1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- اون بلد نیست کمک بخواد, فقط غیب میشه
𖨂📱ʝօɨռ→@reeltime
#پارت_دوازده
بعدسهیلا حالش بدشد ودستش راگرفت به
صندلی پارک ، گفت:د د د دریاسرم داره گیج
م م میره سری بردیمش به بیمارستان
که دکتر ازاتاق آمدبیرون
پرسید:همراه بیمار خانم سهیلا ساحلی چه
کسی هست?
من هم رفتم گفتم:آقای دکتر چی شده حالش بهتر هست
+مسموم شده است،غذایی که بهش نمیسازه
دادیدبهش یاکسی بهش چیزی داده
دریا:نه سهیلا به غذایی حساسیت نداره،
نمیدونم کسی بهش چیزی داده بودیانه!
دکتر:خداروشکربه خیرگذشت حواست به خواهرت باشه
کیوان:اجازه داریم ببینیمش
دکتر:بله
رفتم پیش خواهرم به محض این که وارداتاق
شدم پرسیدم:ازکسی چیزی گرفتی آبجی ؟
جواب داد:آره یه دختره بهم آب معدنی
دادخوردم بعداینطوری شدم
کیوان گفت:خانم ساحلی به نظرمن این
موضوع خطرناکی هست ممکن است
تعدادزیادی مسموم بشوند اگر میخواهید به
پلیس گزارش بده.
سهیلا:ببخشید اسم وفامیل شماچی هست?
کیوان زارع
+آقای زارع معلومه بچه درس خونی ازحرف
زدنت معلوم هست، سِرمم که تموم
شدخودم گزارش میدم.شما خانواده ات
توهمین شهر هستند یاتنهازندگی میکنی?
کیوان :پدرو مادرم فوت کردند تنها هستم
رفتم آبمیوه وکیک گرفتم دادم به
خانم ساحلی وسپس خداحافظی کردم
اومدم خانه دیدم رویادراتاقش خواب هست
فرداشد که دریاگفت: فردا بادوست دوره
راهنمایی ام میخواهم برای صبحانه بیرون سهیلا : منم قبول کردم وگفتم برو
زیر سماور راروشن کردم وچایی دم کردم
وخوردم یه موزیک ملایم گذاشتم به حمام
رفتم،یک پیراهن سفید باشلوار مشکي
پوشیدم وکیف دانشگاهم رابرداشتم بعدش برم دانشگاه
کیوان:کولی ام راحاضرکردم موهایم را بالازدم
کمی ژل وتافت زدم که حالتش بمونه، عطر
هم زدم وسمت دانشگاه حرکت کردم.
رویا : دقیقاً من ودریاهم زمان رسیدیم ،دریا
سلام کرد ولی من محل ندادم
کیوان :من که از طرزفکرش بوبرده بودم که
چی فکرکرده برگشتم گفتم ......
𖨂📱ʝօɨռ→@reeltime