eitaa logo
تبلیغات گسترده ریحون
842 دنبال‌کننده
622 عکس
206 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 ♨️کمپین به ایتا پیوست ... شما هم اگر خواهان انتقام سخت هستید وارد لینک زیر شوید 👇 https://eitaa.com/joinchat/2748973056C54d709f075 ♨️🔥اولین تصاویر از بیت رهبری منتشر شد 😔 باورش سخته😭
تک بنر10000 عمومی غیررمان👇 اصلی👇 https://eitaa.com/joinchat/3850436696Cbb84175808 چهارمین وآخرین14000 عمومی غیررمان 👇 دوم👇 https://eitaa.com/joinchat/811073633C13ae5033a0
‌ 🟠 قیمت لحظه ای دلار طلا سکه خودرو را فقط و فقط اینجا میزاریم👇👇 Dolar_Online Dolar_Online سایت اتحادیه طلا و جواهرات تهران dolarakhbar داره لحظه ای قیمت میزنه عضویت در کانال🔻🔻🔻 https://eitaa.com/joinchat/3715040140Cab81913b1b
پست آخر33000👇 عمومی غیررمان هفتم👇 https://eitaa.com/joinchat/561053931Cff0f438266
پزشک معروفی بودم که یه دختر محجبه‌ی هجده ساله رو گرفتم! من عاشق این دختر ریزه میزه و بامزه بودم، ولی اون به خاطر گذشته‌ی تلخش نمی‌تونست من رو قبول کنه و ازم دوری می‌کرد و با لباس پوشیده توی خونه می‌گشت. قول دادم تا عاشقم نشده بهش دست نزنم، ولی باید بغلم می‌خوابید و موهای بلندش رو نوازش می‌کردم تا خوابم می‌برد. یه مدت به همین منوال گذشت تا اینکه یه شب وقتی به خونه اومدم، دیدم دامن کوتاه پوشیده و موهای خیسش رو باز گذاشته و آرایش کمی هم داره. عصبانی شدم! فکر کردم می‌خواد من رو عذاب بده و با عصبانیت بهش گفتم بره لباس عوض کنه. بعد هم خواستم برم که مظلومانه گفت: امروز... امروز فهمیدم که اگه زن از شوهرش دوری کنه، گناه می‌کنه... تازه متوجه منظورش شدم! به سمتش رفتم و........ https://eitaa.com/joinchat/1005977702Cc8f1adff91
من سرگرد بودم و اون یه دختر محجبه، ازدواجمون مصلحتی بود به هم قول داده بودیم کاری به کار هم نداشته باشیم اما برای من سخت بود که خودمو جلوش کنترل کنم هر روز به خودش میرسید آرایش میکرد، لباسهای زیبا می پوشید. کم کم داشتم خودمو میباختم اما نمیخواستم زیر قولم بزنم از مردونگی به دور بود برای همین شبها رو دیر وقت به خونه میرفتم که اون خواب باشه و من نبینمش و صبحها آفتاب نزده از خونه بیرون میزدم، تا اون شبی که بخاطر کاری زودتر از همیشه به خونه برگشتم ، همینکه درو باز کردم تا داخل برم سر جام خشکم زد، لباس زیبایی به تنش کرده و سخت مشغول کلنجار رفتن با ضبط بود میدونستم تو نبود من آهنگ میذاره ، چند باری یواشکی دیده بودم، سخت بود خودمو کنترل کنم بی صدا به طرفش رفتم، هینی کشید، با حال عجیبی زیر گوشش گفتم .- هیچ میدونی شرعا و عرفا بمن حلالی ،زنمی؟ لرزید، اما، من دیگه عقلمو از دست داده بودم و... https://eitaa.com/joinchat/538050827Cdd78e15ff2
عمومی غیررمان 10000👇 دوم👇 https://eitaa.com/joinchat/811073633C13ae5033a0 عمومی غیررمان 10000👇 سوم👇 https://eitaa.com/joinchat/40697981C3ba419bd9c