eitaa logo
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
573 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.2هزار ویدیو
4 فایل
بسم‌الله🌱 اینجاقصه‌چندطلبهِ‌یزدیه🙂✍🏻 همدل،هم‌مسیر،عاشق‌مسیرحق❤️‍🩹🪴 رفاقتمون‌ازحجره‌شروع‌شد؛تاشهادت‌ادامه‌داره💔🕊 همون‌رفاقت‌ساده‌ای‌که‌رنگ‌خدا داره✨ اینجابارفاقت،چای‌طلبگی‌ودل‌پاک،باهمیم‌تاشهادت!🥀 شروع:04/4/28🤍کپی؟!صلوات✅😊 من؟ @Talabeh_88 ➡تبادل
مشاهده در ایتا
دانلود
جزئیاتی که دوست دارم 🥲🤌🏻
امشب معرفی کتاب داریم دیگه؟! متاسفانه نشد که کتاب رو عکاسی کنم واسه همین میخاستم بازم امشب نذارم، ولی دیدم نمیشه بد قولی کرد گفتم میزارم اما فعلا عکس های کتاب از گوگل هست تا وقتی عکاسی کردم ویرایش میزنم و درست میشه!🥲❤️
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
خب سیزدهمین کتابمون به نام «یادت باشــــد» هست!🥲 (نوشته‌ی‌آقای‌رسول‌ملاحسینی)🌱 {روایتی از زندگی عاش
خب چهاردهمین کتابمون به نام «راض بابا» هست!🥲 (نوشته‌ی‌خانم‌طاهره‌کوه‌کن)🌱 {روایتی از زندگی شهیدانه و عارفانه نوجوان شهیده راضیه کشاورز🥺❤️‍🩹} کتابی که روایت گر لحظات تلخ و شیرین دختری ۱۵ ساله که نه، انگار ۵۰ ساله هست و کلی درس داره! داستانی که باید بخونی و همراهش اشک بریزی! داستان هایی از زبان خانواده و دوستان که از زمان وقوع حادثه ای تلخ آغاز میشه و تا لحظه شهادت ادامه داره! حادثه ی انفجاری تروریستی و عظیم در شهر شیراز و زخمی شدن شهیده که در نهایت بعد از ۱۵ روز به شهادت ختم میشه!💔😭 انقدر داستان این کتاب با قلمی ناب و زیبا نوشته شده که همراه با خاطرات باید اشک بریزی و بخونیش!!🥺💔 پیشنهاد ویژه به دختران عزیز و نوجوان!!! با خوندنش می فهمی این که میگن شهید زندگی کنی شهید میشی یعنی چی؟!🥺 خلاصه که انقـــــــدر این داستان زیباست که حــــــد ندااااره🥺❤️ پس پیشنهاد میکنم حتمااا این کتاب بسیااار زیبا رو مطالعه کنید که واااقعا عااالیه👌🏻😇 بخشی از کتاب رو براتون میزارم👇🏻😌
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
یادت باشــــد:🌱 پنجشنبه عید غدیر عروسی کردیم، دوشنبه برای ماه عسل با قطار عازم مشهد شدیم، باران شدید
راض بابا:🌱 پایم را که به مدرسه گذاشتم، صدای زنگ تفریح در همهمه بچه‌ها گم شد. پارچه تبریک و تقدیری نمی‌دیدم. همین ذهنم را درگیر کرد. از راهرو گذشتم و وارد دفتر مدرسه شدم. بعد از احوالپرسی، رو به مدیر که روی صندلی نشسته بود و برگه‌های روی میزش را مرتب می‌کرد، گفتم: «مزاحمتون شدم تا از وضعیت درسی راضیه بپرسم.» مدیر با خودش زمزمه کرد:« راضیه کشاورز» کمی صدایش را بلند کرد. _خانم بهرامی لیست نمرات راضی کشاورز را بیارین. از پنجره ای که رو به حیاط مدرسه بود، بچه‌ها را که گروه گروه نشسته بودند یا راه می‌رفتند، نگاه می‌کردم. تا لیست روی میز قرار داده شد، مدیر برگه‌ها را مرور کرد و با لبخندی که روی لبانش نشست، سربلند کرد...🌱
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بسم الله...🌱
السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)❤️
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)🌸
به‌سلیمان‌جهان‌از‌طرف‌مور‌سلام به‌شه‌تشنه‌لب‌از‌بنده‌ی‌رنجور‌سلام نشدم‌لایق‌وصل‌تو‌در‌این‌مدت‌عمر دلخوشم‌اینڪه‌دهم‌باز‌هم‌از‌دور‌سلام❤️✋🏻