eitaa logo
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
563 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.2هزار ویدیو
6 فایل
بسم‌الله🌱 اینجاقصه‌چندطلبهِ‌یزدیه🙂✍🏻 همدل،هم‌مسیر،عاشق‌مسیرحق❤️‍🩹🪴 رفاقتمون‌ازحجره‌شروع‌شد؛تاشهادت‌ادامه‌داره💔🕊 همون‌رفاقت‌ساده‌ای‌که‌رنگ‌خدا داره✨ اینجابارفاقت،چای‌طلبگی‌ودل‌پاک،باهمیم‌تاشهادت!🥀 شروع:04/4/28🤍کپی؟!صلوات✅😊 من؟ @Talabeh_88 ➡تبادل
مشاهده در ایتا
دانلود
راستی رفقاااا خیلی وقته معرفی کتاب نزاشتمااا😁 بریم بزاریم؟!😍🥲
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
خب اولین کتاب به نام <<آرام‌جان>> هست! (روایت زندگی شهید محمد حسین حدادیان، البته از زبان مااادر)🥺 {
ایشون دومین کتابه که قراره معرفی بشه 🥲 کتاب امروزمون به نام<<بیست‌سال‌و‌سه‌روز‌>> هستن...❤️‍🩹 (روایت زندگی شهید سید مصطفی موسوی)🥺 {نوشته ی خانم سمانه خاکبازان}🌱 کتابی بسیااار زیبا و خواندنی که روایت گر زندگی یه جوان امروزی و باحال ۲۰ ساله هست که شور و شوق نظام و ارتش باعث میشه با تمام نگرانی های مادرش بدون خداحافظی از مادر به سوریه بره و شهید بشه 🥺😢 داستانش بسیااار دلنشین و لذت بخشه و پیشنهاااد می کنم حتمااا حتمااا بخونیدش🥲❤️‍🩹 بخشی از داستان رو پست بعد براتون میزارم👇🏻
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
آرام جان:🌱 دعا دعا میکردم نیمه شعبان به دنیا بیاید. خبری نشد. دکتر گفت شنبه بیا برای معاینه. ۲۲ شعبا
بیست سال و سه روز :🌱 تافرمانده اعلام عملیات کرد؛ کوله را پشتش انداخت و خرج های خمپاره ی پر از فشنگ را روی جلیقه اش گذاشت. فرمانده پستش را عوض کرده بود. هرچند دلش به کمک تیربارچی شدن نبود و دوست داشت همان تکاور بماند، آزادانه جلو برود و به خط دشمن بزند؛ اما حرف، حرف فرمانده بود. حالا باید در موضع پشتیبانی می ایستاد و روی سر دشمن آتش می ریخت تا نیرو های تکاور مانور بهتری بدهند.....🌱🥲
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا