eitaa logo
خط قرمز ها 🇮🇷 فاطمه کریمی
16 دنبال‌کننده
27 عکس
2 ویدیو
0 فایل
خواب دیدم دستم بی اختیار می نویسه ،یه صدا بهم گفت : اینا وصیت نامه نیست ولی باید بنویسی. خط من نبود! اما صدا آرومم کرد از خواب بیدار شدم .اون خط دایی شهیدم بود.اگر چیزی نوشتم که به دل نشست . مال اون قلم هست اگر هم دلنشین نبود مال ناخالصی منه @f_karimi67
مشاهده در ایتا
دانلود
پرچم دار رشید  با دست چادر مشکی اش را  محکم زیر گلو گرفته است. مثل فرمانده ای که بخواهد برای نیروهایش صحبت کند، نگاهش به لشکر بانوانی است که به نمایندگانی از آن می خواهد صحبت کند. با صدایی رسا می گوید: «ما  نیامده ایم تا شما دردمان را التیام دهید، بلکه  آمده ایم  تجدید پیمان کنیم، اکنون این ماییم و این امانت، دست خود را از آستین اخلاص بیرون می آوریم» جمعیت دست های خود را بالا می برند، سربندی که به یادگار گرفته اند را در دست هایشان گرفته اند. او ادامه می دهد «در دست سلاله وصی می گذاریم، عهدی که تازه می شود و شما میراث دار همه ی صاحبان عهد در شب یلدای تاریخ اید.»  این جملات را بانویی می گوید که شش ماه پیش همسر و پسرش را هم زمان از دست می دهد. زیر آوار خانه ای که توسط شقی ترین نسل بشریت مورد هدف قرار گرفته، با خدای خود نجوا می کند. می گوید:" حداقل یکی از این دو نفر را برای پناهگاه پیری ام برایم بگذار " باز با خود فکر می کند اینجا جز رضا و تسلیم خریدار ندارد. راضی می شود به رضای خدا. این مقام رضا جز برای کسانی که عبد زندگی کردند در لحظه نمی تواند ایجاد شود. همسر سردار غلامعلی رشید و مادر امین عباس رشید در ادامه صحبت هایش در مقابل رهبری که اول صحبت هایش او را پدر و مولا صدا می زند می گوید. " داغ دیدن در میانه میدان، فراغ، فقدان، هجران و بی خانمانی دائما داغ" سر کلمه داغ مکثی می کند بغض اش را می خورد، جمعیت به گریه می افتند اما ادامه می دهد: "داغ دل را تازه می کند اما در این بازار آنچه خریدار دارد، تسلیم و رضاست." دیگر خودش هم سخت سخن می گوید حال مجلس حسابی بارانی است، اما هنوز محکم ایستاده و میخ آخر را می کوبد. می گوید:" ای قرارگاه جان و تن ای وطن، ای آبادتر از هر آبادی، ای مهد مهربانی ها، اکنون که مردان و پسران مان را نیاورده ایم." دوباره صدای گریه ها بلند می شود، ادامه می دهد: "بر عهد خود پابرجاییم، پابرجا بمان ای وطن" چقدر روزگار غربال می کند آدم ها را. این مادران و همسران با این قدرت روحی فقط می توانند پرچم لشکرهای آخرالزمانی را به دست بگیرند و این بانو چه زیبا پرچم داری سردار شهید رشید را به جا می آورد. چه خوشبختم من که در دوران چنین بانوانی که فاطمی و زینبی زیست می کنند نفس می کشم. کاش دستم را بتوانم مثل آنها در دست وصی و مولایمان بگذارم و بیعت کنم. آقا جان، ما را به حق این مادران سرزمینم از دایره یارانت بیرون نگذار " اللهم عجل لولیک الفرج" فاطمه کریمی https://eitaa.com/redlines
دختر ایرانی فضایی نمی شود ! پرده اول « این کار برای یک دختر بچه خطرناک است و من اجازه ساخت چنین تصویری را ندارم » این پیام را هوش مصنوعی به درخواستم داد! به پیشنهاد دوستانم برای تکمیل روزنامه دیواری دخترم در مورد صنعت موشکی ، برای اولین بار دست به دامن هوش مصنوعی شدم. در قسمت توضیحات نوشتم :« دختر بچه ای که در فضای آزمایشگاهی در حال ساخت موشک فضایی است» بعد از چند ثانیه پردازش ، خروجی کار یک عکس بود. دختر بچه ای با موهای بلوند در حال ساخت موشک فضایی . پایین موشک یک پرچم کوچک آمریکا توجهم را جلب کرد. دوباره نوشتم:« دختر بچه ایرانی در حال ساخت موشک فضایی را برایم طراحی کن » جوابی که در خط اول آوردم را به من تحویل داد. یک لحظه جا خوردم. حتی در دنیای خیال انگیز هوش مصنوعی هم که می گویند هر چیزی ممکن میشود ، اجازه نمی دهند تصویر یک رویا را بسازی. رویایی بچگانه که بعد از خواندن کتاب بابای موشک ها در مورد شهید طهرانی مقدم در دل دخترک شکل گرفته. رویای ساخت موشک و فرستادنش به فضا .   