eitaa logo
بخوان و بیاندیش
177 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
2هزار ویدیو
12 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
آمریکا این انتهای قدرت تمدن مدرن و این غول مرحله آخر ماتریالیسم و لیبرالیسم فلسفی با تمام هیمنه و توان و امکانات ابر قدرتیش آمد هر کاری هم می‌تونست کرد ولی نه تنها به هیچ یک از چیزهایی که می‌خواست نرسید، بلکه مهمترین دارایی بالقوه‌ی ایران یعنی تنگه هرمز هم بالفعل کرد که بالاترین ضرر ممکن به خودش و بلوک خودش هست، که ضرر و خطر مسائلی نظیر موشک و محور مقاومت و هسته‌ای که به این بهانه‌ها با ما وارد جنگ شد پیشش هیچ هست. حقیقتا که به قول دوستی تا الان غرب تمدنی در تاریخ تاسیس نحسش به جایی این سفتی ادرار نکرده بود. این از یک‌سو شاهکار سید علی خامنه‌ای هست که با این همه مشکلات و خیانت و جهالت چطور چنین امکانی را فراهم کرد و بعد اوج یاری خدا به شیعیان تنهای حیدر کرار را می‌رساند نه تنها رژیم چینج نشد بلکه خامنه‌ای بی‌هیچ تغییر در اصول و مبانی جوان شد ملت یکپارچه شدن و نفرت کودکان و نوجوانان این سرزمین از تمدن غرب بیش‌ از پیش شد که این در این کارزار که تا پیش از این جنگ نرم را غرب تمدنی مهمترین پیروزی‌اش قلمداد می‌کرد، یک فاجعه است! بسیاری مخالفان نظام شدند سینه‌چاکش جایگاه هژمنوی امریکا نابود شد و به همه جرئت ابراز ساز مخالف داد و خیلی چیزهای دیگر @readandthink
هدایت شده از بیداری ملت
🔴کاریکاتور روزنامه چینی در کنایه به اعلام پیروزی آمریکایی‌ها ▪️یک نفر دارد در پیروزی‌هایش غرق می‌شود. 🔴 👇 @bidariymelat
مهمترین اشکال کتاب‌های ایلان پاپه (Ilan Pappé) (که کاملاً آگاهانه از قصد خودش این کار را می‌کند) و شاید بسیاری از ناشران محترم انقلابی که آثارش را منتشر می‌کنند یا آثارش را تبلیغ و ترویج می‌کنند به آن توجه ندارند این است که یک نبرد فلسفه تاریخیِ جبهه‌ی حق و باطل را که از زمان مرگ حضرت یوسف علیه السلام تا به امروز با قدرت تمام ادامه داره و دارای بازه‌های نقطه عطفی بسیار اساسی در تاریخ است را تقلیل می‌دهد به یک مسئله‌ی سیاسی تاریخ معاصر با نهایت قدمت کمتر از 150 سال و این از بزرگترین انحراف‌ها در مسیر تبیین حقیقت و اصل مطلب و اصل محل نزاع در بحث شناخت صهیونیسم و خواستگاهش یعنی خود یهود و بنی‌اسرائیل است. برای همین، من به هیچ یک از مخاطبان عمومی پیشنهاد نمی‌دهم هیچ وقت که آثار ایلان‌ پاپه رو مطالعه کنن برای اینکه بفهمند صهیونیسم و اسرائیل و فلسطین اصل داستانشان از کجا شروع شده و بر سر چیست پاپه، یک نقطه امن برای یهودیان ایجاد می‌کند که در نگاه عمومی میان بخش قابل توجهی از جامعه یهود، و بخش کمتر ولی پر سر و صدای صهیونیسم افراطی تمایز ایجاد شود (حال آنکه حقیقت مطلب به گواه تاریخ و قرآن کریم دقیقا برعکس است!) این کاری است که کم و بیش آقای *کورش علیانی* هم در متاستاز اسرائیل و مباحث خودشان انجام می‌دهند و عیناً همین نقد را بر ایشان هم وارد می‌دانم و آثار ایشان را هم به مخاطب عمومی هرگز معرفی نمی‌کنم هر چند آثار پاپه و مباحث آقای علیانی و اثرشان برای اهل تحقیق و پژوهش حتما می‌تواند مفید باشد. @readandthink
