل بی قرار دختر را یکی به طوس غریب است و دیگری ساوه کشیده دست فلک عکس هجر دیگر را شده است حب علی علت غریبی شان شدند وارث جرمی که کشت مادر را همان کبوتر زخمی که پشت در افتاد برای حفظ ولی داد از کفش پر را همان که خورد لگد از حرامزاده ی پست ولی نکرد رها دست های رهبر را میان جنگ در و سینه میخ شد پیروز شکست آینه ی حق نمای حیدر را همین نبود که، مسمار هم کمک میکرد زمین زدند به ضربی امیر خیبر را نفس اسیر قفس شد میان سینه تنگ که آخر این نفس تنگ کشت کوثر را... @raziolhossein
جاي شُكر است كه قم ، خار دل آزار نداشت سـنـگ با ساحتِ پيشانيِ تو كار نداشت جاي شُكر است كه برعكس دمشق اين وادي چشــم ناپـاك ، سر كوچه و بازار نداشت قُـم "علي" داشت به لب لحظه ي استقبالت واي بر شام كه از سـبّ علي ، عار نداشت روســپيديِ قمي ها ، عــوض شــامي ها احتياجي به نشان دادن و اِظهــار نداشت چون ادب كرده ي دستان كريـمـان بودند ناز رقّـاصه در اين خطّه ، خريدار نداشت دسته دسته به سر محمل تو گُل باريد ساقه ي هيچ گلي بر تن خود ، خار نداشت درد سر ساز نشد فاطــمه بودن در قـم كار با پهلويت اينجا در و ديوار نداشت سـدّ راهت وسط كوچه نشد هيچ كسي عطش خون تو را حَنجرِ مسمار نداشت تو پـرستار فراوان به كنارت بود ، آه فاطمه جُـز عليِ خسته پرستار نداشت همه با گريه ي تو گريه كُنان ضجّه زدند در غـمت هيچ كسي غـيرِ دل زار نداشت قم پس از دفن تو تا چند صباحي بانو روزهايش به خدا ، غيرِ شبِ تار نداشت ميثم شهر تو با داشتن چــــندين نخل مدح مي گفت ولي سر به سر دار نداشت سائلت را به صف حشر خُدا آمرزيد چون به جز دوستيِ حيدر كرّار نداشت @raziolhossein
آمد به مشرق مِهر خاور را ببیند اما نشد روی برادر را ببیند در حسرت دیدار او بود از مدینه میخواست تا مرات کوثر را ببیند در خاطرش عکس رضا را قاب کرده باشد که تمثال پیمبر را ببیند میخواست تا حیران آن قد و قیامت پا تا سرش را جلوه ی حیدر ببیند هنگام دلتنگی جوادش را نظر کرد گویا که زینب حضرت اکبر ببیند یارب چه حالی میکند پیدا برادر در شهر غربت داغ خواهر را ببیند اما رضا با دیدن معصومه خواهر میخواست تا زهرای اطهر را ببیند موسی ابن جعفر را خبر کن ای مسیحا آید به قم غوغای دختر را ببیند در روز استقبال او محشر به پا شد روز فراقش حشر دیگر را ببیند در آن کویرستان داغ از داغداران سرچشمه ها و دیده تر را ببیند @raziolhossein
ای سایه ی بالا سرِ خواهر، برادر! ای جانِ از جانِ خودم بهتر، برادر! خواهر همان احساس مادر بر برادر دارم برایت می شوم مادر، برادر! ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز یك بارِ دیگر بر سرم سایه بیانداز بر خواهرانش سایه دارد هر برادر چیزی به غیر از چشم تر دارم، ندارم از گوشه ی زندان خبر دارم؟ ندارم اصلاً نمی دانم پدر دارم-ندارم دیدم كمالاتِ پدر را در برادر از جانب زُلفت صبایی می فرستی؟ با التماس من دعایی می فرستی؟ دارالشِفای من دوایی می فرستی؟ افتاده ام در گوشه ی بستر، برادر! اینجا مسیرِ كوچه تا خوب است خوبم وقتی نگاهِ مردها خوب است خوبم حالا كه احوالِ رضا خوب است خوبم از بس فنا گردیده ام من در برادر در كوچه ها با حالِ بیمارم نبردند وقتی رسیدم، سمتِ بازارم نبردند این معجری را كه سرم دارم نبردند این جا چه شأنی دارد این معجر، برادر! ای كاش مرغی را كسی بی پَر نبیند جسمِ برادر را كسی بی سر نبیند هر كس ببیند كاش كه خواهر نبیند افتاده روی تلِّ خاكستر برادر نه تو جسارت دیده ای نه من جسارت نه تو اسارت دیده ای نه من اسارت نه تو به غارت رفته ای نه من به غارت پس ما دو تا قربانِ آن خواهر-برادر با نیزه ای تا شاه را از حال بردند یك یك تماماً رو سوی اموال بردند هر آن چه را كه بود در گودال بردند تسبیح عبا عمامه انگشتر ، برادر @raziolhossein
رواق دختر موسى بن جعفر است این جا حریم فاطمه بنت پیمبر است این جا درِ بهشت برین گر طلب کنى به خدا ببوس با ادب آن را که آن در است این جا زمین قم به مثل چون صدف بُوَد آرى وجود حضرت معصومه گوهر است این جا ببند عقد نماز اندر این مقام رفیع که جاى گفتن الله اکبر است این جا مخوان به خلد برینم ز کوى او واعظ براى من ز دو صد خلد، برتر است اینجا حبیبه ی حق و ریحانه ی رسول و على یگانه دختر زهراى اطهر است این جا ببوس از سر صدق و صفا ضریحش را که مورد نظر حىّ داور است این جا مسیح زنده شود در حریم این بانو عجب ز فیض دمش روح پرور است اینجا ز یمن موکب اجلال فاطمه بنگر که درّ تاج سر هفت کشور است این جا فروغ روضه‌ی او پرتو افکن است به مهر چرا که مطلع خورشید انور است این جا اگر به دیده ی ادراک بنگرى بینى که مهر و ماه هم از ذرّه کم‌تر است این جا از آن شدند سلاطین مقیم در کویش که خاک درگه او زیب افسر است این جا کند به درگه او سجده صبح‌دم خورشید که از فروغ ولایت، منور است اینجا اگر تجلى حق بینى از در و دیوار عجب مدار که دخت پیمبر است این جا تبارک الله از این روضه ی بلند رواق که از تصوّر و از وصف برتر است این جا برو طهارت دل کن بیا به روضه ی او که جاى مردم پاک و مطهّر است اینجا از آن پناه به کوى تو آرم اى بانو! که فیض روح ز لطفت میسّر است این جا مرا که نام بُوَد حیدر، آمدم به درت چرا که نور دو چشمان حیدر است این جا زمین قم شده روشن از آن به غیب و شهود که نور حق به جمالت برابر است این جا ز آفتاب قیامت، غمى نخواهد بود مرا که سایه ی لطف تو بر سر است این جا سزد که «معجزه»! قم هم چنان بهشت بُوَد چرا که دختر موسى بن جعفر است این‌جا (فرزند مرحوم ) @raziolhossein