eitaa logo
شعر مذهبی رضیع الحسین
7.9هزار دنبال‌کننده
620 عکس
5 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
جهان را شور دیگر در سر آمد فلک را امشب از غیب اختر آمد بگو تبریک بر آل پیمبر که میلاد علی اکبر آمد ...... دل ارباب ما تاراج رفته پی زلفش جهان محتاج رفته علی اکبر در آغوش حسین است پیمبر باز هم معراج رفته ...... علی را ذاتِ ایزد می‌شناسد اَحد را درکِ احمد می‌شناسد چه گوییم از علی‌اکبر که تنها محمد را محمد می‌شناسد ...... ادب را حد اعلا می‌پسندد قدم را پشت بابا می‌پسندد ببین بالا بلند کربلا را خودش پایین پا را می‌پسندد @raziolhossein
جوانی آمده تا زینت وطن بشود برای آل عبا بلبل چمن بشود همان اجابت شوق پدر به پیغمبر همان که آمده مجموع پنج تن بشود همان که خُلق عظیم پیمبری ، تنها برای قامت او خواست پیرهن بشود همان که شعلۀ بخشش به خانه اش افروخت که در سخاوت هم دومین حسن بشود کسی که منطق او منطق پیمبر شد به جز حسین و خدا با که هم سخن بشود؟ علی است ، گرچه نبی وار رحمت خَلق است نبی است ، گرچه علی وار بت شکن بشود اگر به وقت شهادت دلش قرار نداشت قرار بود که فارغ از انجمن بشود ** خدا کند که نیاید که این جوان روزی به پیش چشم پدر پاره‌ پاره تن بشود و یا اگر که تنش پاره شد ، مباد آن که برای پیکر او یک عبا کفن بشود و یا اگر که عبا هم کفن شود ، پدرش مباد آن که گرفتار بد دهن بشود @raziolhossein
دل حرم می شود سحرگاهی که شود صحن دیده تر گاهی قطره آب در مرور زمان می کند در حجر اثر گاهی دل من سخت تر ز سنگ که نیست امتحان کن بر این جگر گاهی ای خریدار بر رضای خدا جنس پس مانده را بخر گاهی یعنی آن قدر بی بها هستم نیستم لایقِ نظر گاهی بین سجاده دیده بر راهم نیمه شب می شود خبر گاهی بنده ای را که دست و پا گیر است همرهت تا خدا ببر گاهی قتلگاهی به پا کنی با ناز گر ازین جا کنی گذر گاهی پسری که کریم زاده بود می کند جلوه پدر گاهی تاج اصحاب یا علی اکبر یابن ارباب یا علی اکبر   تو مطهر شدی ز هر چه بدی تا بگوئی عطای لم یلدی صد و ده بار یاعلی گفتم که تو با کعبه زاده هم عددی همه دلگرمی ام محبت توست یابن لیلا «علیک معتمدی» گر تو شاگرد مجتبی هستی دست خالی نمی رود احدی ناز تو فاطمی تر از همه است راه دل بردن از علی بلدی نوه ارشد دو دریایی موجی از عشق گاه جذر و مدی جای مادر بزرگ تو خالی زود پر زد به وادی ابدی تو ز هر پنج تن نشان داری تو حدیث کسای مستندی جز برای دل ابوفاضل پرده از روی خویش پس نزدی تا خدا پرده از رخ تو کشید چشم عباس مرتضی را دید تا که بابا تو را صدا می کرد محشری در حرم به پا می کرد با نگاهی به قد و بالایت یاد پیغمبر خدا می کرد تو که هستی که پیر میخانه با مناجات تو صفا می کرد ای دل آرام خوش صدای حجاز مأذنه بر تو اقتدا می کرد آتش روی بام خانه تو کوچه ها را پر از گدا می کرد هر کسی داشت نذر پیغمبر به در خانه