هدایت شده از خبر خاص🇮🇷
📷نایب‌رئیس کمیسیون امنیت مجلس که در مذاکرات اسلام‌آباد حضور داشت 🇮🇷به کانال خبر خاص بپیوندید☫ https://eitaa.com/kahabarkhas
هدایت شده از بیداری ۱۱۰
حرف اصلی این متن که در حقیقت حاشیه‌ی مهمتر از متن است، در قسمت دوم آمده است... 🔴 برگی از دفتر خونین استعمار و راز ثروت غرب تمدنی (قسمت اول) ‌ موتور انقلاب صنعتی بریتانیا، با خون و گرسنگی میلیون‌ها بافنده هندی روغن‌کاری شده است. زمانی که بریتانیا در صنعت منسوجات جهان محلی از اعراب نداشت، هند «پادشاه بی‌رقیب پارچه جهان» بود. این پارچه‌ها که در تاریخ به بافته‌های باد معروف بودند، چنان تراکم و لطافت خیره‌کننده‌ای داشتند که روایت‌های تاریخی از نمایشگاه بزرگ لندن ۱۸۵۱ حکایت دارند که یک قواره کامل آن از حلقه انگشتر عبور کرد و تاجران انگلیسی از این نمایش به عنوان معجزه‌ی منسوجات هند یاد می‌کردند. همان سال، جیمز تیلور، جراح بریتانیایی در داکا (از مهمترین مراکز صنعت نساجی هندِ آن زمان) نیز مستند کرد که یک قواره ۱۰ متری از این پارچه، تنها ۷۳ گرم وزن داشت. در قرن ۱۸، هند ۲۵٪ تولید ناخالص جهان را در مشت داشت و صادراتش از ژاپن تا قلب اروپا را تسخیر کرده بود. اما بریتانیا با یک «جراحی خونین اقتصادی»، این غول را به زانو درآورد. اساساً تمدن صنعتی غرب نه از طریق رقابت سالم، بلکه روی ویرانه‌های صنعت شرق (به عنوان نمونه صنعت نساجی هند) و جنایت بنا شد. هند تا سال ۱۷۵۰، قطب مطلق نساجی جهان بود، اما بریتانیا با یک «مهندسی معکوسِ خونین»، این شکوه را نابود کرد: 🚫 تروریسم اقتصادی و تعرفه‌ای: بریتانیا با تصویب «قوانین کالیکو»، پوشیدن پارچه هندی را در لندن جرم اعلام کرد. طبق اسناد پارلمان بریتانیا، آن‌ها روی واردات هند ۷۰ تا ۸۰٪ مالیات بستند، در حالی که پارچه‌های منچستر با تعرفه «نزدیک به صفر» بازار هند را تسخیر کردند. 🪓 جنایت علیه مهارت؛ قطع انگشتان: ویلیام بولتز، مقام رسمی بریتانیایی در ۱۷۷۲ در کتاب "Considerations on India Affairs" فاش کرد که استعمار در کمپانی هند شرقی چنان فشاری بر بافندگان وارد می‌کرد که برخی از آن‌ها برای رهایی از بیگاری اجباری، انگشتان شست خود را قطع می‌کردند. برخی منابع تاریخی نیز از قطع انگشتان بافندگان هندی ماهر «ململ» توسط گماشته‌های کمپانی هند شرقی روایت کرده‌اند تا «امضای هنری» بافندگان هندی برای همیشه محو شود و استعمارگران از عدم قابلیت رقابت آن‌ها اطمینان حاصل کنند و بازار جهان، چاره‌ای جز خرید پارچه‌های در آغاز راه بی‌کیفیتِ منچستر نداشته باشد. 