در دنیای هوش مصنوعی که بانک اطلاعات اش از منابع خودشان پر شده ، دختر بچه آمریکایی اجازه دارد دانشمند فضایی باشد و دختر بچه ایرانی نه! ‌این رفتار را بارها در شبکه های اجتماعی خارجی که ادعای آزادی بیان شان گوش فلک را پر کرده بود دیده بودم . بارها حذف مطلب و بسته شدن اکانت برای ما عادی بود. اما دنیا در جریان جنگ غزه تازه به این برخورد های دوگانه رسید .این جاست که به قول شهید طهرانی مقدم ضرورت ساخت تکنولوژی که made in Shia روی آن نوشته شده باشد درک می کنم. پرده دوم  « دختران فضایی ایران» تیتر روی جلد یک نشریه بود. تا عکس روی جلد را دیدم سریع وارد کانال شدم . در عکس دو دختر با روپوش سفید آزمایشگاهی به یک ماهواره خیره شده بودند .  مطالب را تند تند و با ذوق خواندم. هر کدام خلاصه ای بود از روایت زنان و دختران ایرانی که برای پیشرفت و آبادی کشورم.در خرید نشریه تردید نکردم. برای رسیدنش مثل بچه ها هیجان داشتم.  از قسمت فضایی شروع کردم . نشریه سراغ خانم مهندس های دهه هفتادی رفته که در یک شرکت خصوصی دانش بنیان کار می کنند. جایی که میانگین سنی متخصص هایش ۲۶ سال است ! استادی با انگیزه که قبلاً مدیر تولید ماهواره « امید»  بوده ، همان ماهواره تماما ایرانی که با پرتابگر ایرانی به فضا پرتاب شده است. پرتابگر بومی که رویای شهید طهرانی مقدم بود و با همت و اراده اش ما را به باشگاه فضایی دنیا وارد کرد.  استاد جوانان تازه فارغ التحصیلی که از هنوزمهر مدرک کارشناسی شان خشک نشده را جذب شرکت می کند تا با هم رویای بزرگ  شأن را عملی کنند. ساخت منظومه ماهواره ای ، چیزی شبیه استار لینک . بعد از موفقیت بزرگ آنها در پرتاب ماهواره های کوثر و هدهد در سال ۱۴۰۳ این مصاحبه از آنها منتشر شده تا رویای دخترکم را دور از دسترس نبینم.  پرده سوم  خبر پرتاب سه ماهواره جدید ، پایا و ظفر و کوثر جدید را وسط همه شلوغی های این روزهایم که شنیدم ، حسابی حالم عوض شد. شروع کردم به گشتن و خواندن و شنیدن از این ماهواره های جدید. وسط این گشتن ها در مصاحبه ای شنیدم ما به اندازه تمام ماهواره هایی که در این بیست سال به فضا فرستادیم ، ماهواره های در حال ساخت داریم با دقت های بالاتر و کیفیت بهتر. پرتابگر های ماهواره بر مان هم به لطف خون شهدای موشکی ، طهرانی مقدم ها و حاجی زاده ها آماده می شوند برای تکمیل کردن باشگاه فضایی مان.  این وسط با خبر بردن بودجه ناکارآمد به مجلس و افزایش بی سابقه قیمت طلا و دلار و خبر برگشت ترانه و امثال آن خواستند دهن ملت را تلخ کنند . اما خوب به قول حاج حسن طهرانی مقدم « ما روی سکوی پرتابیم» . حاج حسن در روزهای سخت تر  از امروز ما ، پروژه فضایی کشور را به دستور مرید و مولایش کلید زد. اسم پروژه را قائم گذاشت تا چیزی بسازد که برای بستر سازی ظهور استفاده شود. همه خوب می دانیم اگر مسولین بی عرضه و خائن اجازه دهند ، می شود در تمام منابع بی نظیر نفت و گاز و منابع معدنی را بست و فقط با ساخت و فروش محصولات دانش بنیان مان به دنیا کشوری بی نیاز به دیگران و قدرتمند ساخت . پرده آخر  رویای دانشمند فضایی شدن دخترم ممکن است تا بزرگ سالی هزار چرخ بزند اما من به عنوان مادر فقط می توانم ذوق ساخت یک دنیای جدید را برایش زنده نگه دارم. برای ساخت مدار ساده اش خوشحال شوم. کمک اش کنم با برنامه نویسی کودکانه مطالب درس اش را بسازد و برای شرکت در مسابقه ساخت ربات تشویق اش کنم. حتی از موشک کاغذی که می سازد که چند موشک کوچک در دل خود دارد تا هم زمان چند هدف را وسط خاک اسرائیل بزند حسابی ذوق کنم و با هم بلند بگوییم الله اکبر ... الله اکبر فاطمه کریمی https://eitaa.com/redlines
