#امام_حسین_مناجات
احساس میکنم که شبیه کبوترم
هرگز به غیر بامتو جایی نمیپرم
از لحظهای که پای بساط تو آمدم
مشمول لطف دائم زهرای اطهرم
حتی حبیب هم به دلم غبطه میخورَد
هرجا میان روضهی تو فیض میبرم
بالای عرش میرسم از بین روضهها
آندم که در عزای تو پایین منبرم
هرگز ملائکه به مقامم نمیرسند
وقتی که در حسینیه پای سماورم
هیات، محل تربیت خانوادههاست
سینهزدم کنار پدر، با برادرم
گریهکن مجالس روضهست مادرت
جاروکش مجالس روضهست مادرم
جاماندم از زیارت ششگوشه یاحسین
این غصه را کجا ببرم؟ خاک بر سرم
شبهای جمعه فاطمه مهمان کربلاست
آید صدای نالهی بیبی بیحرم:
از فرط غصه موی سر من سفید شد
لبتشنه و گرسنه حسینم شهید شد
#محمد_زوار
@raziolhossein
#امام_حسین_مناجات
#شب_جمعه
از بس حسین بخشش بسیار می کند
لطفش مرا همیشه بدهکار می کند
این اشک های قیمتی روضه های او
خیلی برای عاقبتم کار می کند
دستش درست انکه دلم را به دست عشق
در این جهان دین زده دیندار می کند
او دلبرانه بین من و هر چه غیر خود
با دست های عاطفه دیوار می کند
با دانه های اشک که خون نامه های ماست
ما را چه عاشقانه وفادار می کند
خاکش مسیح بود و چه زیبا دل مرا
دوری کربلاش گرفتار می کند
#حسن_کردی
@raziolhossein
May 11
#حضرت_معصومه_شهادت
فراق رفته نشانه دلی مطهر را
گرفته بغض به دستش گلوی خواهر را
نسیم با خودش آورده عطر و بوی رضا
کشیده بر رخ خواهر غم برادر را
فقط نه اینکه برادر برای او پدر است
همان که برده دل بی قرار دختر را
یکی به طوس غریب است و دیگری ساوه
کشیده دست فلک عکس هجر دیگر را
شده است حب علی علت غریبی شان
شدند وارث جرمی که کشت مادر را
همان کبوتر زخمی که پشت در افتاد
برای حفظ ولی داد از کفش پر را
همان که خورد لگد از حرامزاده ی پست
ولی نکرد رها دست های رهبر را
میان جنگ در و سینه میخ شد پیروز
شکست آینه ی حق نمای حیدر را
همین نبود که، مسمار هم کمک میکرد
زمین زدند به ضربی امیر خیبر را
نفس اسیر قفس شد میان سینه تنگ
که آخر این نفس تنگ کشت کوثر را...
#علی_اکبر_نازک_کار
@raziolhossein
#حضرت_معصومه_شهادت
جاي شُكر است كه قم ، خار دل آزار نداشت
سـنـگ با ساحتِ پيشانيِ تو كار نداشت
جاي شُكر است كه برعكس دمشق اين وادي
چشــم ناپـاك ، سر كوچه و بازار نداشت
قُـم "علي" داشت به لب لحظه ي استقبالت
واي بر شام كه از سـبّ علي ، عار نداشت
روســپيديِ قمي ها ، عــوض شــامي ها
احتياجي به نشان دادن و اِظهــار نداشت
چون ادب كرده ي دستان كريـمـان بودند
ناز رقّـاصه در اين خطّه ، خريدار نداشت
دسته دسته به سر محمل تو گُل باريد
ساقه ي هيچ گلي بر تن خود ، خار نداشت
درد سر ساز نشد فاطــمه بودن در قـم
كار با پهلويت اينجا در و ديوار نداشت
سـدّ راهت وسط كوچه نشد هيچ كسي
عطش خون تو را حَنجرِ مسمار نداشت
تو پـرستار فراوان به كنارت بود ، آه
فاطمه جُـز عليِ خسته پرستار نداشت
همه با گريه ي تو گريه كُنان ضجّه زدند
در غـمت هيچ كسي غـيرِ دل زار نداشت
قم پس از دفن تو تا چند صباحي بانو
روزهايش به خدا ، غيرِ شبِ تار نداشت
ميثم شهر تو با داشتن چــــندين نخل
مدح مي گفت ولي سر به سر دار نداشت
سائلت را به صف حشر خُدا آمرزيد
چون به جز دوستيِ حيدر كرّار نداشت
#محمد_قاسمی
@raziolhossein
#حضرت_معصومه_شهادت
آمد به مشرق مِهر خاور را ببیند
اما نشد روی برادر را ببیند
در حسرت دیدار او بود از مدینه
میخواست تا مرات کوثر را ببیند
در خاطرش عکس رضا را قاب کرده
باشد که تمثال پیمبر را ببیند
میخواست تا حیران آن قد و قیامت
پا تا سرش را جلوه ی حیدر ببیند
هنگام دلتنگی جوادش را نظر کرد
گویا که زینب حضرت اکبر ببیند
یارب چه حالی میکند پیدا برادر
در شهر غربت داغ خواهر را ببیند
اما رضا با دیدن معصومه خواهر
میخواست تا زهرای اطهر را ببیند
موسی ابن جعفر را خبر کن ای مسیحا
آید به قم غوغای دختر را ببیند
در روز استقبال او محشر به پا شد
روز فراقش حشر دیگر را ببیند
در آن کویرستان داغ از داغداران
سرچشمه ها و دیده تر را ببیند
#محسن_غلامحسینی
@raziolhossein
#حضرت_معصومه_شهادت
ای سایه ی بالا سرِ خواهر، برادر!
ای جانِ از جانِ خودم بهتر، برادر!
خواهر همان احساس مادر بر برادر
دارم برایت می شوم مادر، برادر!
ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز
یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز
یك بارِ دیگر بر سرم سایه بیانداز
بر خواهرانش سایه دارد هر برادر
چیزی به غیر از چشم تر دارم، ندارم
از گوشه ی زندان خبر دارم؟ ندارم
اصلاً نمی دانم پدر دارم-ندارم
دیدم كمالاتِ پدر را در برادر
از جانب زُلفت صبایی می فرستی؟
با التماس من دعایی می فرستی؟
دارالشِفای من دوایی می فرستی؟
افتاده ام در گوشه ی بستر، برادر!
اینجا مسیرِ كوچه تا خوب است خوبم
وقتی نگاهِ مردها خوب است خوبم
حالا كه احوالِ رضا خوب است خوبم
از بس فنا گردیده ام من در برادر
در كوچه ها با حالِ بیمارم نبردند
وقتی رسیدم، سمتِ بازارم نبردند
این معجری را كه سرم دارم نبردند
این جا چه شأنی دارد این معجر، برادر!
ای كاش مرغی را كسی بی پَر نبیند
جسمِ برادر را كسی بی سر نبیند
هر كس ببیند كاش كه خواهر نبیند
افتاده روی تلِّ خاكستر برادر
نه تو جسارت دیده ای نه من جسارت
نه تو اسارت دیده ای نه من اسارت
نه تو به غارت رفته ای نه من به غارت
پس ما دو تا قربانِ آن خواهر-برادر
با نیزه ای تا شاه را از حال بردند
یك یك تماماً رو سوی اموال بردند
هر آن چه را كه بود در گودال بردند
تسبیح عبا عمامه انگشتر ، برادر
#علی_اکبر_لطیفیان
@raziolhossein
#حضرت_معصومه_مدح
رواق دختر موسى بن جعفر است این جا
حریم فاطمه بنت پیمبر است این جا
درِ بهشت برین گر طلب کنى به خدا
ببوس با ادب آن را که آن در است این جا
زمین قم به مثل چون صدف بُوَد آرى
وجود حضرت معصومه گوهر است این جا
ببند عقد نماز اندر این مقام رفیع
که جاى گفتن الله اکبر است این جا
مخوان به خلد برینم ز کوى او واعظ
براى من ز دو صد خلد، برتر است اینجا
حبیبه ی حق و ریحانه ی رسول و على
یگانه دختر زهراى اطهر است این جا
ببوس از سر صدق و صفا ضریحش را
که مورد نظر حىّ داور است این جا
مسیح زنده شود در حریم این بانو
عجب ز فیض دمش روح پرور است اینجا
ز یمن موکب اجلال فاطمه بنگر
که درّ تاج سر هفت کشور است این جا
فروغ روضهی او پرتو افکن است به مهر
چرا که مطلع خورشید انور است این جا
اگر به دیده ی ادراک بنگرى بینى
که مهر و ماه هم از ذرّه کمتر است این جا
از آن شدند سلاطین مقیم در کویش
که خاک درگه او زیب افسر است این جا
کند به درگه او سجده صبحدم خورشید
که از فروغ ولایت، منور است اینجا
اگر تجلى حق بینى از در و دیوار
عجب مدار که دخت پیمبر است این جا
تبارک الله از این روضه ی بلند رواق
که از تصوّر و از وصف برتر است این جا
برو طهارت دل کن بیا به روضه ی او
که جاى مردم پاک و مطهّر است اینجا
از آن پناه به کوى تو آرم اى بانو!
