رفتم بیرون و برگشتم🌱✨
ولی یادم رفت عکس بگیرم 🥲👀
نمدونم چرا وقتی میام خونه یادم میاد😵💫🤔
.
#روزمرگیfm
ایتای من که کلا داغونه🥲
پیامارو نمیارهــ.
پیاما نمیرهـ.
یه هفته است اینجوری شده🫥🫥
خب چهارمین کتابمون به نام «زنهاروحانینمیشوند» هست!🥲
(نوشتهی خانماعظم عظیمی)🌱
{زندگینامه سرکار خانم فاطمه سادات سیده خاموشی یا [خانم طاهایی] }
موضوع این کتاب اگرچه درباره شهدا نیست اما شخصیت های این کتاب کمی از شهدا ندارند چون واقعا برای دین و انقلاب بسیاااار زحمت کشیدند😢
یه جورایی جزء اولین کتابی بود که خودم خوندم ☺️
و واقعا لذت بردم بس که قشنگ بود🥰
داستان خانم طاهایی و زندگیشون انقدر دلنشینه که سیر نمیشی 🥺
و اینکه اگر میخای با طلبه ها آشنا بشی
و از طلبه ها بدونید بهتون پیشنهاد میدم حتما حتما بخونیدش🥺🥲
مطمئنم پشیمون نمیشید که هیچ بلکه عاشق ایشون و طلبه ها میشید😉🖤
پس پیشنهاد میدم خوندنش رو در اولویت قرار بدید!😇
بخشی از کتاب رو براتون میزارم👇🏻😌
#معرفی_کتاب_شهدا
#پشنهاد_مطالعه
زن ها روحانی نمی شوند:🌱
اشرف نفس زنان راهروی ورودی مکتب را رد کرد و وارد سالن اجتماعات شد.
فاطمه و دختری ناشناس آن سر سالن ایستاده بودند. معلوم بود حرف هایشان تمام شده و دارند جدا میشوند. سر و وضع دختر به هنر پیشه ای می مانست که چادری را ناشیانه کشیده باشد روی زرق و برق ظاهرش. بلوز یقه اسکی سرخابی پوشیده بود با شلوار جین سفید دمپا گشاد. موهای بلوندش را به عقب شانه زده بود و آن قدر آنها را پف داده بود که مثل کلاه خودی از طلا بالای صورتش ایستاده بودند. اشرف ناخودآگاه با خودش گفت صورت به این کشیدگی فرق کج باز می کرد بهتر نبود؟
از حضور این جور آدم ها در مکتب تعجب نمیکرد. اتفاقا خوش داشت آدم ها رو آنجور که هستند ببیند.
مثل پزشکی که باید موضع درد را بدون روتوش و روپوش ببیند...🌱🥲
#بخشی_از_کتاب
رفاقت تا شهادت♥🇮🇷:)"
اینم خانم طاهایی🥺🖤
اولین موسس مدرسه علمیه بانوان در ایران🥺😢❤️🩹
به نام: « مکتب نرجس خاتون در مشهد» که البته بعد ها شعبه های زیادی از این مکتب در سراسر ایران و حتی کشور های زیادی مثل چین و... تاسیس شد🥺
ما طلبه ها به جورایی مدیون و ممنون ایشونیم❤️🩹🥺🙏🏻🖤🖤
روحشون شاااد🖤