ماکت است ، ایران ماهواره ندارد! بچه ها در اتاق مانیتورینگ بودند برای رصد اطلاعات ، آن طرف دنیا در اتاق فکر رسانه هایشان دستور کار جدید صادر شد. عکس ماهواره هدهد را استوری کردند ، زیرش نوشتند" این ماکت است با وسایل ماکت سازی سر هم شده " آن یکی نوشته بود " مشخص است ماهواره چوبی است " خانم مهندس دهه هفتادی مان از سال ۱۴۰۳ تعریف می کند . زمانی که ماهواره های یک شرکت دانش بنیان خصوصی به فضا پرتاب شد و سیگنال های موفق اش دل خیلی ها را شاد کرد. اما قبل از آن در داخل کسی باورش نمی شد این بچه ها چه کار بزرگی انجام می دهند. حتی خیلی از سازمان ها بهشان وقت جلسه هم نمی دادند. اما بعد از پرتاب موفق خودشان برای همکاری پا پیش گذاشتند. خیلی ها به دهه هفتادی و هشتادی ها بر چسب بی حوصلگی و بی انگیزگی می زنند اما پیشرفت های حساس ترین بخش های علمی مان ، مثل همین هوافضا را مدیون همین بچه هایی هستیم که میانگین سنی شان به ۲۶ نمی رسد! به واسطه زن بودنم ذوق دخترهای مهندس پروژه ها را بیشتر دارم. شاید چون آینده دخترم را روشن می بینم . . خانواده هایشان به آنها ایمان داشتند و استادشان به استعدادشان باور داشت. خانواده ها در برابر حجم زیاد کارشان صبوری می کردند استاد هیچ جا پشت شان را خالی نمی کرد. جایی در سازمانی اعلام می شد به جای این خانم های جوان ، نیروی آقا جایگزین کنید، استاد اعلام می کرد این خانم ها نفرات اصلی پروژه هستند و جایگزین ندارند. روایت های مجله سها را وسط شلوغی های کارهای خانه و بچه ها می خوانم و ذوق می کنم. بچه ها می پرسند :" مامان چی نوشته اینجا ؟ " به عکس های مهندسان جوان که کار نصب ماهواره را انجام می دهند اشاره می کنند. به زبان کودکانه برایشان تعریف می کنم . با ذوق می گویند :" ما هم بزرگ شدیم موشک خودمون رو می سازیم می فرستیم فضا " دلم حسابی برایشان ضعف می رود. ان شاالله می گویم ، و می پرسم :" می خوای چند تا از عکس هایی که ماهواره ها از زمین می گیرند رو با هم نگاه کنیم ؟" عکس ها را می بینند و حسابی رویا پردازی می کنند. دنبال بازی که می روند دوباره غرق در خواندن می شوم. خانم قلی زاده خانم مهندس روایت ما ، با همسرش در همین شرکت آشنا شده و ازدواج کردند. همسرش از قدیمی های شرکت است . حالا فکر نکنید شرکت شان قدمت زیادی دارد. شرکت امید فضا کارش را سال ۹۷ در یک کافه شروع کرده بعد کتابخانه دانشگاه . بعد از یک سال تازه توانستند یک جایی را اجاره کنند با چند میز و صندلی دست دوم ! خانم مهندس وقتی برای کارآموزی وارد شرکت شده بود تازه تعدادشان به ۱۰ نفر رسیده بود. حالا تصور کن کار سخت با حساسیت بالا انجام بدهی اما حقوق ات را شش ماه یا نه ماه یکبار بدهند! خیلی ها طاقت نمی آوردند و می رفتند. اما آنها ماندند و به دنیا ثابت کردند برای ایرانی کار نشد ندارد! حتی اگر ۸ نفر در یک اتاق ۹ متری با تجهیزات کار کند! حتی اگر برای کار کردن تنها جای خالی روی پله ها باشد! آنتن های سار روی ماهواره هدهد و کوثر طراحی خانم مهندس ماست. آنتن هایی که از قطر ۴۵ یا ۹۰ سانت به قطر ۳ تا ۴ متر می رسند. طراحی ساختار اصلی ماهواره هدهد، در واقع طراحی، جانمایی ، سیم کشی ، تحلیل های استحکامی و دینامیکی هدهد همه به عهده خانم قلی زاده بوده ،خانم مهندس ۲۶ ساله ما . من این مصاحبه را چند بار خواندم و هر بار بیشتر از قبل ذوق کردم. شاید عده ای باز بگویند در این وضع مملکت دل خوشی داری با این خبرها خوشحال می شوی . اما تجربه به من ثابت کرده ، با همه سختی ها آینده کشورم را همین آدم ها می سازند نه خائن های وطن فروش . ایران ۱۴۰۴ با همه کم و زیاد هایش آنقدر به سمت قله رفته که دیگر انکار و تمسخر و تهدید جلوی راهش را نمی گیرد. من باید برای ایران ۱۴۲۴ خودم و بچه هایم را به صبر و تلاش و عشق به کشورم مجهز کنم . فاطمه کریمی https://eitaa.com/redlines