که فیض روح ز لطفت میسّر است این جا
مرا که نام بُوَد حیدر، آمدم به درت
چرا که نور دو چشمان حیدر است این جا
زمین قم شده روشن از آن به غیب و شهود
که نور حق به جمالت برابر است این جا
ز آفتاب قیامت، غمى نخواهد بود
مرا که سایه ی لطف تو بر سر است این جا
سزد که «معجزه»! قم هم چنان بهشت بُوَد
چرا که دختر موسى بن جعفر است اینجا
#حیدر_تهرانی_معجزه (فرزند مرحوم #مرشد_چلویی_ساعی)
@raziolhossein
#حضرت_معصومه_مدح
چشم دلم به سمت حرم باز میشود
با یک سلام صبح من آغاز میشود
پر میکشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه لحظه پرواز میشود
قفل دلم شکسته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز میشود
فهمیدهام ز حکمت ایوان آینه
اینجا دل شکسته سببساز میشود
کو چشم روشنی که ببیند در این حرم
هر روز چند مرتبه اعجاز میشود
اعجاز توست اینکه دلم یاکریم توست
قلب تپنده حرم قم، حریم توست
اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است
از نفحه شهود و تجلی معطر است
برپا شده است مکتب قرآن و اهل بیت
دارالعلومِ مریم آل پیمبر است
اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است
خاک در حریم تو علامه پرور است
چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست
اینجا چقدر چشمه جوشان کوثر است
تنها پناهگاه دلم صحن آینه است
وقتی دلم از آه زمانه مکدر است
هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل
دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است
صحن تو غرق بوی گل یاس میشود
اینجا حضور فاطمه احساس میشود
با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه
اینجا دمیده کوکب اقبال فاطمه
بیاختیار پای ضریحت رسیده است
هر زائری که آمده دنبال فاطمه
دارد تمام مرقد تو بوی آسمان
اینجاست سایه سار پر و بال فاطمه
فرمود آشیانه امن الهی است
صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه
خورشید آل فاطمه از راه میرسد
هر سال ما اگر که شود سال فاطمه
ای عمه امام زمان! کاش در حرم
یک صبح جمعه لایق دیدار میشدم
خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا
محبوبه حبیب خدا إشفعی لنا
آرامش و قرار دل ثامن الحجج
ای زینب امام رضا(ع) إشفعی لنا
عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت
ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا
در هر سحر به سوی ضریح اجابتت
میآورم دو دست دعا إشفعی لنا
روی سیاه و بار گناهان ما کجا
لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا
مهر و ولایتت شده حبل المتین ما
در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا
یوم الحساب تو همه امید شیعهای
تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعهای
با حبّ تو کسی که دلش را محک زده
طعنه به پارسایی حور و ملک زده
سرشار از زلالی نور یقین شود
در مرقد منور تو قلب شک زده
از چشمههای فیض تو سیراب میشود
هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده
تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست
بر گنبد تو دست توسل فلک زده
شبهای جمعه طوف حرم میکنم ولی
گویا کسی به زخم دل من نمک زده
دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا
قلبم برای دیدن شش گوشه لک زده
امشب گره گشاست دم یا رضا رضا
در دست توست تذکرهی کربلای ما
#یوسف_رحیمی
@raziolhossein
#حضرت_معصومه_مدح
دختر فاطمه هستی و منم نوکرتان
اهل بیتم به فدای پدر و مادرتان
نگذارید که دل بسته جایی بشویم
بگذارید بمانیم به دور و برتان
کاش در صحن تو می شد که کبوتر باشیم
تا که هرروز بگردیم به دور سرتان
از طفولیت خود عالمه بودی بانو
فیض بردند بزرگان همه از محضرتان
چون علی دگری خلق نشد هیچکسی
نیست هم کفو شما تا بشود همسرتان
عصمت فاطمه در تو متجلی شده است
که شدی وارث معصومیت مادرتان
با ورود تو به قم شهر قیامت شده بود
صف کشیدند ملائک همه در محشرتان
صاحب خانه تویی ما همه مهمان توایم
آمدی تا بشود کشور ما کشورتان
آنقدر دور و برت پر شده بود از محرم
باد هم دست نینداخته بر معجرتان
لحظه آخرتان جای برادر خالی است
همدم و همنفسی نیست دم آخرتان
#آرش_براری
@raziolhossein