💀 قحطی‌های مصنوعی؛ سندی بر نسل‌کشی اقتصادی: ویلیام بنتینک، فرماندار کل بریتانیایی هند، در گزارش رسمی ۱۸۳۴ اعتراف کرد: > "The bones of the cotton-weavers are bleaching the plains of India" «دشت‌های هند از استخوان‌های بافندگان پنبه، سفید شده است؛ فلاکتی که در تاریخ تجارت بی‌سابقه است.» بریتانیا با تغییر اجباری کشت از «مواد غذایی» به «پنبه و نیل» برای کارخانه‌های خود، زنجیره غذایی را نابود کرد. نتیجه؟ قحطی‌های بزرگی مثل قحطی ۱۷۷۰ بنگال که طبق مستندات ویلیام هانتر در Annals of Rural Bengal، یک‌سوم جمعیت بنگال یعنی حدود ۱۰ میلیون نفر را از بین برد؛ در حالی که باقی محصولات کشاورزی، در انبارهای هند شرقی برای صادر کردن به لندن بود! 🇬🇧 بریتانیای ۲۰۲۶؛ از کارخانه تا آزمایشگاه امروز بریتانیا دیگر تولیدکننده انبوه نیست. آن‌ها با عبور از عصرِ ماشین، به تولید «منسوجات استراتژیک» روی آورده‌اند. قدرت فعلی آن‌ها در برندینگ لوکس (مثل Burberry) و تولید الیاف پیشرفته برای جراحی‌های قلب و بدنه جت‌های جنگنده است؛ یعنی فروش «دانش و اعتبار» به جای «مترِ پارچه». نقطه پایان: سقوط سهم هند از اقتصاد جهانی از ۲۵٪ به زیر ۴٪، تصادفی نبود. چرخ نخ‌ریسی گاندی، نماد احیای دستی بود که استعمار با شمشیر و گرسنگی، آن را از کار انداخته بود. پ‌.ن۱: «نیل» (Indigo) یکی از استراتژیک‌ترین و ارزشمندترین مواد اولیه در تاریخ نساجی است. در واقع، نیل یک رنگ‌دانه آبی طبیعی است که از گیاهی به همین نام استخراج می‌شد و پیش از اختراع رنگ‌های شیمیایی، تنها راه باکیفیت برای رنگ کردن پارچه‌ها به رنگ آبی (سرمه‌ای) در جهان بود. پ.ن۲: روایت «قطع انگشتان بافندگان» فارغ از جدال تاریخ‌نگاران غربی دربارهٔ جزئیات واقعی آن (خودزنی در مقابل قطع عمدی)، به وضوح در منابع تاریخی خود هندوستان ذکر شده. کتاب دشر کاتا (۱۹۰۴) نوشتهٔ سخارام گانش دیوسکار — که بلافاصله توسط استعمار ممنوع الچاپ شد — از این روایت برای افشای «قتل صنعت هند» استفاده کرد. دیوسکار با بازگویی داستان قطع انگشتان شست بافندگان داکا توسط گماشته‌های کمپانی، خوانندگان را به این باور رساند که بایکوت کالای بریتانیایی نه تنها یک وظیفهٔ اقتصادی، بلکه انتقام تاریخی از نسل‌کشیِ مهارتیِ استعمار است.» @bidari110
هدایت شده از بیداری ۱۱۰
برگی از دفتر خونین استعمار و راز ثروت غرب تمدنی (قسمت دوم) پ.ن۳: در باب ممنوعیت استفاده از منسوجات هندی: این امر یکی از عجیب‌ترین دوره‌های تاریخ قانون‌گذاری بریتانیاست. این ممنوعیت نه بر اساس اخلاقیات، بلکه دقیقاً یک «جنگ تجاری» برای نجات صنایع نوپای انگلیس در برابر کیفیت برتر هند بود. بخشی از مستندات این «جرم‌انگاری»: ۱. قوانین کالیکو (The Calico Acts) - سال ۱۷۰۰ و ۱۷۲۱ در اواخر قرن ۱۷، پارچه‌های نخی هند (ململ و کالیکو) چنان بازار انگلیس را تسخیر کرده بودند که پشم‌بافان انگلیسی (که صنعت اصلی‌شان بود) ورشکست شدند. آن‌ها حتی به زنان در خیابان که لباس هندی داشتند حمله می‌کردند! سرانجام پارلمان بریتانیا تحت فشار، دو قانون سخت‌گیرانه تصویب کرد: - قانون اول (۱۷۰۰): واردات پارچه‌های رنگی و چاپی هند (Chintz) را به کلی ممنوع کرد. - قانون