هدایت شده از محسن مجتهدزاده « شیخ قمی »
قسمت سوّم کلام بنده، تشکّر صمیمانه از رزمندگان شجاعمان است که در شرایطی که ملّت و وطن عزیزمان به طور مظلومانهای مورد تهاجم رئوس جبههی استکبار قرار گرفته، با ضربات کوبندهی خود راه دشمن را سد کردهاند و آنان را از توهّم امکان تسلّط بر میهن عزیز و احیاناً تجزیهی آن خارج نمودهاند.
برادران عزیز رزمنده!
▪️خواست تودههای مردم، ادامهی دفاع مؤثّر و پشیمانکننده است.
(اینجا رهبر دارند تکلیف مارا معلوم میکنند مطالبه آن وظیفه ماست.)
▪️ همچنین قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگهی هرمز باید استفاده شود. (تا امام جامعه اذن ندهند همچنان باید مسدود بماند مطلقا)
در مورد گشودن جبهههای دیگری که دشمن در آن تجربهی ناچیزی دارد و بشدّت در آن آسیبپذیر خواهد بود، مطالعاتی صورت گرفته است و فعّالسازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت.
▪️بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب
امام سید مجتبی خامنه ای مدظله
هدایت شده از محسن مجتهدزاده « شیخ قمی »
646.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فریاد انتقام ملت
حضرت آیتالله خامنهای:
«فریاد انتقام ملت ایران، سوخت حقیقی موشکهایی بود که پایگاه آمریکایی را زیر و رو کرد.»
۱۳۹۸/۱۰/۲۷
در زمان حسن روحانی اونها تمایلی به درگیری با آمریکا نداشتند و عاشق مذاکره بودند...
لذا حضرت آقا دارند خط را برای مردم نشون میدهند
تا مردم مطالبه گری جدی نکنند
مسولین حرکت نمیکنند...
در روزهایی که بحث آتشبس و مذاکرات پس از جنگ مطرح شده، تحلیلها و روایتهای مختلفی در فضای رسانهای و افکار عمومی شکل گرفته است. حتی در داخل آمریکا نیز برخی واکنشها نشاندهنده اهمیت تحولات اخیر است. برای مثال، کریس مورفی، سناتور آمریکایی، گفته است اگر حتی بخشی از روایت ایران درباره توافق را بپذیریم، ترامپ در عمل پذیرفته که کنترل تنگه هرمز را به ایران واگذار کند؛ موضوعی که به گفته او شگفتآور است، زیرا اقدامی نظامی انجام شد که ظاهراً در نهایت به ایران کنترلی بر یک آبراه حیاتی داده که پیش از آغاز جنگ در این سطح وجود نداشت.
از سوی دیگر در داخل آمریکا نیز انتقادها بالا گرفته است. دنیل گولدمن، نماینده کنگره که پیشتر هدایت نخستین تحقیقات استیضاح ترامپ را بر عهده داشت، مدیریت او در این جنگ را آشفته و نامنظم توصیف کرده و حتی پیشنهاد داده برای برکناری فوری او از متمم بیست و پنجم قانون اساسی استفاده شود. چنین واکنشهایی نشان میدهد این جنگ برای آمریکا و دولت ترامپ نیز تبعات سنگینی داشته و حتی از آن به عنوان «باتلاق ترامپ» یاد میشود.
اما پرسش اصلی برای مردم ایران این است که در این شرایط چه باید کرد. تجربههای گذشته نشان داده است که در مقاطع حساس، برخی تحلیلگران تلاش میکنند روایتهایی از پیروزی یا دستاوردها ارائه دهند که لزوماً با واقعیتهای ملموس همخوانی ندارد. همانگونه که در زمان برجام نیز برای اثبات موفقیت توافق، به عصبانیت اسرائیل استناد میشد و گفته میشد همین مخالفتها نشانه خوب بودن توافق است؛ در حالی که نتیجه آن تجربه بعدها روشن شد.
بنابراین مهم است که مردم این بار فریب بازیهای رسانهای را نخورند و معیارهای عینی و قابل سنجش را مبنا قرار دهند. اگر واقعاً آمریکا شروط ایران را پذیرفته است، نشانههای آن باید در عمل دیده شود: از جمله آغاز تخلیه پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و لغو کامل تحریمهای ایران. چنین اقداماتی ملموسترین معیار برای سنجش واقعی بودن هر توافقی خواهد بود. در غیر این صورت، ممکن است مذاکرات صرفاً بهانهای برای تجدید قوای دشمن و آمادهسازی برای درگیری دوباره باشد.
