.
با اینکه دلــم نمی خواد بـرم...🥺
امــا به امـید دیـداااار امــام رضـای خـوبم:))🫂🥺❤️
پن: عکس تو قطار اونم شب، بهتر از این نمیشه؛🙈🙏🏻🌱
#روزمرگیfr
.
.
#خاطرهییادگاری
تو ایستگاه که نشسته بودیم، پدرم با یه لیوان نسکافه اومد گفت:اونطرف موکب دارن و دارن کیک و نسکافه میدن!🙂
منم با یکی دونفر از همراهان رفتیم، تو موکب اومدم برم جلو بگیرم که بنده خدا گفت بشینین پشت میز براتون میاریم!🥲
نشستیم و مشغول صحبت بودیم که یهو یه آقایی اومد نشست کنارمون و سلام کرد و پرسید از کجا اومدیم🙃
و بعد گفت اگه میشه ۵ دقیقه وقتتونو بگیرم، و بعد شروع کرد درباره اینکه تو این ایام قسمت شده و اومدیم و بعدم درباره امام زمان صحبت کرد و حدود ۵ دقیقه برامون حرف زد و بعد هم بحثو تموم کرد،،،😇🌺
و من هم خوشحال بودم از این کار زیبا و هم داشتیم از خنده منفجر میشدیم🤭😆
(فک کن یهو وسط حرف زدن اومد نشست و شروع کرد به صحبت کردن و ما نمی تونستیم هیچی بگیم😆😅)
خلاصه که تا یه ربع بعد داشتیم به هم میخندیدیم🤣😅
ولی خدایی خاطره به یادموندنی شد برامون😊✨
با لب خندون از سفر برگشتیم😁🙈
#روزمرگیfr
.