دوم (۱۷۲۱): این قانون تیر خلاص بود. طبق این قانون، نه تنها واردات، بلکه پوشیدن و استفاده از هرگونه پارچه نخی هندی در بریتانیا جرم محسوب می‌شد. ۲. جریمه‌های سنگین برای «جرمِ پوشیدن» طبق اسناد تاریخی پارلمان انگلستان: - اگر زنی در خیابان با لباس هندی دیده می‌شد، ۵ پوند جریمه می‌شد (که در آن زمان مبلغ بسیار سنگینی بود، تقریباً معادل چند ماه حقوق یک کارگر). - فروشنده‌ای که این پارچه‌ها را می‌فروخت، با جریمه سنگین ۲۰ پوندی مواجه می‌شد. ۳. ادبیات و اعتراضات آن زمان نویسنده مشهور، دانیل دفو (نویسنده رابینسون کروزوئه)، در آن زمان مقالات تندی علیه پارچه‌های هندی می‌نوشت. او شاکی بود که این پارچه‌ها حتی به اتاق خواب پادشاه هم نفوذ کرده‌اند! او می‌گفت: > «این کالاها (پارچه‌های هندی) مانند یک آفت به خانه‌های ما نفوذ کرده‌اند و باید جلوی آن‌ها را گرفت تا صنعت خودمان نابود نشود.» ۴. هدف از این جرم‌انگاری چه بود؟ بریتانیا می‌خواست با «حمایت‌گرایی افراطی» (Protectionism)، بازاری انحصاری برای کارخانه‌های نوپای خود ایجاد کند. آن‌ها با زورِ قانون، مردم را مجبور کردند که پارچه‌های زبر و گران انگلیسی را بپوشند و هم‌زمان با تعرفه‌های ۸۰ درصدی، کمر صنعت هند را شکستند. ⭕️ حاشیه‌ی مهمتر از متن: بسیاری از شیفتگان غرب و سینه‌چاکان لیبرالیسم و اقتصاددان مسحور منابع علم اقتصاد مدرن که صاحب کرسی در مهمترین دانشگاه‌های جمهوری اسلامی هستند و ید طولایی هم در مشاوره دادن به دولت‌ها (به خصوص دولت‌های غربگرا) دارند، یا از سر جهل توجه ندارند یا از سر خیانت می‌خواهند این غفلت و انحراف عظیم را ایجاد کنند که این تئوری‌های اقتصاد مدرن، که در واقع بهترین ابزار خلع صلاح اقتصاد‌هایی است که می‌خواهند روی پای خود بایستند را یگانه راه علاج اقتصاد ایران معرفی می‌کنند و مبتنی بر همین اراجیف برای ما سند تحول اقتصادی هم می‌نگارند. حال آنکه به گواه تاریخ، غرب تمدّنی تنها زمانی این اراجیف را به اسم «علم» ترویج کرد که خود قبلاً با شدیدترین شکلِ اقتصاد دستوری، حمایتی و حتی جنایت‌پیشه، رقبای خود را برای ایجاد و توسعه‌ی اقتصاد خود نابود کرده بود. این در حقیقت همان پارادوکس «نردبان را دور انداختن» (Kicking Away the Ladder) است؛ که اقتصاددان مشهور، ها-جون چانگ (اقتصاددان برجسته نهادگرا و استاد پیشین دانشگاه کمبریج) برای توصیف رفتار کشورهای توسعه‌یافته به کار می‌برد. آن‌ها خودشان با حمایت‌گرایی شدید و ابزارهای غیرلیبرال بالا رفتند، اما وقتی به قله رسیدند، نردبان را دور انداختند و به دیگران می‌گویند: *«تنها راه رسیدن به قله، اقتصاد آزاد و عدم مداخله دولت است!»* لینک قسمت اول @bidari110
توییت سفارت ایران در هند: ‌«۲۰۱۵، پس از برجام: آمریکا: تحریم‌های بانکی برداشته شده است! ایران: پس چرا نمی‌توانم پول منتقل کنم؟ آمریکا: نمی‌دانم. ‌ ۲۰۲۶، پس از جنگ ۴۲ روزه: ایران: تنگه هرمز طبق مقررات باز است! آمریکا: پس چرا نمی‌توانم کشتی‌ها را از آن عبور دهم؟ ایران: نمی‌دانم.» ┏━━ °•🖌•°━━┓ @jahad_tabein خط مقدم جهاد ┗━━ °•🖌•°━━┛
