#حضرت_زهرا_زمینه
#حضرت_زهرا_شور
داره میسوزه مادرم توو تب
نفسش اومده به روی لب
نمی تونه بلند شه روو پاهاش
داره می میره از غمش زینب
بخدا حاله ، دلمون زاره
مادرم زخمی از جراحته مسماره
تن تب دارش ، پُره از درده
نفسش بالا نمیاد بدنش سرده
مادرم زهرا
توو مدینه به ما جسارت شد
به غریبیه ما اهانت شد
همه ی مردم هیزم آوردن
مادرم پشت در اذیت شد
در و سوزوندن ، دلمون شد خون
میزدن با پا روی در جلو چشمامون
مگه کم بودِش ، غم و دردامون
در و وا کردن آخرش با لگد هاشون
مادرم زهرا
منو کشته جراحت پهلوش
داره خونابه میچکه از روش
بشکنه دستِ اون دوتا نامرد
توی کوچه شکسته شد بازوش
همه خندیدن ، به غم بابام
نمیاد خنده بعد از این دیگه روو لبهام
گُلمونو هم ، چیدن از شاخه
من از حال و روز بدم چی بگم آخه
مادرم زهرا
#عباس_قلعه
@raziolhossein1
#حضرت_زهرا_زمزمه
#کوچه
از ما گذشت
وقتی شکسته گوشواره
از ما گذشت
خدا برا کسی نیاره
وقتی می رفت ، قدش رشیده بود
وقتی اومد ، ولی خمیده بود
چادرشو رو خاک کشیده بود... آه
تو سینه یه بغض بی حد داریم ...
از کوچه خاطره ی بد داریم ...
یکی زدی
ولی اومد صدای چندتا
من جون دادم
دستای تو نرفته بالا
با زدنت سیاهی رفت چشاش
برگ گلم ، ضرر داره براش
بسه نزن ، آخه می مونه جاش آه
راه میره با چشمایی که تاره
این سیلی تقاص سختی داره
#ناصر_دودانگه
@raziolhossein1
#حضرت_زهرا_زمینه
در می سوزه
مادر می سوزه
(زهرا افتاده ولی حیدر می سوزه(۲)
این خونه، خونه ی وحیه
می بینی، کار دنیا رو؟!
دستای، علی رو بستن
نامردا، میزنن زهرا رو!
"ذاب لحمها"
آب شد مادرم
"صارت کالخیال"
نمیشه باورم
ای وای مادرم(۴)
یار می سوزه
دیوار می سوزه
(آتیش بالا میره و مسمار می سوزه(۲)
پشت در مادرم افتاد
می بردن، علی رو با زور
غوغا شد، میون خونه
سیلی خورد، مادرم بدجور
شد برگ گلش
نیلی و کبود
یاس مصطفی
این حقش نبود
ای وای مادرم(۴)
پر می سوزه
معجر می سوزه
(افتاد قرآن علی، کوثر می سوزه(۲)
داد می زد، سر زهرا و
می خندید، به غمِ حیدر
میلرزید، وسط کوچه
دستای فاتح خیبر
میگه بعد از این
حرفاشو به چاه
"زهرامو زدن
اما بی گناه"
ویلی فاطمه(۴)
#علی_میرحیدری
@raziolhossein1
#حضرت_زهرا_زمینه
کار ماها رو می بینی ای دنیا
همه دنیای من توی آتیشه
میون خونهم بین دیوار و در
درخت عمرم رو زدن از ریشه
شعله بالا گرفت
به پرِ چادر إنسیةالحورا گرفت
شعله بالا گرفت
میخ در تو پهلوی زهرای من جا گرفت
شعله بالا گرفت
ریختن رو سرش چهل نفر
بدجور افتاده تو دردسر
خیلی شرمنده شدم آخه
مسمار رو خودم زدم به در
[یارالی زهرا...]
نداره خیری بعدِ تو این دنیا
بدون تو خونه چقد دلگیره
می بینی اشکامو، می بینی تنهام
نزن حرف رفتن علی می میره
پیکرت زخمیه
هر کی اومد دیدنت گفت رفتنش حتمیه
پیکرت زخمیه
یک زن و چل نفری زدن چه بی رحمیه
پیکرت زخمیه
از در و دیوار میریزه بلا
تو رو زدن من افتادم ز پا
دومی به قنفذ گفت بزن
یه جوری که بسوزه مرتضی
[یارالی زهرا...]
#علیرضا_عابدی
@raziolhossein1