#حضرت_زینب_زمینه
#اسارت_زمینه
زیر گنبد طلات،گریه میکنم برات
گریه میکنم آخه،گریه داره روضه هات
عُلیا مُخَدَره
کی دلش اومد تو رو به اسارت ببره
عُلیا مُخَدَره
به خدا سوختنِ من از داغ معجره
عُلیا مُخَدَره
خدا از هرکی گذشت از شمر نگذره
بعد از گودال آزار دیدی
بعد از عباس بازار دیدی
وقتی میزنم صدات،سینه میزنم برات
تو صحن تو میخونم،روضه ی مخدرات
عُلیا مُخَدَره
توی بزم می زمان چقدر دیر میگذره
عُلیا مُخَدَره
داغ چوب خیزرون از نیزه بدتره
عُلیا مُخَدَره
کاش چوبی که بالاست محکم پایین نره
الشام الشام الشام الشام
سنگ و آتیش طعنه دشنام
دم ضریح با صفات،روضه میخونم برات
اینبار روضه میخونم،از قول برادرات
عُلیا مُخَدَره
غربت اینه که سنان با تو همسفره
عُلیا مُخَدَره
چند دفعه زدنت اونم چند نفره
عُلیا مُخَدَره
اونکه دستتو بست از خدا بی خبره
حتماً بوده بازوت زخمی
مثل مادر پهلوت زخمی
#حمید_رمی
@raziolhossein1
#اسارت_شور
#ورود_به_شام
#شور
دروازه ی شهر شام چه ازدحامی شده
دورِ رباب و زینب پر از حرامی شده
علی الحسین واویلا
شکسته قلب رسول از این غمِ جانگداز
نشسته ناموس حق رو ناقه ی بی جهاز
علی الحسین واویلا
نظاره کن یا نبی زینبت آواره است
همه عزیزان تو لباسشان پاره است
علی الحسین واویلا
دوباره در شهر شام کار حسین زار شد
که دختر فاطمه وارد بازار شد
علی الحسین واویلا
به ناقه ها خواهر حسین سنگ میخورد
بر روی نیزه سرِ حسین سنگ میخورد
علی الحسین واویلا
آل علی را چرا بهر عزاب میبرند
عمه ی سادات را بزم شراب میبرند
علی الحسین واویلا
پیمبران در عزا همه از این ماتمند
که دختران علی میان نامحرمند
علی الحسین واویلا
شرر به قلب علی عدو چه خوب میزند
بر لب خشک حسین یزید چوب میزند
علی الحسین واویلا
#عبدالزهرا
@raziolhossein1
#حضرت_رقیه_شور
جز تو کی میتونه خانوم
باشه دردونه ی ارباب
نور چشم ربابی و
برکت خونه ارباب
رقیه
بارون میشه چشمام
با روضه ی اسمت
زیر و رو کرد دل رو
معجزه ی اسمت
تو درستش کنی آقا نگام میکنه
تو سفارش کنی بازم صدام میکنه
تو یه خواهش کنی منو راهی کربلام میکنه
یارقیه یارقیه یارقیه جان
وقتی که میری رو دوشه
تکیه گاه بنی هاشم
آسمون تویی و ماهت
میشه ماه بنی هاشم
رقیه
تو جان و جانانی
سورهی قرآنی
من رعیت اما تو
دختر سلطانی
اونی که با غمت شبش رو سر میکنه
بخدا که حسین بهش نظر میکنه
آخرش هرکسی که نمیره برات ضرر میکنه
یارقیه یارقیه یارقیه جان
#علی_قالیباف
@raziolhossein1
#حضرت_رقیه_زمزمه
امشب مگه مهمون نداری
درهمی سامون نداری
من خیزرون خوردم عزیزم
تو چی شده دندون نداری
غصه خوردی مثل شمع آب شدی
اضطراب کشیدی بیتاب شدی
هر دفعه چشات میخواست خواب بره
داد زدن سر تو بد خواب شدی
چه موهایی سفید کردی یه روزه
با آتیش دلت عالم میسوزه
لباست پاره شد غصت نباشه
میگم عمه برات چادر بدوزه
سعی کن از خاک باباتو برداری
برگشتم من امشب بابا داری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دورو بر ما ازدحامه،رو سرم آتیش بامه
گوشوارههای یادگاری،تو گوش دخترای شامه
بَده طفلی دست به دیوار بره
پابرهنه بین انظار بره
بده واسه ی یه پرده نشین
با لباس پاره بازار بره
زجر که آرزو رو از من گرفت
گل سر نه مورو از من گرفت
نمیدونم چراسیلی که زد
سراغ عمو رو از من گرفت
میبردم اسمتو سیلی میخوردم
میزد اما باز اسمت رو میبردم
سه ساله کشتنش زحمت نمیخواست
نمیزد باز من از دوریت میمردم
چهل منزل دست قاتل بودی
برگشتی حیف ای کاش کامل بودی
#ناصر_دودانگه
@raziolhossein1