هدایت شده از بیداری ۱۱۰
حرف اصلی این متن که در حقیقت حاشیه‌ی مهمتر از متن است، در قسمت دوم آمده است... 🔴 برگی از دفتر خونین استعمار و راز ثروت غرب تمدنی (قسمت اول) ‌ موتور انقلاب صنعتی بریتانیا، با خون و گرسنگی میلیون‌ها بافنده هندی روغن‌کاری شده است. زمانی که بریتانیا در صنعت منسوجات جهان محلی از اعراب نداشت، هند «پادشاه بی‌رقیب پارچه جهان» بود. این پارچه‌ها که در تاریخ به بافته‌های باد معروف بودند، چنان تراکم و لطافت خیره‌کننده‌ای داشتند که روایت‌های تاریخی از نمایشگاه بزرگ لندن ۱۸۵۱ حکایت دارند که یک قواره کامل آن از حلقه انگشتر عبور کرد و تاجران انگلیسی از این نمایش به عنوان معجزه‌ی منسوجات هند یاد می‌کردند. همان سال، جیمز تیلور، جراح بریتانیایی در داکا (از مهمترین مراکز صنعت نساجی هندِ آن زمان) نیز مستند کرد که یک قواره ۱۰ متری از این پارچه، تنها ۷۳ گرم وزن داشت. در قرن ۱۸، هند ۲۵٪ تولید ناخالص جهان را در مشت داشت و صادراتش از ژاپن تا قلب اروپا را تسخیر کرده بود. اما بریتانیا با یک «جراحی خونین اقتصادی»، این غول را به زانو درآورد. اساساً تمدن صنعتی غرب نه از طریق رقابت سالم، بلکه روی ویرانه‌های صنعت شرق (به عنوان نمونه صنعت نساجی هند) و جنایت بنا شد. هند تا سال ۱۷۵۰، قطب مطلق نساجی جهان بود، اما بریتانیا با یک «مهندسی معکوسِ خونین»، این شکوه را نابود کرد: 🚫 تروریسم اقتصادی و تعرفه‌ای: بریتانیا با تصویب «قوانین کالیکو»، پوشیدن پارچه هندی را در لندن جرم اعلام کرد. طبق اسناد پارلمان بریتانیا، آن‌ها روی واردات هند ۷۰ تا ۸۰٪ مالیات بستند، در حالی که پارچه‌های منچستر با تعرفه «نزدیک به صفر» بازار هند را تسخیر کردند. 🪓 جنایت علیه مهارت؛ قطع انگشتان: ویلیام بولتز، مقام رسمی بریتانیایی در ۱۷۷۲ در کتاب "Considerations on India Affairs" فاش کرد که استعمار در کمپانی هند شرقی چنان فشاری بر بافندگان وارد می‌کرد که برخی از آن‌ها برای رهایی از بیگاری اجباری، انگشتان شست خود را قطع می‌کردند. برخی منابع تاریخی نیز از قطع انگشتان بافندگان هندی ماهر «ململ» توسط گماشته‌های کمپانی هند شرقی روایت کرده‌اند تا «امضای هنری» بافندگان هندی برای همیشه محو شود و استعمارگران از عدم قابلیت رقابت آن‌ها اطمینان حاصل کنند و بازار جهان، چاره‌ای جز خرید پارچه‌های در آغاز راه بی‌کیفیتِ منچستر نداشته باشد. 💀 قحطی‌های مصنوعی؛ سندی بر نسل‌کشی اقتصادی: ویلیام بنتینک، فرماندار کل بریتانیایی هند، در گزارش رسمی ۱۸۳۴ اعتراف کرد: > "The bones of the cotton-weavers are bleaching the plains of India" «دشت‌های هند از استخوان‌های بافندگان پنبه، سفید شده است؛ فلاکتی که در تاریخ تجارت بی‌سابقه است.» بریتانیا با تغییر اجباری کشت از «مواد غذایی» به «پنبه و نیل» برای کارخانه‌های خود، زنجیره غذایی را نابود کرد. نتیجه؟ قحطی‌های بزرگی مثل قحطی ۱۷۷۰ بنگال که طبق مستندات ویلیام هانتر در Annals of Rural Bengal، یک‌سوم جمعیت بنگال یعنی حدود ۱۰ میلیون نفر را از بین برد؛ در حالی که باقی محصولات کشاورزی، در انبارهای هند شرقی برای صادر کردن به لندن بود! 🇬🇧 بریتانیای ۲۰۲۶؛ از کارخانه تا آزمایشگاه امروز بریتانیا دیگر تولیدکننده انبوه نیست. آن‌ها با عبور از عصرِ ماشین، به تولید «منسوجات استراتژیک» روی آورده‌اند. قدرت فعلی آن‌ها در برندینگ لوکس (مثل Burberry) و تولید الیاف پیشرفته برای جراحی‌های قلب و بدنه جت‌های جنگنده است؛ یعنی فروش «دانش و اعتبار» به جای «مترِ پارچه». نقطه پایان: سقوط سهم هند از اقتصاد جهانی از ۲۵٪ به زیر ۴٪، تصادفی نبود. چرخ نخ‌ریسی گاندی، نماد احیای دستی بود که استعمار با شمشیر و گرسنگی، آن را از کار انداخته بود. پ‌.ن۱: «نیل» (Indigo) یکی از استراتژیک‌ترین و ارزشمندترین مواد اولیه در تاریخ نساجی است. در واقع، نیل یک رنگ‌دانه آبی طبیعی است که از گیاهی به همین نام استخراج می‌شد و پیش از اختراع رنگ‌های شیمیایی، تنها راه باکیفیت برای رنگ کردن پارچه‌ها به رنگ آبی (سرمه‌ای) در جهان بود. پ.ن۲: روایت «قطع انگشتان بافندگان» فارغ از جدال تاریخ‌نگاران غربی دربارهٔ جزئیات واقعی آن (خودزنی در مقابل قطع عمدی)، به وضوح در منابع تاریخی خود هندوستان ذکر شده. کتاب دشر کاتا (۱۹۰۴) نوشتهٔ سخارام گانش دیوسکار — که بلافاصله توسط استعمار ممنوع الچاپ شد — از این روایت برای افشای «قتل صنعت هند» استفاده کرد. دیوسکار با بازگویی داستان قطع انگشتان شست بافندگان داکا توسط گماشته‌های کمپانی، خوانندگان را به این باور رساند که بایکوت کالای بریتانیایی نه تنها یک وظیفهٔ اقتصادی، بلکه انتقام تاریخی از نسل‌کشیِ مهارتیِ استعمار است.» @bidari110
هدایت شده از بیداری ۱۱۰
برگی از دفتر خونین استعمار و راز ثروت غرب تمدنی (قسمت دوم) پ.ن۳: در باب ممنوعیت استفاده از منسوجات هندی: این امر یکی از عجیب‌ترین دوره‌های تاریخ قانون‌گذاری بریتانیاست. این ممنوعیت نه بر اساس اخلاقیات، بلکه دقیقاً یک «جنگ تجاری» برای نجات صنایع نوپای انگلیس در برابر کیفیت برتر هند بود. بخشی از مستندات این «جرم‌انگاری»: ۱. قوانین کالیکو (The Calico Acts) - سال ۱۷۰۰ و ۱۷۲۱ در اواخر قرن ۱۷، پارچه‌های نخی هند (ململ و کالیکو) چنان بازار انگلیس را تسخیر کرده بودند که پشم‌بافان انگلیسی (که صنعت اصلی‌شان بود) ورشکست شدند. آن‌ها حتی به زنان در خیابان که لباس هندی داشتند حمله می‌کردند! سرانجام پارلمان بریتانیا تحت فشار، دو قانون سخت‌گیرانه تصویب کرد: - قانون اول (۱۷۰۰): واردات پارچه‌های رنگی و چاپی هند (Chintz) را به کلی ممنوع کرد. - قانون دوم (۱۷۲۱): این قانون تیر خلاص بود. طبق این قانون، نه تنها واردات، بلکه پوشیدن و استفاده از هرگونه پارچه نخی هندی در بریتانیا جرم محسوب می‌شد. ۲. جریمه‌های سنگین برای «جرمِ پوشیدن» طبق اسناد تاریخی پارلمان انگلستان: - اگر زنی در خیابان با لباس هندی دیده می‌شد، ۵ پوند جریمه می‌شد (که در آن زمان مبلغ بسیار سنگینی بود، تقریباً معادل چند ماه حقوق یک کارگر). - فروشنده‌ای که این پارچه‌ها را می‌فروخت، با جریمه سنگین ۲۰ پوندی مواجه می‌شد. ۳. ادبیات و اعتراضات آن زمان نویسنده مشهور، دانیل دفو (نویسنده رابینسون کروزوئه)، در آن زمان مقالات تندی علیه پارچه‌های هندی می‌نوشت. او شاکی بود که این پارچه‌ها حتی به اتاق خواب پادشاه هم نفوذ کرده‌اند! او می‌گفت: > «این کالاها (پارچه‌های هندی) مانند یک آفت به خانه‌های ما نفوذ کرده‌اند و باید جلوی آن‌ها را گرفت تا صنعت خودمان نابود نشود.» ۴. هدف از این جرم‌انگاری چه بود؟ بریتانیا می‌خواست با «حمایت‌گرایی افراطی» (Protectionism)، بازاری انحصاری برای کارخانه‌های نوپای خود ایجاد کند. آن‌ها با زورِ قانون، مردم را مجبور کردند که پارچه‌های زبر و گران انگلیسی را بپوشند و هم‌زمان با تعرفه‌های ۸۰ درصدی، کمر صنعت هند را شکستند. ⭕️ حاشیه‌ی مهمتر از متن: بسیاری از شیفتگان غرب و سینه‌چاکان لیبرالیسم و اقتصاددان مسحور منابع علم اقتصاد مدرن که صاحب کرسی در مهمترین دانشگاه‌های جمهوری اسلامی هستند و ید طولایی هم در مشاوره دادن به دولت‌ها (به خصوص دولت‌های غربگرا) دارند، یا از سر جهل توجه ندارند یا از سر خیانت می‌خواهند این غفلت و انحراف عظیم را ایجاد کنند که این تئوری‌های اقتصاد مدرن، که در واقع بهترین ابزار خلع صلاح اقتصاد‌هایی است که می‌خواهند روی پای خود بایستند را یگانه راه علاج اقتصاد ایران معرفی می‌کنند و مبتنی بر همین اراجیف برای ما سند تحول اقتصادی هم می‌نگارند. حال آنکه به گواه تاریخ، غرب تمدّنی تنها زمانی این اراجیف را به اسم «علم» ترویج کرد که خود قبلاً با شدیدترین شکلِ اقتصاد دستوری، حمایتی و حتی جنایت‌پیشه، رقبای خود را برای ایجاد و توسعه‌ی اقتصاد خود نابود کرده بود. این در حقیقت همان پارادوکس «نردبان را دور انداختن» (Kicking Away the Ladder) است؛ که اقتصاددان مشهور، ها-جون چانگ (اقتصاددان برجسته نهادگرا و استاد پیشین دانشگاه کمبریج) برای توصیف رفتار کشورهای توسعه‌یافته به کار می‌برد. آن‌ها خودشان با حمایت‌گرایی شدید و ابزارهای غیرلیبرال بالا رفتند، اما وقتی به قله رسیدند، نردبان را دور انداختند و به دیگران می‌گویند: *«تنها راه رسیدن به قله، اقتصاد آزاد و عدم مداخله دولت است!»* لینک قسمت اول @bidari110
هدایت شده از  جهاد فرهنگی شیراز
🟢 عاقبت شیرینِ این «مرگ بر آمریکا» گفتن‌ها چه خواهد بود؟ 🔹آیت الله حائری شیرازی 🔺جوهرۀ زیارت عاشورا، همین لعن و سلامِ آن است. لعن، اذن دخول است. وقتی می‌روید به حرم امام رضا (علیه السلام ) و در بسته است، اگر لعن بکنی، در باز می‌شود. سامسونت شما یک رمز دارد که تا این شماره را نزنید، درش باز نمی‌شود. لعن، این شمارۀ رمز است. اگر همۀ خیرات در «سلام» است، به آن کسی که لعن نمی‌کند ربطی ندارد، چون او نمی‌تواند درِسامسونت را باز بکند. این صد تا لعن در زیارت عاشورا، رمز سامسونتِ رحمه‌الله است. اگر کسی توانست از صمیم قلب لعن کند، در باز می‌شود و هرچه هم بخواهد در آن هست. 