ات ادا می کرد دور از چشم شور مردم شهر از رخ تو نقاب وا می کرد بوسه ای از لب تو هر دردِ پدری پیر را دوا می کرد گوشه ای می نشست و با زینب نظری سوی مجتبی می کرد بعد می گفت این پسر غوغاست چقدر شکل مادرم زهراست تو ز اجداد خود چه کم داری نسبی پاک و محترم داری وارث آدم و کلیم و مسیح بهر احیای مرده دم داری گشته شش گوشه این حرم یعنی تو جداگانه یک حرم داری تو ز پایین پا ولایت بر کرسی و نون و والقلم داری ما به نام تو سینه زن شده ایم حق شاهیِ بر عجم داری تو که باب الحوائجی بی شک بس که آقایی و کرم داری یک قدم تو عقب تر از عباس بر سر دوش خود علم داری شانه هایت ز بس مودب بود دومین تکیه گاه زینب بود خیز و شمشیر مرتضی بردار بزن ای شیر بر دل کفار زره مصطفی بپوش علی در رکاب عقاب پا بگذار نعره ای زن منم علی اکبر نوه حق حیدر کرار هم چو شیری بزن به قلب سپاه تا بریزی به هم یمین و یسار ضجه کوفه را در آوردی ای ابر مرد عرصه پیکار هر طرف تاب می دهی تیغت پشته سازی ز کشته بسیار تشنگی را بهانه فرمودی رو نمودی به جانب دلدار لب نهادی بر آن لبان خشک گفتی آهسته این سخن با یار کی محاسن سپید در بندم دست خود از محاسنت بردار تا که دل کنده از تو بابا شد بال های شهادتت وا شد ناگه از دشت یک صدا آمد ناله ای پدر بیا آمد پدر آمد ولی چه آمدنی چه کسی گفته روی پا آمد پیرمردی کنار نعش جوان با سر زانو از قفا آمد روضه ات گشته شرح موت حسین وسط هلهله نوا آمد آن چنان نعره زد علی ولدی ناله اش بین که تا کجا آمد دست خود را گرفته روی سر زینب از سوی خیمه ها آمد شد حسین زنده با دم زینب پای معجر میان تا آمد با تن ریخته به هم چه کند نوبت یاری عبا آمد شب جمعه است بس کن ای شاعر چون که مادر به کربلا آمد هر شب جمعه کربلا غوغاست فاطمه روضه خوان کرب و بلاست @raziolhossein
اینک دوباره نور ولا جلوه می کند بار دگر رسول خدا جلوه می کند سرچشمة زلال ولایت که سر زَنَد جام طهورِ آب بقا جلوه می کند در خانة حسین به امرِ خدای او نور تمامِ ارض و سما جلوه می کند یک شِمّه از جمال و جلال پیمبری در آسمان چو شمس و ضحی جلوه می کند این مَه اگر نقاب بگیرد ز روی خود اوج کمال آل عبا جلوه می کند آمد گره گشای جمیع پیمبران حالا تمام معجزه ها جلوه می کند یوسف کجاست تا شود از این جمال مست یوسف ترین جمالِ خدا جلوه می کند عیسی کجاست تا نفسی زنده تر شود احیاگر نفوسِ هُدی جلوه می کند تا خُلق و خوی و منطقِ احمد شود مسیر شهزادة حسین بما جلوه می کند □□□ هنگام رزم بسکه قیامت کند بپا ((رُعبِ بنَصر)) تا به کجا جلوه می کند وقتی که مثل فاطمه فریاد می زند وقت قتال ((بدر دُجا))جلوه می کند شمشیر می زند همه سو یا علی کنان مثل علی بدون خطا جلوه می کند هوهو کنان به لشگر کفّار می زند حیدر کِشان چو شیر خدا جلوه می کند وقتی نقاب می زند از چهره اش کنار انگار مصطفی ز خفا جلوه می کند می رَزمَد از یسار و یمین