رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
امروز بعد از دو سه هفته ان شاءلله معرفی کتاب شهدا رو داریم!🙈⭕️📚 (دلیل اینکه نذاشته بودم این بود که ک
از سر شب هیئت بودم و تازه بیکار شدم و یادم اومده که قرارمون چی بوده! 🤦🏻♀🤦🏻♀
با معرفی کتاب آخر شبی چطورید؟! 😉🙈
بخشی از جاهایی که رفتیم🥺🥲
از هیئت و مهمانی شهید گمنام گرفته،
تا سمنو پزون و مراسمات موکبی و... ❤️🩹🖤
#روزمرگیfr
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
خب دَهمین کتابمون به نام «درگاهِاینخانهبوسیدنیاست»هست!🥲 (نوشتهی خانم زینب عرفانیان)🌱 {روایت د
خب یازدهمین کتابمون به نام
«مسافر کربـــلا» هست!🥲
(کاریازگروهفرهنگیشهیدهادی)🌱
{روایت هایی از زندگی شهید دانش آموز علیرضا کریمی🥺❤️🩹}
کربلا نرفته ها بسم الله.!🖤
این شهید کربلا میده هااا!!😢
روایت زندگی شهیدی که کربلا نرفته بود، دانش آموز بود و گفت من میرم برای اینکه راه کربلا باز بشه!🥺
وقتی برمیگردم که راه کربلا باز بشه!
و درست زمانی جنازه اش برگشت که راه کربلا باز شده بود؛!🥺💔
از اون روز هرکی کربلا میخاد با یه توسل به شهید علیرضا کربلایی میشه!😭❤️🩹
کتابی که داستان زندگی یه نوجوون دانش آموزه که گرچه سنش کم بود ولی با ایمان قویش برای دفاع از وطن و امامش رفت!😔
فقط باید بخونید و همراهش اشک بریزید!😭
انقــــــدر داستان این کتاب دلنشینه که حـــــد نداااره🥺❤️
پس پیشنهاد میکنم حتمااا این کتاب شهید رو مطالعه کنید که واااقعا عاالیه👌🏻😇
خوندش زمان زیادی نمیبره!🥲❗️
بخشی از کتاب رو براتون میزارم👇🏻😌
#معرفی_کتاب_شهدا
#پیشنهاد_مطالعه
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
درگاهاینخانهبوسیدنیاست:🌱 تا گوشی را برداشتم، علیرضا از آن طرف خط دادزد. _مامان! بیا من رو از ای
مسافر کـــــربلا:🌱
صبح زود بود. زنگ خانه به صدا در آمد.
رفتم و در را باز کردم، باورم نمیشد.
با تعجب دیدم پشت در علیرضاست!
علیرضای من با هماپ لبخند همیشگی، گرفتمش توی بغلم. گفتم: دورثزه دارم مرتب دعا میکنم که تو برگردی. خیلی دلم برات تنگ شده.
آمیدیم داخل، بهش گفتم: امشب مجلس عقد خواهرته. ماهم که هیچ دسترسی به تو نداشتیم، فقط دعا میکردم که تو هم بیای!
طبا اینکه از راه رسیده بود و خسته، اما از صبح تا شب دنبال کارها بود. خرید ها، تزئین، آماده کردن خانه و...
عصر هم آمد پیش خواهرش و گفت: اجی، خیلی مراقب باش اول زندگیتون با گناه شروع نشه. اکه میخای خدا همیشه پشت و پناهت باشه اجازه نده کسی تو مجلس شما گناه و کار خلاف شرع انجام بده. صحبت هاش که تمام شد آمد تو آشپزخانه پیش من...🌱
#بخشی_از_کتاب