🔺 امام به ما یاد داد که بگوییم «مرگ بر شاه». وقتی مردم از صمیم دل گفتند «مرگ بر شاه»، موفق شدند که به امام بگویند «سلام بر تو». شما چه زمانی توانستید به امام(ره) سلام بکنید؟ وقتی که قبل از ورود امام به کشور در دوازده بهمن، صد بار مرگ بر شاه گفته بودید. گاهی هر شب، بیش از هزار بار «مرگ بر شاه» گفته بودید تا توفیق «سلام بر امام» پیدا کردید. 🔺 اگر مرگ بر آمریکا جای پایش سفت شد و گرفت، سلام بر امام زمان‌عج پشتش می‌آید؛ همچنانکه «مرگ بر شاه»، «سلام بر امام» را در پی داشت. قرآن می‌فرماید: (فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطّٰاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللّٰهِ فَقَدِ اِسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ اَلْوُثْقىٰ). «عروة الوثقی» امام زمان است. 🔺اما استمساک (چنگ زدن) به عروة الوثقی شرط دارد. می‌گوید: اول کفر به طاغوت داشته باش (فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطٰاغُوتِ ...). تمام این مبارزات، همه‌اش کفر به طاغوت است. 📣 جهاد فرهنگی شیراز @jahadefarhangiSHZ
هدایت شده از کانال حسین دارابی
آمریکایی ها فکر میکنن اینکه باید برا عبور از تنگه هرمز، عوارض بدن، یه شکستِ مالیه! ولی شکست اصلی اون موقعیه که میخوان عوارض رو پرداخت کنن: سایت بالا نمیاد... وارد درگاه پرداخت نمیشه. پیامک رمز عبور و رمز دوم نمیاد... بعد میفهمن باید فیلترشکنو خاموش کنن که بره تو سایت! بعد از اتمام عملیات پرداخت، پول از حسابشون کسر میشه ولی مینویسه : تلاش شما ناموفق بود، تا ۷۲ ساعت دیگه به حسابتون برمیگرده دقایقی دیگر تلاش کنید. دقایقی بعد، میگه سقف کارت به کارت پر شده! بعد با یه کارت دیگه میریزن، پول برگشت میخوره. زنگ میزنن پشتیبانی... میگه نفر سی و چهارم در صف انتظار می باشید! بعدم تایم اداری تموم میشه، باید صبر کنن تا فردا.😂 | عضوشوید 👇 @hosein_darabi
هدایت شده از عنترنشنال | antarnational
⚫️ ترامپ علیه تنگه هرمز اقدامی کند باب‌المندب را هم از دست می‌دهد 🔹 در پی اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر محاصره دریایی ایران و ایجاد محدودیت برای رفت و آمد کشتی‌ها از تنگه هرمز یک منبع آگاه به تسنیم گفت: این نوع تهدیدهای ترامپ دیگر اثر و اعتباری ندارد و اگر این تهدیدها کارساز بود، ترامپ با استیصال در جنگ به دنبال آتش بس نمی‌رفت. 🔹 وی تاکید کرد: این موضع‌گیری‌ها نه تنها در فرایند حل مسائل بهبودی ایجاد نمی‌کند بلکه ترامپ باید نگران این باشد که با این نابخردی‌ها و مشغول شدن به این تهدیدات باب‌المندب را هم از دست ندهد و اوضاع انتقال انرژی و تجارت جهانی را در این منطقه با چالش های بیشتر و پرهزینه‌تر روبرو نسازد. 🇮🇷 کانال رسمی 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/118685888C5609b8107f