در عین حال باید به این نکته توجه داشت که پایان هر جنگی در نهایت پای میز مذاکره رقم میخورد؛ چه در قالب صلح، چه در قالب شکست و چه در قالب پیروزی. مسئله اصلی این است که نتیجه مذاکرات تا چه اندازه منافع و شروط طرف پیروز را تأمین میکند. شروطی که از سوی ایران مطرح شدهاند اگر به طور کامل پذیرفته شوند، به معنای تحقق کامل خواستههای ایران خواهد بود و حتی پذیرش بخشی از آنها نیز میتواند دستاورد مهمی محسوب شود.
با این حال نباید تصور کرد که چنین مذاکراتی لزوماً به «صلح پایدار» با آمریکا منتهی میشود. بسیاری معتقدند که در بهترین حالت، آنچه حاصل میشود نوعی «قهر پایدار» است؛ وضعیتی که در آن تضاد بنیادین میان دو طرف باقی میماند و صرفاً شکل درگیری تغییر میکند.
یکی از خطرناکترین سناریوها در چنین شرایطی انتقال جنگ به «منطقه خاکستری» است. ممکن است در دوره آتشبس، ترورها، خرابکاریها یا عملیاتهای امنیتی پراکنده آغاز شود؛ اقداماتی که تشخیص واکنش مناسب به آنها دشوار است و ممکن است کشور را در وضعیتی از ابهام قرار دهد. در چنین فضایی احتمال از دست دادن نیروها و شخصیتهای ارزشمند نیز وجود دارد. به همین دلیل بسیاری هشدار میدهند که از همان ساعات ابتدایی آتشبس ممکن است تلاش برای فعالسازی هستههای آشوب یا ترور در داخل کشور آغاز شود.
در این میان نقش جامعه و افکار عمومی نیز مهم تلقی میشود. برخی معتقدند حضور و هوشیاری مردم در فضای اجتماعی و خیابانها همچنان اهمیت دارد؛ زیرا مذاکره لزوماً به معنای پایان جنگ نیست و باید نسبت به تهدیدهای امنیتی یا فعالیت هستههای تروریستی هوشیار بود.
همزمان باید توجه داشت که قضاوتهای عجولانه نیز کمکی به فهم واقعیت نمیکند. هنوز بسیاری از جزئیات مذاکرات و توافقها روشن نیست و تصمیمگیری درباره ادامه جنگ یا پذیرش آتشبس در چنین شرایطی عمدتاً در سطح عالی نظامی و رهبری انجام میشود، نه صرفاً در سطح دیپلماسی. بنابراین طبیعی است که همه ابعاد تصمیمها برای افکار عمومی آشکار نباشد.
در مورد شروط دهگانه ایران نیز باید واقعبین بود. این شروط در صورت تحقق کامل، دستاوردی بسیار بزرگ برای ایران محسوب میشوند و احتمالاً همه آنها به طور کامل پذیرفته نخواهد شد. اما هنر مذاکره در آن است که بیشترین تعداد از این شروط به طرف مقابل تحمیل شود. حتی پذیرش بخشی از آنها نیز میتواند نشانهای از موفقیت باشد.
از سوی دیگر، ادعای اینکه ایران در ضربالاجل آمریکا مجبور به پذیرش توافق شده نیز محل تردید است؛ چرا که گزارشهایی وجود دارد که نشان میدهد این آمریکا بوده که ضربالاجلهای خود را چند بار تمدید کرده و در نهایت ناچار به پذیرش برخی شروط ایران شده است، هرچند در فضای رسانهای تلاش میکند خود را پیروز نشان دهد.
از نظر نظامی نیز بسیاری معتقدند دوره کوتاه آتشبس فرصت کافی برای بازسازی کامل توان تسلیحاتی آمریکا و اسرائیل نیست. تجربه جنگهای قبلی نشان داده است که پر کردن انبارهای تسلیحاتی و جایگزینی سامانههای پدافندی یا تجهیزات پیشرفته ماهها زمان میبرد. در مقابل، این دوره میتواند فرصتی برای بازآرایی دفاعی ایران، اصلاح نقاط ضعف آشکارشده در حوادثی مانند اتفاقات اطراف اصفهان، فعالسازی مجدد ظرفیتهای موشکی و تقویت سامانههای دفاعی باشد.