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 اشاره رهبر انقلاب به شکست دشمنی‌ها در از بین بردن جمهوری اسلامی: ✏️ جمهوری اسلامی امروز سربلند، قوی و آبرومند در دنیا است. ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ 📥 سایز پست | استوری 💻 Farsi.Khamenei.ir
آل عمران وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﻭ [ ﺩﺭ ﺍﻧﺠﺎم ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻫﺎﻱِ ﺣﻖ ﻭ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﺩ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻦ ] ﺳﺴﺘﻲ ﻧﻜﻨﻴﺪ ﻭ [ ﺍﺯ ﭘﻴﺶ ﺁﻣﺪﻫﺎ ﻭ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﻭ ﺳﺨﺘﻲ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﺭﺳﺪ] ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﻴﻦ ﻣﺸﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﻣﺆﻣﻦ ﺑﺎﺷﻴﺪ ، ﺑﺮﺗﺮﻳﺪ .(١٣٩) خدا به هیچ قومی قول برتری نمی دهد مگر شرط ایمان بگذارد ، مراقب ایمان مان باشیم ، از خدا برای تمام رزمندگان جهان اسلام طلب پیروزی کنیم
شهید امام خامنه ای فروردین ۱۴۰۳ عصا بیفکن! دِلا! ز معرکه‌ی محنت و بلا مگریز چو گِردباد به هم پیچ و چون صبا مگریز تو را است معجزه در کف، ز ساحران مهراس عصا بیفکن و از بیم اژدها مگریز تو موج غیرت و عزمی، ز بحر بیم مدار حذر ز غرش طوفان مکن ز جا مگریز ز سست عهدی ایام دلشکسته مشو نشانه باش چو پرچم، ز بادها مگریز چو صخره باش و مکن تکیه جز به دامن کوه به حق سپار دل خویش و از دعا مگریز تو از تبار دلیران خیبر و بدری چو ذوالفقار و چو حیدر بزن صلا مگریز به نوشخند منافق ز ره کناره مگیر به زهرخند معاند به انزوا مگریز چو ره به قبله‌ی امن است پایمردی کن خطا مکن، ز توهم به ناکجا مگریز چو تیر راه هدف گیر و بر هدف بنشین ز کجروی به حذر باش و از خدا مگریز «امین» خلق و امانت‌گزار یزدان باش به صدق کوش و خطر کن ز مدعا مگریز پ.ن : اون صبحی که خبر شهادت آقا رو اعلام کردن ، قرآن رو باز کردم شاید آیه ای بخونم دلم آروم بگیره . آیه های معجزات حضرت موسی اومد. این روزها معنی شعر رهبرم رو که پارسال قبل از عملیات وعده صادق برامون خوند رو می فهمم. خامنه ای عصاشو به فرمان خدا انداخته تا سحر ساحران عالم رو باطل کنه
صحنه‌ی جهانی، امروز شاهد پدیده‌هایی است که تحقّق یافته یا در آستانه‌‌ی ظهورند: تحرّک جدید نهضت بیداری اسلامی بر اساس الگوی مقاومت در برابر سلطه‌ی آمریکا و صهیونیسم؛ شکست سیاست‌های آمریکا در منطقه‌ی غرب آسیا و زمین‌گیر شدن همکاران خائن آن‌ها در منطقه؛ گسترش حضور قدرتمندانه‌ی سیاسی جمهوری اسلامی در غرب آسیا و بازتاب وسیع آن در سراسر جهان سلطه این‌ها بخشی از مظاهر عزّت جمهوری اسلامی است که جز با شجاعت و حکمت مدیران جهادی به دست نمی‌آمد. شهید امام خامنه ای سالگرد چهل سالگی انقلاب بیانیه گام دوم
ما باوجود شنا در جهت مخالف جریان دشمن‌ساز، به رکوردهای بزرگ دست‌یافته‌ایم و این نعمت بزرگی است  شهید امام خامنه ای سالگرد سالگی انقلاب بیانیه گام دوم انقلاب
انقلاب اسلامی مردمی‌ترین و بزرگ‌ترین انقلاب عصر حاضر است شهید امام خامنه ای سالگرد چهل سالگی انقلاب اسلامی بیانیه گام دوم