بر سپاه خصم یک لحظه این پسر همه جا جلوه می کند ترسم دهد بهانه به چشمانِ شور و شوم روزی که بی نقاب دو جا جلوه می کند یک روز درب خانة مادر به رهگذر روزی دگر به دشت بلا جلوه می کند با صد هزار جلوه برون آید از حرم با صد هزار جلوه نما جلوه می کند باید عقیقه داد برایش تمام عمر ذبح عظیم کرب و بلا جلوه می کند چشمش کنند لشگری از چشم شورها آخر به زیر تیغِ بلا جلوه می کند از قلب خیمه می زند آتشفشان برون تا قلب آن سپاهِ جفا جلوه می کند یک ماه پاره بود و تمام سپاه خصم گفتند او هنوز چرا جلوه می کند دُورَش زدند نیزه به پهلوی او زدند دیدند باز هم بخدا جلوه می کند وقتی فتاد هِیمَنه اَش در محاصره گفتند از زمین و هوا جلوه می کند ناگه صدای یا ابتایش بلند شد اینجاست که نوای عزا جلوه می کند حالا شبیه باز شکاری پدر رسید دید از گلوش، خون خدا جلوه می کند گاهی صدای یا ولدی می رسد به گوش گاهی نوای عمّه بیا جلوه می کند حالا علی کنار پیمبر رسیده است دارد برای اهل سما جلوه می کند روز شفاعت از همة کربلائیان او با سپاهی از شهدا جلوه می کند @raziolhossein
امشب به حسین،حق چه ماهی بدهد باشد که به ما اذن نگاهی بدهد عیدی ولادت علی اکبر امشب زحسین هر چه خواهی بدهد ...... بر کشتی عشق ناخدا آمده است ایّوب به طوفان بلا آمده است خشنودی قلب نازنیش صلوات میلاد «جوان کربلا» آمده است ...... ای گرمی بازار تو چون وادی طف! یوسف به تماشای تو آید در صف توصیف تو چون کنم؟ علیّ اکبر! وصف تو بُوَد "اکبرُ مِن اَن یوصَف" @raziolhossein
اول دفتر زنم به نام خداوند واجب عینی است احترام خداوند بعد خدا گویم از گلی که بر او باد از نفس مصطفی سلام خداوند آن گل زیبا رخی که آمده باشد نظم رخش جلوه ی نظام خداوند بسکه شبیه محمد است دوباره "کانَ محمد" بخوان، کلام خداوند تا نظرش باز شد به چهره ارباب باز گشودند لطف عام خداوند رونق الله اکبر است اذانش جلوه ز خونش گرفته نام خداوند (روز علی اکبر است و روز جوان است) (خواهش ما دولت امام زمان است) سر زده از آسمان جمال محمد یا که دمیده مهی مثال محمد این پسر نازنین خلاصه ی عشق است عشق حسین است با خصال محمد بر رخ او قد کشید ابروی احمد بر لب او نقش بسته خال محمد خَلقاً و خُلقاً کپی برابر اصل است وصف علی هست شرح حال محمد روز جوان است و در جوانه ی خاطر گل زده این بیت ایده آل محمد (سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی) (عشق محمد بس است و آل محمد) (روز علی اکبر است و روز جوان است) (خواهش ما دولت امام زمان است) جبریل در او نظر کند به محمد فاطمه بیند در او حسین مجدد صورت او بی نظیر عالم تجرید سیرت او طعنه زن به روح مجرد مثل ابالفضل ماه هاشمیان است مثل علی در شجاعت است زبانزد نام "محمدعلی" از او شده تکثیر واژه "اکبر" از او شده است سرآمد از کرمش کم مخواه "ابن کریم" است می رسد از این قبیله رحمت بی حد من که بخواهم از او زیارت کویش تا به که میلش کشد نگار و چه خواهد؟ (روز علی اکبر است روز جوان است) (خواهش ما دولت امام زمان است) یک نظرش یوسف آفرین دو دنیا لَو کَشَفَ وَجْهَهُ لَماتَ زلیخا موی سیاهش نوید چشمه حیوان طَلعتُه کانَ "والنهارِ تجلیٰ" جان به فدای هوای کرببلایش مَن قُتِلَ فیٖ هواهُ کانَ شهیدا مرگ مرا مرگ عاشقانه بفرما الّلهمَ اجْعَلْ مَحیانا مَحیا... (روز علی اکبر است روز جوان است) (خواهش ما دولت امام زمان است) او علیِ اول سرای حسین است احمد لیلا و مصطفای حسین است شرح "أنا مِن حسینِ" ختم رسل اوست این عظمت خاصّه برای حسین است دست به دامان اکبرش بزن ای دل عیدی روز جوان به پای حسین است خون حسین است خونبهای شهیدان خون خدا نیز خون بهای حسین است غنچه ی زیبای باغ عشق و محبت لاله ی صد چاک کربلای حسین است (روز علی اکبر است و روز جوان است) (خواهش ما دولت امام زمان است) @raziolhossein
جهان هست آفرین را صفای دیگر مبارک به بیت شمس ولایت نزول اختر مبارک طلوع حُسن محمّد که شد مکرّر مبارک جمال احمد مبارک جلال داور مبارک نشاط زهرا مبارک سرور حیدر مبارک ولادت نجل احمد علیّ اکبر مبارک به بزم آل محمّد بیا که احمد به بینی بیا که احمد ببینی فروغ سرمد به بینی فروغ سرمد ببینی جمال بی حد به بینی جمال بی حد ببینی رسول امجد به بینی رسول امجد ببینی علی محمّد به بینی علی، محمّد، شما را طلوع دیگر مبارک به چشم چشم الهی دمی که صورت گشاید به هر نگاهش زبابا هزار دل می رباید سزد که شخص محمّد ثنای او را سراید سلام بر آن جمالی که دشمن او را ستاید به وقت دیدار او دل به یاد پیغمبر آید چنین شکوه و جلال و جمال و منظر مبارک حسین و عبّاس و زینب گرفته بر روی دستش زنند گل بوسه بر رخ به یاد عهد الستش سر بشر خاک راهش دل ملک پای بستش دل از پدر می رباید دو چشم یکتا پرستش فدای یک تار گیسو وجود، با کلّ هستش ملاحت طلعت او به صنع داور مبارک حسین و لیلا و زینب شکفته از خنده ی او چراغ آل محمّد جمال رخشنده ی او کمال ایمان، شهامت، وفا ادب، زنده ی او جلال، عزّت، کرامت، شرف، کمین بنده ی او هماره نام نکوی علی برازنده ی او به خاندان ولایت علیّ دیگر مبارک تمام خلقش محمّد تمام خویش محمّد بهار حسنش محمّد بهشت رویش محمّد شعاع چشمش محمّد شکنج مویش محمّد چه عطر و بویش محمّد چه گفتگویش محمّد به دیده ی جدّ و مام و اب و عمویش محمّد بر او شکوه محمّد زپای تا سر مبارک حقیقت مصطفی و جلالت چار امامش سلام داور به جدّ و به جدّه و باب و مامش جلال زهرا جلالش مقام عصمت مقامش علی است آری، از آن رو، علی نهادند نامش زحیّ داور درودش زکلّ خلقت سلامش ولادت این پسر را بگو به مادر مبارک به کلّ مخلوق، مولا به ملک معبود، والی وجود او کربلایی زدوره ی خردسالی زشوق و شور شهادت هماره حالی به حالی شبیه جدّش محمّد نظیر مولی الموالی به پیش سر و قد او قد شهادت هلالی هزار زخمش به پیکر زتیر