eitaa logo
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
573 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.2هزار ویدیو
4 فایل
بسم‌الله🌱 اینجاقصه‌چندطلبهِ‌یزدیه🙂✍🏻 همدل،هم‌مسیر،عاشق‌مسیرحق❤️‍🩹🪴 رفاقتمون‌ازحجره‌شروع‌شد؛تاشهادت‌ادامه‌داره💔🕊 همون‌رفاقت‌ساده‌ای‌که‌رنگ‌خدا داره✨ اینجابارفاقت،چای‌طلبگی‌ودل‌پاک،باهمیم‌تاشهادت!🥀 شروع:04/4/28🤍کپی؟!صلوات✅😊 من؟ @Talabeh_88 ➡تبادل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸 اگه‌به‌گناهےمبتلاشدے؛نـذارقلبت‌بهـش‌ عادت‌ڪنه!عادت‌به‌گناه‌اضطراب‌وترسِ‌ ازگناه‌روازقلبت‌میگیره!اونوقـت‌به‌جـاے لذت‌بـردن‌ازخدا؛دیگـه‌ازگنـاه‌لذت‌میبرے..💔!
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
محجبه‌بودن‌..مثل‌زندگی‌بیـن‌ ابرهایی‌ست‌که‌مـ🌙ـاه‌رافقط‌ برای‌خدایش‌نمایان‌میکند♥️! 🌸
تصویر خاص از شهیدان حاجی زاده محمد باقری محمود باقری غلامرضا محرابی و مهدی ربانی 🥲
‌هنوز هم‌ شھادت‌ می‌دهند اما به ‹ اهل‌درد › نه بیخیال‌ها . . فقط‌ دم‌ زدن‌ ازشھدا که افتخار نیست🦋 باید زندگی ، حرف ، نگاه ، لقمہ‌ها و ‌‌رفاقتمون هم‌ بوی شهدارو بده . . 🌸🍃 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❤️‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌
خب خب! خیلی وقته معرفی کتاب نداشتیمااا🥲 حواستون هست؟؟😁 بریم بزاریم😍❤️
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
خب چهارمین کتابمون به نام «زن‌ها‌روحانی‌نمی‌شوند» هست!🥲 (نوشته‌ی خانم‌اعظم عظیمی)🌱 {زندگینامه سرکار
خب پنجمین کتابمون به نام «دلتنگ‌نباش» هست!🥲 (نوشته‌ی‌ خانمِ زینب مولایی)🌱 {روایت زندگی شهید مدافع حرم روح الله قربانی از زبااان همسر🥺❤️‍🩹} کتابی با عاشقااانه های فرااوان و در کنارش خنده و گریه و ذوووق🥰🥺❤️ خودم الان درحال خوندنش هستم و آخراشم🥲🙃 محتوای این کتاب مناااسب همه سنینه و پیشنهاد میکنم حتماااا مطالعه کنید👌🏻😇 از جذاااابیتش هرچی بگم کمه بس که دلنشینه😍🌱❤️ یه جورااایی درس زندگی رو می آموزه😢 خلاصه که حتمااا بخونیدش چون واااقعا عااالیه❤️☺️☺️🌹 بخشی از کتاب رو براتون میزارم👇🏻😌
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
دلتنگ نباش:🌱 زینب از خانه تن ماهی برداشته بود. برگشتند ویلا و شام را خوردند و از شدت خستگی زود خوابیدند.صبح زود که بیدار شدند هوای خنک سحر گاهی صورتشان را نوازش می داد. رفتند بیرون و قدم زدند روح الله به یکی از محلی های آنجا سپرده بود تا برای شان یک مرغ محلی بگیرد و سر ببرد. باز هم برای ناهار بساط آتش را فراهم کرد. زینب هم مرغ را به سیخ کشید و به او داد تا کباب کند. جوجه کباب ها که آماده شد، گفت « تو مشغول شو، من الآن میام!» - کجا میخای بری؟! روح الله به دوسه نفر از کارگرانی که در آن محوطه کار می کردند، اشاره کرد‌ «بوی کباب بهشون خورده، می رم بهشون تعارف کنم، الآن می‌آم.»...
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
«بی‌مقدمه‌گفت:زینب‌خانوم،من‌وشما تواین‌دنیا خیلی‌باهــم‌زندگی‌نمی‌کنیم، امابه امیدخدا اون‌دنیا‌همیش
کتابی که معرفی شد متعلق به زندگینامه این شهید بزرگوار (شهید قربانی) هست!🌹 بسیااار زندگی شیرین و قشنگی داشتن که توی این کتاب به زیبایی هرچه تمام تر جمع بندی و نوشته شده😊 پس حتما کتابشونو پیدا کردین مطالعه کنید که ضرر نمیکنین😇🥲!!❤️
بیدارین یکم حرف بزنیم؟؟!🥲 موقعیت:؟ وقتی برق نداری و حوصله هیچ کاریم نداری جز گوشی یا خواب🤷🏻‍♀🤷🏻‍♀😒 😉😉https://daigo.ir/secret/51643243580