در کنار همه این مسائل، مسئله تنگه هرمز به عنوان محور اصلی این جنگ و پساجنگ مطرح شده است. به همین دلیل برخی معتقدند نام واقعی این درگیری را میتوان «جنگ هرمز» دانست؛ زیرا سرنوشت بسیاری از معادلات منطقهای و جهانی به نقش و کنترل ایران در این آبراه حیاتی گره خورده است. در هفتهها و ماههای آینده مشخص خواهد شد که جایگاه ایران در این معادله تا چه اندازه تثبیت شده است.
با این حال نباید از بعد رسانهای جنگ نیز غافل شد. اگر در توافقها یا ترتیبات پس از جنگ، فعالیت رسانههایی که به عنوان «توپخانه رسانهای دشمن» شناخته میشوند مهار نشود، ممکن است پیروزیهای میدانی در عرصه رسانهای دچار تردید یا تضعیف شود. احساس پیروزی در جامعه گاهی حتی از خود پیروزی مهمتر است و حفظ این احساس نقش مهمی در انسجام ملی دارد.
در نهایت، بسیاری تأکید میکنند که آنچه در طول این چهل روز جنگ به چشم آمد، مقاومت نظامی در کنار حضور و همبستگی اجتماعی بود؛ حضوری که به گفته برخی تحلیلگران از سوی دشمن نیز به دقت رصد شده است. در این نگاه، ادامه وحدت داخلی و پرهیز از دامن زدن به شکاف میان مردم، دولت و حاکمیت اهمیت زیادی دارد.
و در نهایت یادآوری میشود که در نگاه بسیاری از باورمندان، عامل اصلی پیروزی نه صرفاً موشکها، پدافندها یا حتی تیمهای مذاکرهکننده، بلکه پیوند معنوی جامعه با ایمان، دعا، تضرّع، توکل به خدا و توسل به امام زمان علیه السلام دانسته میشود.
هدایت شده از pedarefetneh | پدر فتنه
⭕️ چند نکته درباره آتش بس ۱۴ روزه
۱. امریکا و اسرائیل با شروع جنگ رمضان میخواستند کار ناتمامشان در جنگ ۱۲ روزه را تمام کنند و با ترور رهبر انقلاب، جمهوری اسلامی را ساقط و ایران را تجزیه کنند. تمام محاسبات شان نیز این بود که این بار ظرف ۳ تا ۵ روز کار تمام است اما با مقاومت اعجاب برانگیز مردم ایران، جنگ به روز چهلم رسید و مجبور شدند با ایران آتش بس کنند. آن هم پس از چند تحقیر تاریخی؛ از ساقط شدن F35 و آتش گرفتن ناو جرالد فورد تا افتضاح اخیرشان در اصفهان.
لذا همین مساله تا اینجا نشان میدهد که پیروز جنگ کدام طرف بوده است.
۲. این آتش بس دوهفتهای بخشی از جنگ است و کار تمام نشده. امریکا و اسرائیل ممکن است زودتر آن را نقض کنند و یا ممکن است این دو هفته تمدید شود و به چند ماه نیز برسد اما "ترور و غافلگیری" از سوی دشمن سرجایش خواهد بود. متعاقبا ما نیز اگر از این فرصت جز برای بازسازی و تکمیل راهبردهای جنگیمان استفاده کنیم ساده لوحی کردهایم چون جنس جنگ ایران با اسرائیل "وجودی و ماهوی" است و در دقیقه ۹۰ این جنگ یا ما باقی میمانیم یا آنها.
۳. آتش بس حتما اثر مثبتی در روحیه مردم مقاوم و پای کاری که ۴۰ روز کف خیابان بودند ندارد اما باید این روحیه حفظ شود چون مرحله سوم جنگ دیر یا زود فرا خواهد رسید، کمااینکه بعد از آتش بس در جنگ ۱۲ روزه نیز نوشتم که "هدف رژیم صهیونیستی از این آتش بس یک غافلگیری دیگر است" و ۸ ماه بعد آن غافلگیری رخ داد. امروز نیز وسط جنگ هستیم و باید قدرت مان در تنگه هرمز و سایر حوزهها را تثبیت کنیم تا برای ادامه نبرد در چند جبهه آماده تر شویم.