و خنجر مبارک به دل تجلاّی داور به چهره تصویر حیدر به سینه اخلاص زهرا به دست شمشیر حیدر دعا مناجات بابا، صداش تکبیر حیدر جبین و خال و خط و رخ تمام تفسیر حیدر به بزم ها عبد صالح به رزم ها شیر حیدر امام سجّادِ ما را چنین برادر مبارک فتاده آتش به دریا زهرم داغ لب او به سینه ها تا قیامت شرار تاب و تب او گرفته روح عبادت شب از نماز شب او ملک دل از دست داده به نغمه ی یارب او چراغ جان جوانان تجلّی مکتب او به نسل پاک جوان این خجسته رهبر مبارک عروج ایثار و ایمان علیک منّی سلامش به ذات معبود، ممسوس، زهی جلال و مقامش پیام احمد رسانده به موج خون بر امامش تمام کرب و بلاهات کتاب خون و قیامش به نخل «میثم» دهد بر، فضیلت ناتمامش به طبع او این عنایت به نخلش این بر مبارک @raziolhossein
به جهان بار دگر لطف دگر داده خدا تا که بر دوحۀ دین باز ثمر داده خدا قمری سر زده از بُرج ولایت کامشب جلوه بر دهر از این طرفه قمر داده خدا شب میلاد علی‌اکبر و زهرا شاد است که به نور بصرش نور بصر داده خدا به حسین‌بن‌علی داده خداوند علی پسر فاطمه را نیز پسر داده خدا پدری همچو حسین و پسری همچو علی گهری پاک به این پاک‌گهر داده خدا به تو یا فاطمه تبریک و تهیت بادا که به فرزند تو فرزند دگر داده خدا رحمت و مکرمت و علم و حیا، فضل و کمال این همه حُسن به این تازه پسر داده خدا اَشبَه‌ُالنّاس به پیغمبر و ماتم که مگر باز پیغمبر دیگر به بشر داده خدا؟ صاحب شوکت و فر، اوست که ملک دین را از شکوه قدمش شوکت و فر داده خدا ای که قد قامت عشاق بُوَد قامت تو! ز قیامت به قیام تو خبر داده خدا خُلق و خَلق نبوی، علم و کمال علوی ای علی جان!همه را بر تو مگر داده خدا؟ در شجاعت چو حسین و به صبوری چو حسن ارث بر تو ز عمو و ز پدر داده خدا حکم‌بردار تو گردیده قضا هم چو قدر آری‌آری به تو این گونه هنر داده خدا ناصر دین خدایی تو و دِین خود را به فداکاری تو فتح و ظفر داده خدا شاهد زندۀ جانبازی تو کرب و بلاست بر تو میراث شجاعت ز پدر داده خدا بهتر از دولت مهر تو و آبائت نیست هر متاعی که بر ابناء بشر داده خدا همه دردی به دوا می‌رسد از خاک درت وه که در خاک تو این قدر اثر داده خدا من تو را فطرسم ای آن‌که ز مهد پدرت! باز بر فطرس پر سوخته پر داده خدا از دو عالم به تو دل بستم و دارم ز تو چشم حَمدلله به من این حُسن نظر داده خدا دست از دامن لطفت نکشم تا به ابد که مرا مهر تو در عالم ذر داده خدا این هم از نعمت شیرینی تمجید شماست که سخن‌های مرا شهدِ شکر داده خدا بر «مؤید» ز غم عشق تو همچون «خسرو» سینۀ سوخته و دیدۀ تر داده خدا بهر مدّاحی اجداد گرام تو بُوَد طبع وارسته که بر این دو نفر داده خدا مرحوم @raziolhossein
دل از ما بُرد و او را حضرتِ دلبر تصوّر کن جهان را اینچنین با جذبه ای دیگر تصوّر کن صدایش زد علی تا چشم ِ دشمن کورتر باشد دلِ اربابمان را خانۂ حیدر تصوّر کن وجودِ این پدر-فرزند ممسوس خدا بوده ست دو روح ِ پاک را در یک تن و پیکر تصوّر کن سرِ شهزادۂ ما را به «تاجِ زر» نیازی نیست به جای خاک؛ زیر هر دو پایش «زر» تصوّر کن چه مجنونانه میزد شانه موهای جوانش را از این تصویر؛ لیلا بودنِ مادر تصوّر کن تداعی شد علی تا با غضب شمشیر را برداشت عبایش را به دوش انداخت! پیغمبر تصوّر کن برادر زاده شیرین است! پس با شوق بی پایان... کنار عمه جان زینب علی-اکبر تصوّر کن ¤ برای آخرین دیدار سمتِ خیمه راهی شد همیشه روضه ها را اول از آخر تصوّر کن فرود آمد به روی پیکرش بارانی از نیزه گُلی را زیر پا افتاده و پرپر تصوّر کن! @raziolhossein
از بس که شبیه مصطفایی اقا در منطق و در خلقت و خُلق و سیما با دیدن روی تو ملائک گفتند..... صلّوا علیه، وسلّموا تسلیما ....... در دست برات دارد امشب ارباب شادی و نشاط دارد امشب ارباب شکرانه میلاد علی اکبر ختم صلوات دارد امشب ارباب @raziolhossein
تا آمدم مَدحِ علی اکبر بگویم دیدم فقط باید زِ پیغمبر بگویم از خُلق و خو و مَنطقِ مانندِ احمد حتّی از اینها هم بَسی بَرتر بگویم با این جَلال و این جَمال و این کَمالات لایق ترین باشد به او حِیدر بگویم از هر کدام از پَنج تَن دارد صِفاتی باید که اوصافَش به صَد دفتر بگویم او وارثِ اَلقاب و اَذکارِ شَریفَه است "ذِکراً کَثیرا" هَر دَم از کوثر بگویم شَرحی بر اَسماءِ اِلهی جُز عَلی نیست دیگر تَوانم نیست گویاتر بگویم! ایثار کرد و جِلوه اش مَستور مانده بَر این "عَلی" باید فَقط "اَکبر" بگویم مثلِ حَسَن او هم کَریم و سُفره دار است از خِیلِ حاتم های پُشتِ دَر بگویم تو مَظهَرِ "یا حَیّ" و "یا قَیّوم" هستی "اوّل" بگویم بَر تو یا "آخَر" بگویم؟ من "یاعَلی" گفتم وَ "یا اَعلی" شِنیدم "باطِن" بگویم بَر تو یا "ظاهِر" بگویم؟ "یا سابِق" و "یا رازِق" و "یا فَرد" و "یا وِتر" سِرّی و جایِز نیست اَفزون تر بگویم! اِمشب سَرِ سَجّاده ماندَم دَر تَحَیُّر "اَللهُ اَکبَر" یا "عَلی اَکبَر" بگویم؟! بعد از اَبَاالفَضلی، عَلمدارِ قَبیله باید به تو آب آورِ دیگر بگویم فَرزندِ لِیلا هستی و لیلیِ مایی مَجنونم و دَر سَجده "یا دِلبَر" بگویم از اِنتِسابِ مادَریِ خود گُذَشتی بر این بَصیرت، مَرحَبا یِکسَر بگویم رَزم آوَرانه می زَدی بَر قَلبِ لَشگر حَقّ است بَر تو فاتِحِ خِیبَر بگویم با جَذر و مَدِّ تیغِ تو از بَس که سَر ریخت بر این زمین باید که "کوهِ سَر" بگویم اَصلاً نمی آید دِلم از قتلگاه و از رَفتنَت تا آخَرِ لَشکر بگویم اصلاً نمی آید دلم از پِیکری که شُد اِرباً اِربا با لَبِ خَنجَر بگویم رفتی و بابای تو شُد پیر و شِکَسته حالا چِگونه از حَرَم دیگر بگویم... @raziolhossein
مدینه و گل لبخند سیدالشهداست شب است و خانه ثارالله و چراغ هداست خدا عجب پسری داده بر امام حسین که پای تا به سر آیینۀ رسول خداست علی است نام و علی جلوه و علی آئین علی جلال و علی صورت و علی سیماست تمام چشم شده بـاغبان گلشن وحی نگاهش از همه جانب به لالۀ لیلاست تمامِ نـور بـود ذرّه، روی او خورشید تمامِ حسن بود قطره، حسن او دریاست خدا بـه یوسف زهرا دوباره یوسف داد چه یوسفی که سراپای یوسف زهراست هر آنکه دید جمال ورا به حیرت گفت محمد است ؟علی؟ یا که سیدالشهداست؟ محمد است علی؟ یاحسین؟ یاحسن است؟ به پنج تن قسم این حُسن کلِّ پنج تن است ز بـحر نـور درخشید گوهری دیـگر و یا به دست خدیجه است کوثری دیگر مـدینه مکه شده، مکه بیت عبـدالله کنـار آمنه بینـم پیمبـری دیـگر و یا که مکه شده خانۀ امام حسین و یا ز کعبه درخشیده حیدری دیگر دوباره فاطمه آورده یک امام حسن و یا عیان ز حسین است منظری دیگر مـگر که ام‌بنین بـاز زاده عبـاسی ظهـور کرده زعبـاس، منظری دیـگر مگر دوبـاره حسینی دگـر ظهور کند که بـاز جلوه کند روی اکبری دیـگر به جز درِ حرمش را که باب قرب خداست خداشناس نیـم گر زنـم دری دیـگر همین بس است مرا لطف و رحمت وکرمش که جان کبوتر بام و دلم بود حرمش قدش چو نخلۀ طوبا و هر دلی چمنش رخش چراغ وجود و وجود، انجمنش عجب مدار اگر آید از ریاض بهشت زند رسول خدا بوسه بر لب و دهنش ز مکتبِ «اَوَلَسنا عَلَی الحق‌»اش پیداست که جان تازه دهد بر حسین، با سخنش هزار قـافـله دل از پیمبران خـدا زدند چنگ محبت به زلف پر شکنش تن مطهـرش از جان پاک نیکوتـر سلام خلق و سلام خدا به جان و تنش عجب نـدارم اگر بشنوند بوی بهشت هزار یـوسف مصری ز بوی پیرهنش قرار می‌دهد از دست، روی دست پدر زبس که عاشق شمشیرها بـود بدنش گشوده دیده به رخسار دلربای حسین به عالم آمده تا جان کند فدای حسین نخورده شیر بـود تشنه کامِ جامِ الست به غیر دوست زده پشت پا به هر چه که هست علی، حسین، حسن، زینبین یـا عباس به هم دهند او را همچو لاله دست به دست دو دست در دل قنداقه و دو چشم به دست دلش بـه سلسلۀ زلف یـار شد پـا بست گرفت جان به کف و ایستاد بر سر پا به زخم‌های تنش چوبه‌های تیر نشست سلامِ عشق بـر آن عاشق خداجـوئی که هر چه را به جز عهد دوست بود،شکست روا بود که ننوشند خلق، آب حیات زجام او که زجام عطش بود سرمست اگـر نبـود خطا، آشـکار می‌گفتم که این پسر بود از کودکی حسین پرست جهان فداش که تا پای جان حسینی بود هنوز نامده در این جهان حسینی بـود الا تمام محمد به خلق و خوی و مرام به خلق و خوی و مرام محمدیت سلام! تـوئی شهید ولایت که از ولیت درود توئی علی که ولیِّ خدات گفته سلام شب ولادت تو آسمان به حیرت گفت: که صبح یازدهم کس نـدیده مـاه تمام قیام‌ها بـه قیـام تـو متصل بـایـد که زندگیت سراسر قیام بـود قیام توئی که از شب میلاد بر قد و قامت قُماط بـود بـه حج شهادتت احـرام شهادت تـو بـه تـوحید آبـرو بخشید ولایت تو همان دین ماست در اسلام اگر چه نیست نکوتر عبـادتی ز نماز بدون مهر تـو حتی بـود نماز حرام هماره نـور دهد مشعل هدایت تـو تمام طاعت "میثم" بود ولایت تو @raziolhossein