eitaa logo
رِضــوان|🇵🇸🇮🇷
287 دنبال‌کننده
677 عکس
282 ویدیو
0 فایل
بـسم‌الله‌الـرحـن‌الرحیـم اینـجا؟ جایی‌برای‌سکوت‌نکردن‌درروزهایی‌که‌نبایدساکت بود وتولید محتوای" مثلا مفید" مـا؟ شیعه‌امیرالمؤمنین کپـی؟ اینجا‌وقف مولاست.. یه‌چای‌بهشتی‌ام مهمون‌ماباش [ תהיו אומללים. | بیچاره خواهید شد. ] اللـهم‌عـجل‌الـولیک‌الـفرج
مشاهده در ایتا
دانلود
دست به کار شید
هرکی چند بار بزنه و متن گزارش این باشه :
توهین به ملت ایران، توهین به مقدسات، توهین به مردم ایران، توهین به رهبر شهید، ضدیت با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، مزدوری بیگانه، مخل امنیت ملی ، ابراز خوشحالی از حمله بیگانه آمریکا و اسرائیل شیطان، توهین به امت اسلامی.
♦️ تیم سایبری موساد با اکانت (کاربرایتا) درحال ارسال پیام به اعضای کانالها وگروههای ایتا هستندپیام میدهندو نسخه جعلی ایتا را ارسال میکنند درقالب بروزرسانی ایتا به هیچ عنوان پیام راباز نکنید و برنامه رو هم نصب نکنید تلفنتان هک میشود... ..
حالا هی بگو این ترامپ به شما وفا نکرده...❗
هدایت شده از - کافـ‌صاد .
- یـه سـَدّ نووووری مـون نشه ؟ : ) سوره فـَتـح دعای چهاردهم صـَحیفه سـَجادیه دعای تـَوسل مثـه نـَماز واجب ، جدی بـگیریـم 💀☕ . -
مهر یا آبان سال گذشته بود. یکی از مجروحین پیجری لبنان نشسته بود مقابلم و به درخواست من داشت ماجرای انفجار پیجرش رو تعریف کرد، تراژدی غافلگیری و جراحت که تمام شد، گفت: ما هرگز فکر نمی کردیم سیدحسن رو از دست بدیم. حزب الله بدون سیدحسن برامون متصور نبود. خدا دید خیلی روی سید حساب کردیم این امتحان رو ازمون گرفت. عده ای بعد از سید در فاز سوگواری و "بیچاره شدیم" و "دیدی چه خاکی توی سرمون شد؟" گیر کردند و عده ای سریع خودشون رو جمع کردند و گفتند: "تا حالا هم خدای سید، حزب الله رو می چرخونده. خدا که نمرده." پرسیدم: "مگه قبلش نمی دونستید که اراده ی خدای سیدحسنه که داره حزب الله رو پیش می بره؟" گفت: "چرا. ولی وقتی می خوای به قله برسی به مرور مسیرت سربالایی تر می شه. از یه جایی به بعد طی مسیر صعودی به نیروی ایمان بیشتری احتیاج داشت و توحید قوی تر می خواست. خدا خواست توحید ما بیشتر بشه تا مسیر برامون قابل ادامه دادن باشه. من سرتکان می دادم و حرفهایش را توی دفترم می نوشتم. تا اینکه گفت: "مطمئن باشید خدا از شما هم این امتحان رو می گیره! مسیر ما یکیه." خودکار توی دستم خشک شد. سرم را بلند کردم و نگاهش کردم. منتظر واکنش من بود. ولی من همیشه از این فکر طفره رفته بودم. هرگز حتی در خیال خودم هم نبودن آقا را نمی توانستم تصور کنم. به محض اینکه چنین خیالی به خاطرم خطور می کرد با خودم می گفتم: "ان شالله من اون روز نیستم." ولی جانباز پیجری آن روز را یکهو زنده کرد و کوبید توی صورتم. چه خوب که چشم نداشت چهره بهت زده من را در آن لحظه ببیند. اما سکوتش می گفت که منتظر است چیزی بشنود. دهنم کویر لوت شد. کلمه ها یکجا در زمین فرو رفتند. تارهای صوتی م اعتصاب کردند. درجا لال شدم. حرفی که گفته بود معقول به نظر می رسید. من نباید آن قدر همه امیدم را به آقا گره می زدم. توحید بیشتر و ایمان بیشتر را می خواستم یا آقا را؟ بعد از جلسه تا خانه به این فکر کردم که اگر در حضور آقا بتوانیم توحیدمان را بیشتر کنیم، خدا مجبور نمی شود با بردن آقا این کار را با ما بکند. ولی ظاهرا نشد. نتوانستیم. حالا که امتحان شدیم باید بتوانیم خودمان را تا قله بکشانیم. ما برای این قسمت انتهایی خیلی هزینه داده ایم. دست ها را بگذاریم روی زانوهایمان و راه بیفتیم. همه ی هم مسیرها هم بیایند. بسم الله. دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
هشدار و پاسخ کوبنده سپاه پاسداران به امارات 🔹️حساب سپاه پاسداران نوشت: اگر امارات تا این حد برای بازگشت سفیرش‌ در ایران عجله دارد، می‌توانیم او را با اولین موشک مستقیما بفرستیم بیاد.
هدایت شده از Merida 🎀
عاشقانی که مدام از فرجت میگفتند عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری...
هدایت شده از حُجره ۵۷
@hojreh_57InShot_20260303_132233033_۲۰۲۶_۰۳_۰۳_۱۳_۲۴_۱۹_۹۷۴.mp3
زمان: حجم: 4M
🎙روایت ۱۴۰۰ سال فراز و نشیب و پرچمی که بر زمین نمی‌ماند :)!🇮🇷 + پادکستی تولید شده توسط ِ اهالی ِ حُجره ۵۷ 🕶🤞🏻 🎧 | 📻 [ @hojreh_57 ]