در آخر این داستان نباید جایی برای پایگاه های امریکا در منطقه وجود داشته باشد زیرا اگر بتوانیم امریکا را از منطقه اخراج کنیم، بزرگترین اقدام عملی برای فروپاشی اسرائیل را نیز انجام داده ایم./ثابتی
🔰رسانه مستقل #پدرفتنه 👇
🆔 @pedarefetneh |
🆔 @pedarefetneh |
مخلص کلام
چی شد؟
آمریکا و اسرائیل و متحدانشان همهی زورشون رو زدن
رهبر و سران نظامی و سیاسی را ترور کردن و به شهادت رساندن
سعی در فعال سازی مزدوران و طرفدارانشون در داخل کردن
مردم را در کنار اهداف نظامی هم به شکل کور زدن برای شکستن تابآوری
زیرساخت و پل و ریل زدن
عملیات زمینی کردن
سعی کردن قطعنامه تصویب کنن
و تهدید به حملهی هستهای هم کردن
ولی نشد که نشد!
حالا به ظاهر شروط ما رو پذیرفتن
حالا چی میشه؟ به نظر بنده:
قطعاً تا سه نشه بازی نخواهد شد و در مرحله سوم، بعد از خیانت مجدد آمریکا و اسرائیل به مفاد توافق و شروع جنگ سوم با جنایاتی بزرگتر و برنامهای پیچیدهتر و وسیعتر
اما اینبار میریم برای تهش!
و تهش دیگر نه با مذاکره بلکه در میدان عمل خواهد بود!
اول خودمان پایگاههای آمریکا را از منطقه جمع میکنیم با تلفات انسانی مرگبار برای نظامیان آمریکا، آنقدر مرگبار که خود مردم آمریکا از سر خشم علیه حکام احمقشان میشورند و فروپاشی آمریکا با تجزیهی ایالاتش شروع میشود
دوم، شرکای کثیف عرب این جانیها در منطقه را به خدمتشان میرسیم در ضمن رسیدن به خدمت پایگاههای آمریکا در آن کشورها
سوم، بعد از خالی شدن منطقه از لوث آمریکا، ما میمانیم و اسرائیل...
راستی!
در این بین، به شکل اساسی و برای همیشه، به خدمت سران جریان نفاق داخلی هم خواهیم رسید (با درگیری درست و حسابی با طرفدارن دو آتشهشان در داخل)، بعد از شرارتهایی که بناست بکنن!
@readandthink
هدایت شده از سهیل سلیمی🇮🇷 | مرصاد
کاخ سفید: به لطف قابلیتهای باورنکردنی رزمندگانمان، در عرض ۳۸ روز به اهداف اصلی نظامی خود دست یافتیم و از آنها فراتر رفتیم.
آره بابا. رژیم و که تغییر دادین. ترامپم که به تعیین رهبر جدید رژیم جدیدی که روی کار اومده رسید.
قدرت موشکی و نظامی هم که کامل نابود شد. اون ۴۰۰ کیلو هم ورداشتین بردین. افسانهای بودن تجهیزاتتون هم کل دنیا دیدن و بیشتر از سلاحاتون میترسن. همه پایگاهاتونم که سالم. عسراییلم در امنیت کامل. کنترل هرمزم که دست شماس.
پیروزیهای دیگهای اگه میخوای سریع بگو، میخوام پیکنیکی رو خاموش کنم.
عضو کانال #سهیل_سلیمی هستی؟👇
🇮🇷 @soheil_salimi 🇮🇷
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔥 یا غرامت یا نابودی اموال دشمن!
🔻به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند باندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آنهم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.
✍🏼 بخشی از اولین پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب | ۱۴۰۴/۱۲/۲۱
📲 @rahbar_enghelab_ir
هدایت شده از محسن مجتهدزاده « شیخ قمی »
▪️آیا واقعاً شرایط مارا آمریکا پذیرفته؟
جواب: قطعاً خیر
دلیل: تجربه
▪️آیا آمریکا به تعهدات عمل میکنه؟
جواب: قطعاً خیر
دلیل: تجربه
➖➖➖
▪️آیا ما متعهد به بازکردن تنگه احد هرمز میشویم تا آنها خودشون را بازسازی کنند؟
جواب: باشما
دلیل: تجربه
مهمترین بخش بیانهی شعام:
این به معنای خاتمه جنگ نیست و ایران خاتمه جنگ را تنها زمانی خواهد پذیرفت که با توجه به پذیرش اصول مدنظر ایران در طرح ۱۰ مادهای، جزئیات آن نیز به مذاکرات نهایی گردد.
@readandthink
با حقیقت ابلیس و دستگاهش آشنا شویم!
از تهدید اتمی در حرف
با مقاومت حداکثری جبههی حق و توکل به خدا و توسل به امام زمانِ جبههی حق
رسید به پذیرش مذاکره با شروط جبههی حق در عمل
و از این واقعه، برای وقایع آیندهی نزدیک بعد از پیمانشکنی مجدد ابلیس و نوکرانش، درس بگیریم...
@readandthink
🔘 تله روایت؛ لزوم درایت!
( فوری ترین بایسته #آتش_بس_موقت برای تجمعات خیابان)
۱. هر امری در عالم امکان، نسبی است. از حیثی تا حیثی حکمی دارد.
چون کلاً سر دوْر روایتیم، احتمالا به خاطر جلوگیری از یأس و سرخوردگی، جهاد تبیین شروع می کند به شمارش دستاوردها، اهداف محقق نشده دشمن، تقریر پیروزی از زبان رسانه های دشمن و ...!
درست هم هستند؛ اما شاید بی موقع باشد! الان وقت درایت است نه روایت!
با «نگرانی»، «عاقبتِ صحنه نیمه تمام» را درایت کردن؛ بهتر از «راضی»، «نتیجه مبهم» را روایت کردن است!
۲. شروط ۱۰ گانه برای مذاکرات،«دستاوردهای تثبیت شده» نیستند؛ پیشنهادات چارچوب مذاکره اند.
چیزی که باید ساخته شود، درایت بیشتر لازم دارد تا روایت!
«مذاکره»، آزمون چند باره ما بوده است. یکبارش به پارگی برجام و دوبارش به غافلگیری در جنگ انجامیده است!
این واقعیت، تمرکز و اولویت را سر درایت و تیز بینی می برد یا روایت کردن اطراف و اکناف قابل تحسین؟!
۳. تنها «وجه نقد» ماجرا همان «تسلط و کنترل تنگه هرمز» است.
اجازه دهید راستی آزمایی ها با همان سنجش شود؛ بقیه شروط فعلا «چک و حواله» است تا کی نقد شود!
به همین خاطر هم درایت ارزش مضاعف دارد.
اگر چنانچه در بیانیه شعام آمده: «عبور کنترل شده از تنگه هرمز با هماهنگی نیروهای مسلح ایران که جایگاه منحصر بفرد اقتصادی و ژئوپلتیکی به ایران اعطا می کند»؛ در این دو هفته اِعمال شود، امیدی به تحقق و تثبیت بقیه شروط هست؛ والا از الان تکلیف بقیه هم معلوم است!
استمرار این وجه نقد، درایت و نظارت و پیگیری مردم انقلابی در صحنه را می خواهد.
۴. پس ظاهرا حضور خیابانی باید «لبالمرصاد» ادامه داشته باشد!
اگر مردم یا فعالان انقلابی از خود «یأس و سرخوردگی» و ناامیدی و «بی اعتمادی به مسئولان» بروز ندهند، احتمالا بتوان فضا را در درایت و نظارت صورت بندی کرد و پیروزی نهایی را با اتکای به خدا و مردم ساخت؛ والا تجویز روایت های پیروز و امید آفرین ضروری می شود. بالتبع سرکوب هر نگرانی با برچسب یأس و بی اعتمادی و وحدت شکنی قطعی خواهد شد!
پس همان قدر که نگران «بد عهدی دشمن» یا «سایشی در تحقق شروط» هستید، نگران «جوّ بی اعتمادی» و «یأس آفرینی و تفرقه» هم باشید.
درایت اصیل و نظارت انقلابی درون چارچوب های قانونی، در این تعادل شکل می گیرد.
✍ محسن قنبریان ۱۴۰۵/۱/۱۹